در باب آزادی بیان

غرب ریاکارانه عمل می‌‌کند

در روزهای اخیر، بار دیگر شاهد اهانت به مقدسات مسلمین و ساخت فیلمی موهن در توهین به ساحت نورانی و بزرگوار پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله بودیم که قلب مسلمانان را در سراسر جهان جریحه‌دار کرد.
کد خبر: ۵۰۵۸۱۴

این بار هم غربی‌ها به بهانه آزادی بیان از نوع غربی، نه تنها از مسلمانان عذرخواهی نکرده، بلکه این حرکت زشت را با توجیه به دفاع از آزادی بیان در راستای اهداف پلید خود به گونه‌ای دیگر جلوه دادند.

برای تببین علمی این موضوع به سراغ دکتر شریف لک‌زایی، عضو هیات علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و صاحب تالیفات متعدد در حوزه فلسفه سیاسی و آزادی رفتیم تا با ایشان در این باره گفت‌وگو کنیم.

تعریف شما از آزادی بیان چیست؟

آزادی بیان به معنای آزادی گفتار و نوشتار است. این‌که کسانی که در یک جامعه زندگی می‌کنند از این امکان برخوردار باشند که عقاید و اندیشه‌های خود را به دیگران منتقل کنند. این ممکن است در قالب گفتار یا نوشتار باشد. ممکن است مصادیق دیگری هم داشته باشد.

بنابراین آزادی بیان از یک وضوح و روشنی برخوردار است. چنان که حضرت امام هم فرمودند آزادی یک امر بدیهی است.

ابزارهای بیان بویژه رسانه‌های دیداری یا شنیداری فرهنگ‌آفرین و شکل‌دهنده افکار عمومی هستند و خوراک روح را تأمین می‌‌کنند حتی می‌‌توان گفت یک رسانه در سازماندهی جامعه دخالت می‌‌کند و به فرد و جامعه جهت می‌‌دهد و به نوعی در جامعه روشنگری می‌‌کند.

از این نظر آزادی بیان نسبت به دیگر آزادی‌ها دارای اهمیت است. حتی آزادی سیاسی هم که گفته می‌‌شود مادر آزادی‌هاست، بدون آزادی بیان پایش می‌‌لنگد.

همین باعث ایجاد یک چالش در جوامع می‌‌شود که می‌توان از آن صحبت کرد. اگر آزادی بیان در عرصه‌های جهانی و بین‌المللی مورد توجه قرار گیرد با توجه به این‌که با ارزش‌های مختلفی ممکن است تعارض داشته باشد، این چالش برجسته‌تر می‌‌شود.

آزادی بیان ظرافت‌هایی دارد که در مرحله عمل و بهره‌گیری از آن باید لحاظ شود البته آزادی بیان برای شکوفا کردن قابلیت‌ها، ظرفیت‌ها و استعدادهای افراد جامعه ضروری تلقی می‌‌شود و به رغم آن چالش، ما باید از آن دفاع کنیم. حتی در آموزه‌های دینی هم این دفاع تائید و پذیرفته شده است.

از طرفی آزادی بیان در شمار آزادی‌های مدنی نیز قرار می‌گیرد و به همین دلیل اهمیت آن افزون‌تر می‌شود. وقتی گفته می‌‌شود آزادی‌های مدنی یعنی آزادی‌هایی که فراتر از آزادی‌های فردی است، موضوع آن نیز گروه یا اجتماع است. اگر از عقیده، آزادی ابراز آن گرفته شود دیگر از چیزی با عنوان عقیده صحبت نمی‌شود.

در همین خصوص استاد مطهری می‌‌فرمایند اگر جلوی فکر را بگیرید اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده‌اید و حتی ایشان می‌‌گویند راه حفظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده دیگران نیست. ایشان بر این باور است تنها از یک راه می‌‌توان از ارزش‌های اسلامی دفاع کرد و آن هم علم و مواجهه آزاد با افکار مختلف است. بنابراین در ضرورت و اهمیت آزادی بیان تردیدی وجود ندارد.

آزادی بیان از ابعاد مختلف جامعه شناختی، اخلاقی و دینی تا چه حد به مثابه ارزش قابل دفاع است؟

همان طور که اشاره شد به نظر می‌رسد از هر سه منظر قابل دفاع باشد. در حوزه سیاسی و اجتماعی باید به افراد و گروه‌ها برای طرح دیدگاه‌هایشان آزادی داد. ممکن است این دیدگاه‌ها با آنچه از سوی حاکمیت مطرح می‌شود متفاوت باشد. اما نکته مهم این است که مرز آزادی بیان در حوزه اجتماعی و سیاسی، قانون است. بنابراین از لحاظ اجتماعی و جامعه شناختی می‌توان تأکید کرد آزادی، یک نوع ارزش است و باید در جامعه حضور داشته باشد.

آزادی بیان به لحاظ اخلاقی هم موجه و قابل دفاع است. هم به این دلیل که ارزش‌های اخلاقی باید آزادانه کسب شود که طبیعتاً نیاز به بیان آزاد است و هم این‌که مسائل اخلاقی اجباربردار نیستند؛ بنابراین اصل آزادی بیان باز هم موجه شناخته می‌شود. طبیعتاً مرزهای خاصی دارد. مرز حوزه‌های اخلاقی هم ارزش‌های اخلاقی است.

ما به لحاظ دینی هم آزادی بیان را ارزش تلقی کرده و از آن دفاع می‌کنیم. اینجا اولین متن و جایی که می‌توانیم به آن استناد کنیم آیات قرآن است.

دو آیه بسیار مشهور در این باره وجود دارد. اولی آیه 17 و 18 سوره زمر است که می‌فرماید: «فبشّر عباد الّذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه أُولئک الّذین هدیهم الله و أُولئک هم أُولوا الألباب».

اینجا بشارت می‌دهد به کسانی که سخنان مختلفی را استماع و از قول احسن پیروی می‌کنند. آیه دوم مشهور است و باز به همین نکته تاکید دارد.

در آیه 125 سوره نحل می‌فرماید: «ادع إلى سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی أحسن».

در اینجا به سه نکته مهم اشاره دارد: حکمت که در آن شیوه برخورد با نخبگان را مد نظر قرار داده است، موعظه نیکو که اکثریت مردم را باید با آن به پرودگار دعوت کرد و جدال احسن که شیوه برخورد و گفت‌وگو با مخالفان است. این را هم باید گفت که جدال، مستلزم آزادی بیان است.

بنابراین از نظر دینی هم ما می‌توانیم از آزادی بیان دفاع کنیم. اساساً بنیان دعوت اسلام بر آزادی بیان پی‌ریزی شده است.

آیا مجاز دانستن توهین به قداست‌های دینی، از موضع دفاع از آزادی بیان، از بعد نظری و تئوریک موجه است؟

پاسخ قطعاً منفی است و بهره‌گیری از آزادی بیان برای توهین به مقدسات دینی در هیچ شکل و قالبی موجه نیست. به لحاظ تئوری و نظری، توهین به مقدسات اساساً موجه نیست. یکی از دلایل بسیار واضح و آشکار این است که موجب تحریک طرفداران آن نگاه قدسی می‌شود. ما به لحاظ تئوریک نمی‌توانیم از آزادی بیان مطلق دفاع کنیم. همان طور که در پاسخ به پرسش پیشین اشاره شد ما از اصل آزادی بیان دفاع می‌‌کنیم اما این دفاع از آزادی بیان، مطلق نیست.

در بیان خود اندیشمندان غربی هم این بحث مطرح شده است. برای مثال جان استوارت میل، آزادی عقیده و بیان را در صورت تحریک‌آمیز بودن و اخلال در مصالح مشروع دیگران رد می‌کند.

به لحاظ اخلاقی هم آزادی بیان مطلق نیست، چون با اصول اخلاقی معارضه کرده و موجب اخلال در اصول اخلاقی می‌شود. در واقع اگر قائل به آزادی بیان مطلق شویم به نوعی دروغ، افترا، فحاشی و افشای اسرار دیگران، بدگویی، غیبت، تمسخر دیگران، طعن و عیب‌جویی، نسبت القاب زشت و ناپسند به دیگران دادن و... را موجه شمرده‌ایم. اینها بخشی از مباحث اخلاقی است که ما می‌گوییم در سر راه آزادی بیان وجود دارد.

بنابراین، آزادی بیان، به حریم‌هایی محدود است که حریم‌های اخلاقی، مهم‌ترین آنهاست. دین هم مرزهایی را که اخلاق برای آزادی بیان مشخص می‌کند، تأیید می‌کند و از طرفی اخلال و تضعیف دین را هم مجاز نمی‌داند و توهین به مقدسات را هم تأیید نمی‌کند.

آیه 108 سوره انعام به همین مسأله اشاره دارد: «و کسانی را که به جای خدا می‌پرستند، دشنام ندهید، چرا که از روی دشمنی و به نادانی خدا را دشنام می‌دهند.» بنابراین، مرزهای اخلاقی مورد تأیید دین است. البته برخی از این مرزها هم باید در حوزه قانون لحاظ شود، چرا که ممکن است قوانین کشوری، مرزهایی را برای آزادی لحاظ کرده باشد که باید قانون آن کشور مورد لحاظ قرار گیرد.

آیا مجاز دانستن توهین به قداست‌های دینی توسط غرب، از موضع دفاع از آزادی بیان و بعد عملی صادقانه است؟

خیر! به لحاظ عملی، موضع غرب در این زمینه صادقانه نیست. به نظر می‌رسد غرب دچار برخورد دوگانه در این زمینه است. ما مشاهده می‌کنیم که موضوعات تخریبی علیه مسلمانان با ابزار آزادی بیان توجیه می‌شود و مورد حمایت قرار می‌گیرد؛ ولی موضوعاتی که به خودشان بر می‌گردد، توسط قانون و به پشتوانه قانون ممنوع می‌شود.

چرا غرب این گونه رفتار می‌کند؟

پاسخ این است غرب، خدا را نادیده انگاشته و کسی که خدا را نادیده بگیرد به هر کاری دست می‌زند. تمدن غرب، یک تمدن مادی است. مادی است نه به این معنا که خدا را انکار می‌کند. به تعبیر امام موسی صدر، تمدن غرب یک تمدن مادی است، چون خدا را نادیده می‌گیرد.

به نظر می‌رسد آزادی بیان در غرب تنها در شرایطی وجود دارد که آن بیان علیه‌اسلام باشد ولو این‌که اعتراض یک‌ونیم میلیارد مسلمان و انسان آزاده را هم برانگیزد. این نوعی دوگانگی غرب در برخورد با آزادی بیان را نشان می‌دهد. در حقیقت، غرب از یک سو با منکران و پرسشگران هولوکاست مقابله می‌کند و از سوی دیگر از چاپ و انتشار کاریکاتورهای موهن علیه پیامبر دفاع می‌کند و برای چاپ و انتشار کتاب سلمان رشدی، سینه چاک می‌کند و از تولید فیلم اهانت آمیز علیه پیامبر اکرم (ص) دفاع می‌کند.

غرب با نشان دادن خشونت مسلمانان علیه خود و بویژه آمریکا سعی دارد چهره اسلام و مسلمانان را نازیبا نشان دهد. در واقع با یک تیر دو نشان می‌زند. هم فیلم و کاریکاتور اهانت‌آمیز علیه مقدسات مسلمانان منتشر کرده و از سازندگان آن حمایت و هم با این کار به تحریک مسلمانان مبادرت و آن‌گاه با نشان دادن خشونت‌های مسلمانان و با ابزار رسانه‌ای دوباره علیه مسلمانان اقدام می‌کند. القاعده با ارائه چهره خشونت‌آمیز علیه مسلمانان و اسلام در راستای اهداف غربی‌ها گام برمی‌دارد.

ما بر این نظر و باوریم هر کلامی که از سوی افراد صادر می‌شود دارای قدرتی است و وقتی این قدرت منجر به واکنش‌هایی در جهان می‌شود، بنابراین نباید مقابل آن به نظاره نشست.

به نظر شما نوع برخورد مسلمانان در برابر چنین توهین‌هایی چگونه هست و باید باشد؟

نکته ابتدایی که در اینجا می‌توان مطرح کرد این است که برخوردها باید خردمندانه و عاقلانه باشد. نمونه اعلای آن، اعتراضات میدانی بود که در ایران علیه این اقدام موهن صورت گرفت و ملت ایران فریاد اعتراض خود را به غرب رساندند. این در فضای عمومی که مردم اعتراض کردند؛ اما در فضای سیاسی که حضور مردم هم در آن سهیم است، اقدام مناسب آن است که هزینه‌های اقتصادی و سیاسی غربی‌ها را برای اهانت به مقدسات باید بالا برد. شاید بتوان از محدود ساختن ارتباطات سیاسی صحبت کرد. کشورهای اسلامی باید تمام سفرای غربی را احضار و اعتراض کشور متبوع خود را به آنها ابراز نمایند یا حداقل این‌که کشورهای اسلامی، سفیر آمریکا را احضار و به او اعتراض کنند. محدود ساختن و تقلیل مبادلات اقتصادی و تجاری از سوی کشورهای اسلامی هم می‌تواند موثر باشد. حتی باید از اهرم نفت هم استفاده بشود و کشورهای غربی هزینه اهانت به مقدسات اسلامی را به عینه بپردازند.

آیا به نظر نمی‌رسد برخی واکنش‌های مسلمین به این توهین‌ها که در رسانه‌های غربی برجسته می‌‌شود (مثلا کشته شدن دیپلمات‌های غربی در لیبی) با روح اسلام منافات دارد؟

در این باب، حرف و حدیث زیاد است. به نظرم مهم‌ترین کاری که ما باید انجام دهیم استفاده از رسانه‌های تاثیرگذار تصویری و ساخت محصولاتی مثل فیلم و سریال است. همان طور که آنها از فیلم‌های سخیف علیه مقدسات مسلمانان استفاده می‌کنند ما هم باید با ساخت و تولید فیلم‌های فاخر که واجد عناصر عقلانیت و خردورزی و... است برای نشان دادن شخصیت و چهره زیبای پیامبر اکرم(ص) استفاده کنیم.

سیدجواد میرخلیلی - جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها