اجرای تلویزیونی و ظرافت‌هایش در گفت‌وگو با سیدمحمدعلی اقبال‌واحدی

مجری خوب بایدحاضرجواب باشد

در حال نگارش کتابی با نام «واحدی در سفرها»ست که شرح سفرها و بازدیدهایش از مناطق مختلف را شامل می‌شود. معتقد است هر ره‌آوردی که بتواند مخاطب را راضی نگه دارد باید در دستور کار سازندگان و مجریان برنامه قرار بگیرد. نبود نوآوری و خلاقیت را کمبود و خلأ اصلی موجود در شرایط کنونی حرفه اجرا می‌داند. سیدمحمدعلی اقبال واحدی از مجریان با سابقه تلویزیون است که همه ما دست‌کم اجرای او را در برنامه‌های صبح بخیر ایران، مستقیم آبادی، ساده، زیبا، ایرانی، سفرنامه صبا و... با همان انرژی و هیجان مضاعف و خنده‌ای که هرگز از لبان او دور نمی‌شود، به یاد داریم. متولد بیست‌وهشتم فروردین 1335 و فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی است. با او درباره هنر اجرا، ویژگی‌های یک مجری موفق و اخلاق حرفه‌ای در این عرصه گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید.
کد خبر: ۵۰۲۳۴۹

صمیمیت مجری چه مرزهایی دارد که آن را از بی‌ادبی و جسارت جدا می‌کند؟

این مساله به شخصیت خود مجری بستگی دارد. مجریان باتجربه، خط قرمز‌ها و حریم‌ها را بیشتر رعایت می‌کنند. برای با ادب بودن در اجرا باید ذاتا با ادب بود. بنابراین کار خاصی نمی‌شود کرد و تنها هنگام انتخاب مجری باید به این نکته توجه داشت. در غیر این صورت در ارتباط با بعضی مجریانی که صمیمیت را با بی‌ادبی اشتباه گرفته‌اند، هر کاری هم انجام دهی بی فایده خواهد بود.

ممکن است آنها ادعا کنند این نحوه اجرا از شهامت‌شان ناشی می‌شود.

یکی از مسائل این است که حد و میزان ادب میان مردم تفاوت می‌کند. شاید یک مجری طوری صحبت کند که مدیری کلام او را جسارت و بی‌ادبی بداند؛ اما نوع بیان آن فرد در شبکه‌ای دیگر توسط مجری دیگری به‌کار گرفته شود و مدیر آن شبکه از آن به بی‌ادبی تعبیر نکند. لذا این مساله تا حدودی سلیقه‌ای است.

در ضمن بعضی جوان‌ترها امروزه طوری حرف می‌زنند که ناخودآگاه برای نسل‌های قدیمی‌تر بی‌ادبانه جلوه می‌کند. در حالی که این طرز صحبت در جمع خودشان کاملا پذیرفته شده و معمول است.

برخلاف بازیگران که گاهی در نقش‌هایی ظاهر می‌شوند که از شخصیت اصلی خودشان فاصله بسیاری دارد، گفته می‌شود مجریان باید مقابل دوربین همان‌طوری رفتار کنند که در رفتار و گفتار بیرونی از آنها شاهد هستیم. این صداقت کلامی و رفتاری چه ضرورتی دارد؟

اگر مجری صادق نباشد و به تلویزیون نگاهی کاسب‌کارانه داشته باشد، با واکنش منفی از جانب مخاطب روبه‌رو می‌شود. اگر تلویزیون به بقای خود فکر می‌کند نباید با این افراد رودربایستی داشته باشد. پس از گذشت مدتی از اجرای یک فرد، بازتاب‌های مخاطبان نشان می‌دهد مجری باید به کارش ادامه دهد یا نه، زیرا مردم نسبت به مجریانی که صادق نباشند پس از مدتی بدبین می‌شوند و آنها کم‌کم از این عرصه حذف خواهند شد.

صداقت عامل مهمی در اجراست. برای مثال اگر مجریان می‌خواهند به مردم توصیه کنند سیگار نکشند در درجه اول خودشان نباید سیگار بکشند یا اگر این کار را می‌کنند، صادقانه بیان کنند. بهترین راه انتقال این صداقت هم چشم‌های مجری است که گویای صداقت یا عدم صداقت اوست.

ویژگی‌های فردی و شخصیت خود مجری هم در برقراری ارتباط او با مخاطب بی‌تاثیر نیست.

نه تنها بی‌تاثیر نیست، بلکه از اساسی‌ترین عناصری است که در اجرا دخالت دارد و مهم است. ما در آگهی‌های روزنامه می‌توانیم بگوییم به یک حسابدار با فلان مهارت‌ها نیاز داریم و به ویژگی‌های فردی او توجهی نداشته باشیم. اما در مقوله اجرا نمی‌توان ویژگی‌های شخصی یک مجری را نادیده گرفت و در واقع این شخصیت فردی اوست که محوریت دارد.

مجری باید بتواند خودش را نشان دهد. در خانواده، جامعه، محله و میان اطرافیانش قابل اعتماد و محور باشد. شوخ طبعی هم یکی دیگر از ملزومات اولیه اجراست. مجری خوب نکته‌شناس و حاضرجواب است. حضور ذهن بالایی دارد و سعی می‌کند همه این ویژگی‌ها را با هم همراه کند.

برخورداری از ظاهر زیبا و موجه و وضعیت فیزیکی مناسب در اجرا چقدر اهمیت دارد؟

فیزیک و ظاهر خوب داشتن برای یک مجری مهم است. اما نمی‌توانم بگویم نسبت به سایر ویژگی‌ها در اولویت است. اگر مجری خصوصیات خوب و قوی دیگری داشته باشد می‌توان این ویژگی را تاحدودی نادیده گرفت، زیرا مردم بتدریج به قیافه او عادت می‌کنند و درست شبیه یکی از اعضای خانواده‌شان او را می‌پذیرند.

در اجرا هم همین‌طور است. ظاهر نه‌چندان مطلوب در ابتدای کار ممکن است ناخوشایند جلوه کند، اما پس از مدتی بیننده به آن عادت و با مجری احساس صمیمیت می‌کند. او را عضوی از خانواده‌اش می‌داند و هیچ‌کس هم خانواده‌اش را به خاطر چهره نامناسب طرد نمی‌کند.

گاهی شاهدیم یک مجری در قالب یک برنامه مشخص جا می‌افتد و در واقع مجری با برنامه مورد نظر به گونه‌ای عجین می‌شود که نمی‌توان برنامه را بدون حضور او تصور کرد. این تخصصی بودن در حوزه اجرا تاچه اندازه تاثیرگذار است؟

این نکته از موفقیت‌های یک برنامه محسوب می‌شود. اما نام آن را نمی‌توان تخصصی بودن گذاشت. این یک برند و آرم برای برنامه محسوب می‌شود.

برای مثال وقتی برنامه صبح بخیر ایران با اجرای اقبال واحدی شروع شود بالطبع اجرای من هم تعریف خواهد شد. همان‌طور که نود با اجرای عادل فردوسی پور و برنامه‌های خانواده با هرمز شجاعی مهر تعریف می‌شود. مجری در این حالت به هویت برنامه تبدیل می‌شود و اگر تلویزیون روشن باشد و کسی در فاصله‌ای دور از آن قرار داشته باشد و صدای این مجری را بشنود بسرعت متوجه می‌شود چه نوع برنامه‌ای در حال پخش است.

برنامه‌سازان باید هوشمند باشند و از این شرایط به نحو احسن استفاده کنند. البته به این معنا نیست که دیگر مجریان این برنامه، اجرای بدی داشته‌اند، اما بین مردم جا نیفتاده‌اند. زیرا مردم دائم آنها را با احسان علیخانی مقایسه می‌کنند یا برنامه سفرنامه صبا که بعد از من افراد دیگری اجرای آن را به عهده گرفتند و انصافا خوب هم عمل کردند، اما به‌دلیل این که مردم به اصطلاح آن برنامه را با اجرای من سینک کرده‌اند هنوزهم گاهی به من می‌گویند در آن دوره‌ای که اجرای برنامه را به عهده داشتم، بهتر بود.

در حالی که اگر اسم برنامه تغییر کند براحتی می‌توان مجری دیگری را جایگزین کرد و چه بسا از اجرای او استقبال بیشتری هم شود.

این مجری محور بودن برنامه‌ها چه آسیب‌هایی می‌تواند به‌دنبال داشته باشد؟

فکر می‌کنم آسیبی ندارد. شاید بتوان گفت تنها آسیب آن تکراری شدن برنامه است که آن هم با ایجاد نوآوری برطرف می‌شود و مسئولیت آن را گروه پشتیبان و عوامل برنامه به عهده دارند. هر مجری هم ظرفیتی دارد که اگر به پایان برسد به وادی تکرار خواهد افتاد و برنامه ناخودآگاه جذابیت خود را از دست می‌دهد.

بنابراین لازم است دست‌اندرکاران برنامه هر چند وقت یکبار در قالب همان برنامه طراحی‌های جدیدی اعمال کنند و در واقع به آن تنفس مصنوعی بدهند. مجری هم باید به روز باشد و خود را با این تغییرات و نوآوری‌ها وفق دهد.

به نظرتان این که یک تهیه‌کننده همزمان اجرای برنامه‌اش را خود بر عهده داشته باشد چه ضعف‌ها و قوت‌هایی دارد؟

اگر تهیه‌کننده تجربه زیادی داشته باشد بسیار مطلوب است، زیرا از محتوای برنامه و بخش‌‌هایش بخوبی آگاهی دارد، اما وقتی اجرا و تهیه‌کنندگی برنامه را دو نفر به عهده دارند، گاهی پیش می‌آید مجری از آیتم‌ها و محتوای برنامه اطلاعی ندارد و این خلأ کاملا در برنامه مشخص می‌شود و می‌بینیم بخش‌ها به گفت‌وگوهای قبلی مجری بی‌ربط است. بنابراین مجری و تهیه‌کننده باید یک روز قبل آیتم‌ها را با هم ببینند و چینش و ترتیب پخش آنها را با یکدیگر هماهنگ کنند.

بعضی مجریان جوان در برهه‌ای، بسیار موفق عمل می‌کنند و به ستاره تبدیل می‌شوند؛ اما پس از مدت کوتاهی افول کرده و فراموش می‌شوند. علت چیست؟

فکر می‌کنم عامل اصلی آن تعدد و تنوع شبکه‌های جهانی باشد؛ بنابراین برای این که بتوانیم مخاطب را پای برنامه بنشانیم باید در برنامه‌ها و نحوه اجرا تنوع ایجاد کنیم و از این نترسیم که یک مجری به سوپراستار تبدیل شود. از طرفی هم باید او را به‌گونه‌ای تامین کنیم که به سراغ کارهای دیگر نرود.

گاهی رفتن مجریان جوان به این دلیل است که تهیه‌کننده یک برنامه او را انتخاب می‌کند و بعد از تمام‌شدن برنامه همراه با تهیه‌کننده کنار می‌رود. در حالی که باید اجرای برنامه‌های دیگری را به او سپرد تا بتواند بر حوزه اجرا تمرکز کرده، توانایی‌های خود را تقویت کند. در واقع باید او را دارای شناسنامه کرد. به هر حال خود من هم از جایی شروع کرده‌ام. روزهای اول هم با اجرای من مخالفت‌هایی می‌شد، اما چون برنامه‌ها تداوم پیدا کرد در قالب اجرا بین مردم شناخته شدم.

اما گاهی شاهدیم برخی مجریان از اعتباری که به‌واسطه اجرای خود به دست می‌آورند برای تسهیل دیگر امور زندگی‌شان سود می‌جویند. اخلاق حرفه‌ای در این شغل چه جایگاهی دارد؟

هرکسی باید اول خود و بعد جامعه‌اش را دوست داشته باشد. حتی در ایثار کردن هم انسان اول خودش را در نظر می‌گیرد، زیرا در نهایت برای خودش ایثار می‌کند و می‌خواهد به یک اجر اخروی برسد.

گاهی مجریان به‌دلیل دغدغه‌های مالی و هزینه‌های زندگی‌شان مجبور می‌شوند اجرای برنامه‌هایی را به عهده بگیرند. می‌دانید مجریان استخدام صدا و سیما نیستند و معمولا به صورت قراردادی فعالیت می‌کنند، بنابراین اسم این کار را نمی‌توان سوءاستفاده گذاشت.

اما باید حواسشان جمع باشد قبول کردن بعضی پیشنهادها به آنها وجهه‌ای بازاری می‌دهد. تلویزیون باید از مجریان حمایت کند تا به این ورطه نیفتند. در تمام دنیا می‌بینیم مجریان معمولا یکی از ثروتمندترین اقشار جامعه هستند. بخاطر این که مدیران شبکه در این کشورها می‌دانند گاهی موفقیت و درآمدزایی برنامه‌هایشان به حضور برخی مجریان وابسته است و برای ادامه یافتن این همکاری قراردادهایی چند ساله با آنها امضا می‌کنند و حتی برهه‌ای که برنامه را اجرا نمی‌کنند نیز به آنها دستمزد می‌دهند. در واقع او را به ستاره تبدیل و به‌این‌طریق مخاطب جذب می‌کنند.

گاهی در برنامه‌های شما می‌بینیم وقایع ساده‌ای را که در طول روز برایتان اتفاق افتاده است دستمایه یا مقدمه‌ای برای ورود به بحث قرار می‌دهید؛ می‌خواهم بدانم برای این تجربه‌های شخصی و روزمره در اجرای برنامه چه سهمی قائل هستید؟

یکی از شرایط اجرا برخورداری از ضریب هوشی بالا و حواس جمع است. مجری باید خوب ببیند و بشنود،‌ دیده‌ها و شنیده‌هایش را در ذهن خود فایل‌بندی کند و به قدری اطلاعات داشته باشد که درباره یک کلمه بتواند ساعت‌ها صحبت کند. می‌گویند یک مجری باید اقیانوسی از اطلاعات با عمق یک بند انگشت باشد. او باید بداند در جامعه چه می‌گذرد و در سیاست و دیگر حوزه‌ها چه خبر است.

آیا با حضور مجریان رادیو در تلویزیون موافقید؟

من با همه چیز موافقم، چون در نهایت این مخاطب است که باید انتخاب کند. باید سراغ هر اتفاقی که می‌تواند او را جذب کند، برود و نباید خیلی درگیر پیش‌بینی‌ها و عواقب آن باشد.

این سوال را از این جهت پرسیدم که به هر حال هررسانه‌ای مقتضیات خاص خود را دارد.

درست است؛ اما اگر مجری عملکرد خوبی نداشته باشد، مخاطب او را نمی‌پذیرد. به نظر من تهیه کنندگان در این رابطه نقش اساسی دارند و حرفه تهیه‌کنندگی در صدا و سیما یکی از عناصر کلیدی است. به نظر من ما در بخش اجرا ضعف نداریم، بلکه این ضعف به تهیه‌کنندگان برمی‌گردد. متاسفانه تهیه‌کنندگان به برنامه بیشتر نگاه تولیدی دارند. در حالی که باید خودشان هنرمند باشند و در بحث زیبایی‌شناسی و دکور برنامه، کلام و پوشش و حرکات مجری دخالت کنند. اگر تهیه‌کننده واجد این ویژگی باشد در بخش اجرا هم انتخاب خوبی خواهد داشت.

بزرگ‌ترین انتقادی که به نحوه اجرای خود دارید، چیست؟

احساس می‌کنم مخاطبان برنامه من مخاطبان عام و به اصطلاح زیردیپلم هستند(باخنده). البته این گروه از مخاطبان کم نیستند و فکر می‌کنم بخاطر همین است که اجرای من مورد توجه قرار می‌گیرد. دلم می‌خواهد سطح علمی خود را افزایش دهم؛ اما متاسفانه فرصت زیادی پیش نمی‌آید. از سویی مخرج حرف «ر» را ندارم و گاهی تپق می‌زنم. اما چون مردم به اجرایم عادت کرده‌اند، با آنها صمیمی شده‌ام؛ در واقع عضوی از خانواده‌شان هستم، این مسائل را نادیده می‌گیرند.

البته نوع برنامه‌هایی که معمولا اجرای آن را به عهده دارید هم در این عامه پسند بودن بی‌تاثیر نیست.

بله، همین‌طور است و ضرورتی نمی‌بینم مجریان حتما تخصصی حرف بزنند. هر شبکه و هر برنامه تعریف و اهداف خاصی دارد؛ طبیعی است تعریفی که از شبکه یک می‌شود با شبکه چهار که به شبکه فرهیختگان معروف است، تفاوت دارد.

تا به حال گاف یا سوتی داده‌اید که برجسته باشد و به‌خاطر داشته باشید؟

بله، اما همیشه آن را روی آنتن تصحیح و بلافاصله مخاطب را خلع سلاح می‌کنم.

از بین برنامه‌هایی که اجرا و گاه تهیه‌کنندگی آنها را به عهده داشتید، کدام یک برایتان دلنشین‌تر یا خاطره‌انگیزتر است؟

همه برنامه‌ها را دوست دارم، اما به دو برنامه «زیبا، ساده، ایرانی» و «مستقیم‌آبادی» علاقه بیشتری دارم.

از این همه سفر کردن و گشت و گذار به مناطق مختلف خسته نشده‌اید؟

اتفاقا سفر خستگی‌ام را رفع می‌کند، من اصولا کارهایی را که به آنها علاقه نداشته باشم، انجام نمی‌دهم. وقتی خودت از کارت لذت ببری این لذت بردن به بیننده هم منتقل می‌شود.

آیا بعد از این همه سال کار، اجرای زنده هنوز برایتان استرس‌ دارد؟

من در اجراهایم به نوعی، هم استرس دارم و هم ندارم. یک جور حالت خوف و رجاست. در عین حال که دلشوره دارم، آرام هستم. نگرانی‌ام به خاطر این است که در برنامه می‌خواهیم به کجا برسیم. محتوای برنامه چیست، آیا مهمان برنامه می‌تواند بخوبی ریتم خود را با من هماهنگ کند یا نه. بنابراین استرس دوربین را ندارم.

اگر چند جوان با ظاهر آراسته و زیبا و علاقه‌مند به مجریگری به شما رجوع کنند و بخواهید به آنها المان‌های اجرا را آموزش دهید، اولین توصیه‌تان چه خواهد بود؟

اولین توصیه‌ام به آنها این است که سیگار نکشند؛ چون خودم هیچ وقت سیگار نکشیده‌ام و دلم می‌خواهد جوان‌ها خودشان را به سیگار وابسته نکنند.

اما سیگار کشیدن که منافاتی با اجرا ندارد، منظورم در رابطه با کار اجرا بود.

شاید منافاتی نداشته باشد؛ اما اعتماد مردم را به مجری کم می‌کند. به نظر من اگر مجری جلوی دوربین سیگار می‌کشید بهتر از این بود که تا دوربین قطع می‌شود، به سرعت گوشه‌ای می‌رود و سیگار می‌کشد. این حالت وجهه خوشایندی برای مخاطبان ندارد.

توصیه دیگرم خواندن نماز و مقید بودن به امور معنوی است؛ اگر مجری به اصول اخلاقی و دینی معتقد باشد، مطمئن باشید به موقع سر کار حاضر می‌شود و وظیفه‌اش را درست انجام می‌دهد. مجری باید صادق باشد و وقتی یاعلی گفت مصمم تا انتها به راهش ادامه دهد. از طرفی ظرفیت و جنبه داشته باشد. مغرور نشود و اگر بحق او را برکنار کردند، موضع نگیرد و خود را خوش استقبال و بد بدرقه نکند. همچنین در تعاملش با مردم در نظر داشته باشد. مردم مزاحم او نیستند، بلکه این مجری است که مزاحم مردم است، بنابراین باید مراقب باشد همیشه احترام آنها را حفظ کند.

آیا مجری بودن در زندگی شهروندی و تعامل با دیگران برایتان یک امکان بزرگ محسوب می‌شود؟

بله و من این را یک موهبت از جانب خدا می‌دانم و خدا را شکر می‌کنم و همیشه از او می‌خواهم من را به حال خودم رها نکند. داشتن این نعمت یک مساله است و حفظ کردن آن موضوعی مهم‌تر. مجری باید بتواند معروفیت را با محبوبیت توامان داشته باشد.

به نظرتان عرصه اجرا در حال حاضر از چه خلأهایی رنج می‌برد و دغدغه فعلی آن چیست؟

نوآوری و خلاقیت در این حوزه کم است. مجری نباید منتظر بماند به سراغش بیایند و به او کار بدهند، باید خودش طراح باشد و این طرح‌ها را ارائه کند. در کارش پیشرفت کند و بعدها خود تهیه‌کنندگی برنامه را به عهده بگیرد.

اجرا در کدام بخش یا حوزه برایتان جذاب‌تر است؟

بخش روستایی برایم جذابیت زیادی داشته است، دوست دارم در دل طبیعت باشم، حضور در فضاهای طبیعی به من ایده می‌دهد، طبیعت زیباست و وسعت دارد و زاویه دید فرد را بازتر می‌کند.

وقتی به اولین سال‌های اجرایتان برمی‌گردید، چه چیزهایی برایتان خنده‌دار جلوه می‌کند یا چه تغییرات عمده‌ای نسبت به آن دوره داشته‌اید؟

به‌دلیل این که سعی می‌کنم در لحظه زندگی کنم چندان خودم را درگیر گذشته‌ها نمی‌کنم. به هر حال هر اتفاقی در زمان خودش چه بد و چه خوب سپری شده است. تلاش می‌کنم از زمان حال لذت ببرم و حتی موهای سفیدم را زیبا می‌دانم؛ اما به آینده و هدف هایم هم توجه ویژه‌ای دارم.

حلقه رابطی به نام مجری

ریتم یک برنامه بسیار اهمیت دارد و از آن مهم‌تر این است که ضرورتی ندارد بسیاری از برنامه‌ها پخش زنده داشته باشند. برای مثال برنامه‌های پزشکی، آشپزی و... را می‌توان تولیدی تهیه کرد. برنامه زنده تعریف مشخصی دارد و برنامه‌ها وقتی باید به‌طور مستقیم پخش شوند که اگر پخش آنها به زمان دیگری موکول شود تازگی و جذابیت‌شان از بین برود. صبح بخیر ایران به این دلیل زنده پخش می‌شد که طلوع خورشید و شرایط آب و هوایی در فضای بیرون استودیو نشان داده شود و همه چیز طبیعی باشد؛ اما همه برنامه‌های استودیویی به پخش مستقیم نیازی ندارند، مگر این که مهمانی به برنامه دعوت شده باشد که بخواهیم صحبت‌هایش را بدون سانسور منعکس کنیم.

همچنین ارتباط دادن گزارش‌ها به یکدیگر هم در برنامه اهمیت زیادی دارد. این وظیفه مجری است که باید بین آیتم‌ها اتصال برقرار کرده، برای پخش آنها مقدمه‌چینی کند. در همین نقطه است که متوجه می‌شویم اگر مجری خود تهیه‌کننده هم باشد، در این پاسکاری‌ها موفق‌تر خواهد بود.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها