در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر معلم اجازه بیرون رفتن از کلاس را میداد که سریع مثل تیری که از چله کمان رها شده باشد به سمت دستشویی مدرسه که در آخرین نقطه حیاط بود، میپریدیم، اما اگر معلم اجازه خروج نمیداد، آنقدر منتظر میماندیم که صدای زنگ مدرسه بلند شود.
معلم ما فکر میکرد اجازه گرفتن برای رفتن به دستشویی، اسم رمزی است برای فرار کردن از درس و کلاس؛ برای همین او اغلب، درخواستها را رد میکرد و ما بناچار با آن چشمهای بیتاب و گوشهایی که نه درس که هیچ چیز دیگر را نمیشنید، غرق درد خودمان میشدیم.
هنوز هم بسیاری از معلمها اینچنین فکر میکنند و دانشآموزان اینچنین تحتفشار قرار میگیرند و این موضوع به اندازهای حساس است که رئیس انجمن اورولوژی ایران نسبت به آن هشدار داده و از مثانههایی گفته که به خاطر تخلیه نشدن بموقع، دیوارهشان نازک میشود و گاه کارش به کار گذاشتن «سوند» و مصرف طولانیمدت دارو میرسد.
البته همیشه معلمها در بهوجود آمدن این وضع دخیل نیستند، چون دانشآموزان خجالتی که تعدادشان کم هم نیست، حق رفتن به سرویس بهداشتی را از خود دریغ میکنند و به گمانشان به زبان آوردن این که نیاز به دستشویی دارند، مایه خجالت است.
اما دانشآموزی که نه معلم مانعش میشود و نه خجالتی است، مانعی دیگر برایش هست که اسمش سرویسهای بهداشتی کثیف است. تعداد دانشآموزانی که به خاطر آلوده بودن توالتها از تخلیه روده و مثانه منصرف میشوند، کم نیست.
در و دیوار آلوده دستشوییها، اتاقکهای تاریک و بدون لامپ که گاه عنکبوتهایی بزرگ درونش تور بافتهاند با حوضچههای آخورمانندی که نه مایع دستشویی دارند و نه آب گرم، رغبتی در دل دانشآموزان باقی نمیگذارد.
سرویسهای بهداشتی آنقدر برای سلامت مهم است که طرفداران آن، انجمن جهانی دستشویی را تشکیل دادهاند و در سراسر دنیا برای ساخت دستشوییهای بهداشتی و مجهز تبلیغ میکنند.
پس موضوعی چنین مهم وقتی یک سرش به دانشآموزان مربوط میشود، بیشک مهمتر نیز میشود و آنوقت است که میتوانیم ادعا کنیم دستشوییهای کثیف و بیامکانات اغلب مدارس ما در مقابل استانداردهای جهانی، یک سوءتفاهم بیشتر نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: