در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دفاع هشت ساله ایران در مقابل هجمههای دشمنان، در کنار رنگ و بوی دفاع نظامی که به خود گرفته بود، یک دفاع مردمی نیز بود. مردمی که بسیج شدند، مردمی که اگر یک نان در سفره داشتند، نیمی از آن را به جبهه میفرستادند. «اباصلت بیات»، عکاس انقلاب و دفاع مقدس، در بیان خاطرات خود میگوید: اردیبهشت سال 1361 و قبل از آزادسازی خرمشهر، از طریق رسانهها یکی از روزها به عنوان روز «نمایش خیابانی کمکهای مردمی به جبهه» اختصاص پیدا کرده بود. در این روز به همراه چندین عکاس به سمت مسیر انقلاب ـ آزادی رفتیم.
نخستین صحنهای که با آن مواجه شدیم، حدود 20 ـ 30 دستگاه تریلی در طول مسیر بود؛ پرچمهای «یا مهدی ادرکنی (عج)» روی این تریلیها و پیچیدن صدای مارش پیروزی در فضا حال و هوای خاصی ایجاد کرده بود.
روی هر یک از تریلیها، خانمهای محجبه مشغول به کاری بودند؛ برخی مشغول خیاطی بودند، برخی قند میشکستند، عدهای مربا درست میکردند و چند نفر دیگر لباس رزمندهها را میدوختند و تعدادی خانم هم آجیل بستهبندی میکردند.
زنانی در این کاروان بودند که همسر و بچههایشان را به جبهه فرستاده بودند و خودشان نیز هر کمکی از دستشان برمیآمد، انجام میدادند. هر کس هر کاری از دستش برمیآمد، انجام میداد، بدون اینکه درنگی کند؛ حتی اگر این کار اسپند دودکردن و بافتن لباس یا شال گردن برای رزمندگان بود.
در این کاروان خانمها دور هم جمع بودند و نحوه پخت نان را برای جبههها به نمایش میگذاشتند. به صورتی که تنور مصنوعی درست کردند. آنها سینی مسی را روی اجاق گذاشتهاند و در کنار اجاق، کپسول گاز هم هست؛ نان درست میکنند.
در مکانی که نمایش خیابانی کمک به جبههها برگزار میشد مملو از مردمی بود که برای حمایت از جبههها به خیابان انقلاب آمده بودند؛ بعضی از مردم برای کمک به جبهه به این کاروان پیوستند و کمکهای نقدی، لباس و کنسرو و سایر مایحتاج جبهه را هدیه میدادند و اوج انسانیت در این مراحل کمکهای مردمی دیده میشد. کاروانهای متعددی در طول یک هفته از این مسیر عبور کردند.(فارس)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: