در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حتی باعث شد نگهبان پارک همکه قبلا با بیل دنبال او میدوید، وی را تشویق به تمرین بهتر کند. لیلا ابراهیمی که فرزند سوم خانواده بودن، نداشتن خواهر و تحصیل در رشتههای مترجمی زبان و کارشناسی تربیت بدنی را به عنوان برخی مشخصات خودش عنوان میکند، جزو ورزشکارانی است که روزهای سختی را پشت سر گذاشت تا شد یک چهره نام آشنا در دوومیدانی.
روزهایی مانند تمرین در پارک که همیشه خشم آقای نگهبان را بهدنبال داشت: آن زمان امکانات زیادی برای دوومیدانی نبود طوری که من بیشتر وقتها در پارک ملت تمرین میکردم.
البته چون دویدن روی آسفالت باعث درد پا و کمرم میشد، خیلی وقتها روی چمن پارک میدودیم. نگهبان پارک همیشه از این کار من عصبانی میشد و دنبالم میدوید اما هیچ وقت به من نمیرسید. از این نظراو یک حریف تمرینی برای من بود.
حتی یک بار نگهبان به قدری عصبانی شده بود که با بیل دنبالم دوید اما بازهم به من نرسید. یک بار هم او از عصبانیت با شلنگ روی من آب پاشید. خلاصه بعد از آن دوران در مسابقات آسیایی اردن شرکت کردم و مدال برنز گرفتم.
آن زمان مدال من کلی سر و صدا به پا کرد. وقتی برگشتم اعضای گروهی که همیشه در پارک، ورزش صبحگاهی انجام میدادند، روی هم پول گذاشتند و برای من یک نیم سکه خریدند. نگهبان پارک هم دیگر از دویدن من روی چمن عصبانی نمیشد و حتی تشویقم میکرد تا بهتر و بیشتر تمرین کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: