جلال مقامی از دوبله می گوید

یکی از پربیننده ترین برنامه های دهه 60 شمسی ، «دیدنی ها» بود که بی تردید اجرای خوب جلال مقامی در کیفیت آن بسیار موثر بود. مقامی یکی از معدود دوبلورهای چهره آشنا و موفق در کار اجرا متولد تابستان 1320است.
کد خبر: ۵۰۲۵۶
او سال 1326 با گفتن چند جمله کوتاه در یک فیلم انگلیسی به جمع دوبلورها پیوست و از آن زمان تاکنون در صدها فیلم و سریال یا حرف زده و یا مدیر دوبلاژ بوده است.
از جلال مقامی ، چندی پیش دوبله فیلم «ذهن زیبا» را دیدیم و پیش از آن سریال «دادرس» را. هر چند اکنون صدایش را در سریال عربی سوار بی اسب می شنویم.
ناگفته نماند که مقامی ترجیح می دهد کمتر حرف بزند.


آقای مقامی شما تاکنون کار عربی دوبله نکرده اید. چه شد که دوبله «سوار بی اسب» را پذیرفتید؛
تاکنون پیشنهاد نشده بود. این بار پیشنهاد شد و پذیرفتم ، ضمن این که دوست داشتم درباره ماجرای فلسطین و صهیونیسم اطلاعاتی به دست آورم و به دانسته های تاریخی ام اضافه کنم.
معمولا در سریالهای طولانی ، تامین برنامه ها هر چند وقت تعدادی از قسمتها را به مدیر دوبلاژ می دهند و یکباره تعداد زیادی به او نمی دهند.
این کار، مدیر دوبلاژ را به دردسر می اندازد، زیرا نمی داند داستان چگونه ادامه می یابد و شخصیت ها تا چه زمانی در سریال حضور دارند.

آیا برای «سوار بی اسب» هم چنین بود؛
خوشبختانه خیر. حدود 40 قسمت از این سریال نزد من است که با دیدن آنها بر قصه اشراف پیدا می کنم و گوینده ها را درست تر انتخاب می کنم.
ممکن است شخصیتی فقط در 5 قسمت حضور داشته باشد و در قسمتهای بعدی ، شخصیتی بیاید که فقط صدای دوبلور شخصیت اول مناسب او باشد.
اگر من تمام یا مقدار زیادی از داستان سریال را بدانم ، برای هر کدام از این شخصیت ها از دوبلوری مناسب آن استفاده می کنم.

ملاکتان برای انتخاب گوینده نقش حافظ چه بوده است؛
این نقش تیپهای مختلفی دارد و با تغییر چهره خود را به شکلهای مختلفی درمی آورد. گوینده ای می خواستم که توانایی تیپ سازی داشته باشد و بتواند صدایش را تغییر دهد و در عین حال ، با توجه به پرشخصیت بودن سریال و گرفتاری گویندگان نقشهای فرعی تر بتواند خودش را هماهنگ کند.
با توجه به این نکات ، همت مومی وند را انتخاب کردم.

چگونه از میان گزینه های موجود برای نقش جان نش در «ذهن زیبا» منوچهر والی زاده را انتخاب کردید؛
جان نش نقش پراحساسی بود و گوینده ای می خواست که حس آن را درک بکند. با توجه به این نکته و سنین مختلفی که از او نشان داده شد جوانی ، میانسالی و پیری من والی زاده را ترجیح دادم.

چرا این نقش را خودتان نگفتید؛
این گونه نقشها را که حس و حال آنها زیاد است ، معمولا همکاران به بنده می دهند (مثل فیلم «فارنهایت 451 و سریال «لبه تاریکی »).
هنگام دوبله ذهن زیبا صدایم دچار مشکل بود و نگران بودم که نقش درنیاید. بنابراین ترجیح دادم آن را والی زاده بگوید.

وقتی برای اولین بار در سکانس کلاس درس صدای خانم ناظریان را بر روی آلیشیا می شنویم ، در ما دافعه ایجاد می شود (به اصطلاح تو ذوقمان می خورد) چرا برای این نقش از صداهای جوان تر مثل خانم غزنوی استفاده نکردید؛
شما باید تمام نقش را نگاه کنید، نه یک مقطع آن را. آلیشیا هنگام زندگی با جان نش دچار مصائب و مشکلاتی می شود. طراوت و نشاط او خیلی زود گرفته می شود. بنابراین صدای خانم غزنوی به دلیل شادابی اش مناسب او نیست.
بنده با توجه به فیزیک و شخصیت آلیشیا، خانم ناظریان را انتخاب کردم و معتقدم اگر کسی ایشان را ندیده باشد، احساس نمی کند آلیشیا صدای جوان تری لازم دارد.

در مجموع از دوبله ذهن زیبا راضی هستید؛
منصفانه اگر بخواهم بگویم ، نه راضی نیستم. مترجم ها باید دقت بیشتری کنند. به مدیر دوبلاژها نیز باید فرصت بیشتری داده شود.
فیلمهای مهمی مثل «ذهن زیبا» اگر پشت صحنه دارند باید حتما قبل از دوبله به مدیر دوبلاژ نشان داده شوند تا او با فیلم آشناتر شود. فیلم پشت صحنه ذهن زیبا را حدود یک هفته قبل از پخش برای دوبله به من سپردند. وقتی دیدم ، فهمیدم چقدر برای تک تک جملات فیلم زحمت کشیده اند.
اگر چیزهایی را که در پشت صحنه ذهن زیبا دیدم ، قبل از دوبله آن دیده بودم ، خیلی بهتر می توانستم کار کنم.

اخیرا دوبله مجدد فیلم راه های افتخار(استنلی کوبریک ) را انجام دادید. به نظر شما آیا با امکانات فعلی دوبله ایران ، دوبله مجدد آثار قدیمی لازم است؛
دوبله فیلمی مثل «لورنس عربستان» نباید دست بخورد، زیرا همه چیزش خوب است ؛ اما دوبله بعضی فیلمها این گونه نیست و بهتر است تکرار شود.
ما تعدادی از همکاران خوبمان را از دست داده ایم ، اما آنهایی که هستند، تجربه شان بیشتر شده است و این تجربه باعث می شود بعضی دوبله ها بهتر از سابق شوند.

در زمان برگزاری جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان شما و تعدادی از همکارانتان سالهاست در این جشنواره ، کار دوبله همزمان را انجام می دهید. درباره این تجربه صحبت کنید.
من و خانم هاشم پور حدود سال 1364 -65 و در سینما شهرقصه ، اولین کسانی بودیم که این کار را انجام دادیم. فکر می کنم ابتکار آقای شجاع نوری بود. در مجموع کار مشکلی است.
حضور ذهن و بداهه گویی می خواهد. مشکل همیشگی ترجمه ها و کمبود وقت هم که هست. با این حال ، مهمانان جشنواره اظهار رضایت می کنند. یکی از کارگردان ها که احتمالا لهستانی بود، کار ما را بسیار تحسین کرد و گفت که در بعضی جشنواره ها، یک نفر بدون هیچ حس و حالی فقط خلاصه سکانس فیلمها را می خواند و کاری را که ما انجام می دهیم ، اصلا انجام نمی دهد.

سخن پایانی؛
آرزویم این است که اهالی سینما و تلویزیون به این نتیجه برسند که دوبله لازم است. نشان دادن فیلم به زبان اصلی برای تمام مردم ، ژست است.
آیا می شود 70میلیون آدم را مجبور کرد زبان یاد بگیرند، آن هم در حالی که زبان همه فیلمها انگلیسی نیست ؛ زیرنویس هم حواس را پرت می کند.
اگر به این امر که دوبله لازم است، پی ببرند آن وقت می شود گفت درد کجاست و درمان آن چیست ، اما وقتی کل آن را نفی می کنند، چه می توان گفت؛
متاسفانه بعد از 45سال کار، بعضی همکاران سینمایی با دیده حقارت به ما نگاه می کنند و خستگی را به تن آدم باقی می گذارند. اگر می دانستیم که بعد از این همه سال ، قرار است عده ای کم لطفی کنند و دوبله را زاید بدانند، طبیعتا وارد این کار نمی شدیم.
یکی دیگر از رشته های سینما را انتخاب می کردیم و چه بسا اکنون جزو بهترین سینماگران این کشور بودیم.
وقتی یکی از استادان بازیگری که سالها همکار ما بود می گوید، «جمله معروف فیلم «گاو» را اگر یک دوبلور می گفت ، مردم می خندیدند.» از بقیه چه انتظاری می شود داشت ؛



محمدرضا کلانتر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها