انتخابی جام جهانی 2014

بن‌بست بیروت بدون مقدمه نبود

به دنبال شکست تیم ملی فوتبال ایران در زمین لبنان، مسابقه بعدی این تیم در گروه اول از مرحله نهایی انتخابی جام جهانی 2014 در قاره آسیا که بیست و پنجم مهر در برابر کره جنوبی در تهران است، اهمیتی فزاینده یافته است. آیا ملی‌پوشان فوتبال ایران توان کسب نتیجه‌ای دلخواه را در این دیدار دارند؟
کد خبر: ۵۰۲۰۷۴

در روزهای اخیر رسانه‌ها سرشار از انتقاد از کارلوس کرش و تشریح وضعیت‌هایی شده است که شکست ما را در بیروت پایه‌گذاری کرد، اما حجم راه‌حل‌های پیشنهادی کمتر از میزان انتقادها از شرایط موجود بوده است.

در این که کرش در این بازی قوی و حرفه‌ای عمل نکرد و ملی‌پوشان ما سرگردان بودند، تردیدی وجود ندارد، اما اتفاق، اتفاق تازه‌ای نیست و مثل معمول همگان در انتظار بروز یک بحران بودند تا به خود آیند و فکری بکنند.

موضوع نزول سطح بازی تیم ملی ایران و محتاط‌شدن بیش از حد آن، عارضه‌ای است که از اواخر سال پیش در مسابقه‌های این تیم رویت شد و پیش‌تر نیز ما در مطالبی در همین صفحات به آن اشاره داشتیم.

کرش 59 ساله و پرتغالی که البته مربی بادانشی است، از وقتی جانب احتیاط را گرفت و به حداقل بسنده کرد و جرات ریسک‌کردن رااز دست داد، به چاه فعلی فرو افتاد.

همسو با آن تعداد نفرات جوان در تیم وی کم و کمتر و تعداد میانسالان فاقد اشتها و تشنگی، بیشتر و بیشتر شد و وقتی تمام نشانه‌های بحرانی را که در راه بود، نادیده گرفتیم به بن‌بست بیروت رسیدیم.

اگر دقت کرده باشید، روند نتایج ضعیف تیم ملی که برخاسته از همان عنصر احتیاط مفرط در سیستم‌های این تیم و بهتر بگوییم رویکردهای کارلوس کرش است، از اواخر سال پیش آغاز شد.

اگر از بردهای فاقد ارزش در برابر تیم‌های معمولی و ضعیفی چون ماداگاسکار و موزامبیک در دیدارهایی واقعا دوستانه بگذریم، ایران از اسفند 90 به این سو دو بار با قطر در تهران مساوی کرده، در ازبکستان با خوش‌اقبالی مطلق و به لطف نادیده‌ گرفته شدن گل مسلم حریف به برتری یک بر صفر رسیده و در اردوهای اروپایی‌اش به آلبانی صفر بر یک باخته و با تونس بدون همراه‌ داشتن لژیونرهایش 2-2 مساوی کرده، در عمان با اردن به تساوی صفر ـ صفر رضایت داده و سرانجام در بیروت برای اولین بار در تاریخ فوتبال‌مان به لبنان باخته است.

بنابراین از تمام کسانی که البته با نیتی خوب بعد از شکست در بیروت ناگهان به پا خاسته و داد و فغان کرده‌اند باید پرسید آیا تمام نشانه‌های روشن قبلی را ندیده بودند و آیا همین تک‌شکست آخر لازم بود تا به خود بیایند و واقعیات را ببینند؟

اگر او شجاع شود

کرش مثل هر مربی توانا و معروف دیگری احتمال دارد در یک محیط خاص جواب ندهد و شاید در جاهای دیگر موفق باشد و این وضع برای او در تهران مصداق یافته، اما هنوز راه صعود به مرحله نهایی جام جهانی بیستم به روی او و شاگردانش مسدود نیست، مشروط بر این که او بخواهد و مثل ماه‌های نخست کارش در تهران شجاع باشد و از محافظه‌کاری مفرط دوری جوید.

در حال حاضر، کره‌ای‌ها با هفت امتیاز صدرنشین گروه اول آسیا هستند و سه تیم چهار امتیازی ایران، قطر و لبنان به حکم تفاضل گل دوم تا چهارم‌ هستند و ازبک‌ها هم به‌رغم داشتن فقط دو امتیاز به حوادث بعدی امید بسته‌اند بنابراین اگر ایران در برابر کره در تهران که وصف اهمیت آن در سطور قبلی گفته شد، نتیجه خوبی بگیرد و نبازد و در شروع دور برگشت در برابر ازبک‌ها در تهران در تاریخ 24 آبان به پیروزی برسد، می‌تواند حرکت خود را به سوی دور پایانی جام ادامه بدهد.

به بیان دیگر، اگر در پنج دیدار باقیمانده ایران، ازبکستان و لبنان را در تهران ببرد و به کره جنوبی نبازد، احتمال دوم شدنش در گروه فراوان خواهد بود.

فراموش نکنیم بعد از اتمام بازی‌های نخست دور برگشت در اواخر آبان، سه دیدار باقیمانده ما و چهار تیم دیگر گروه‌مان به بهار سال بعد (فروردین و خرداد 92)‌ موکول خواهد شد و مربیان تیم ملی، وقت کافی برای طراحی مجدد و تغییر در ترکیب تیم خود خواهند داشت.

مقاومت‌ها و توجیه‌ها

مشکل و نیاز اصلی کرش، فهمیدن این قضیه و تن دادن به واقعیات مذکور است و مصاحبه‌های او بعد از بازی نافرجام بیروت بیش از آن که نشانگر ایجاد این روحیات و باورها در او باشد، با وجود برخی کوتاه آمدن‌ها، بیشتر بوی مقاومت در برابر آن و توجیه واقعه بیروت را می‌دهد.

این که ما بیشتر حمله کردیم و فزون‌تر از لبنان صاحب توپ و میدان بودیم و حریف فقط به لطف درخشش دروازه‌بانش و باوقت تلف کردن به مقصود رسید، نه بیان تمام حقایق آن دیدار و اعتراف به بازی بد و حملات کور ما در آن میدان است و نه راهکاری برای آینده در بر دارد.

نکته: نفی واقعیت‌ها و بهانه‌جویی‌ها چاره کار کرش نیست و او ابتدا باید نیاز خود و تیم ملی را به تغییرات فنی بپذیرد وگرنه مشکلات ادامه خواهد یافت

فدراسیون فوتبال ایران نیز مثل خود کرش شایعه برکناری وی را تکذیب کرده و بر حمایت تام و تمام از او پای فشرده، اما کرش به عنوان یک مربی حرفه‌ای نیک می‌داند حرف و وعده‌ها تضمینی بر آینده نیست و آنچه ضمانت ایجاد می‌کند و او را نگه می‌دارد، نتایج بعدی است و او باید در برابر کره در تهران در بدبینانه‌ترین شرایط هم بازنده نباشد و همان‌طور که پیش‌تر آمد در برابر ازبک‌ها و لبنان هم امتیاز از دست ندهد.

به نظر نمی‌رسد که این یک کار شاق باشد، اما ابتدا کرش باید بپذیرد به جای توجیه ضعف‌ها و گردن نگرفتن ایرادهای فنی که برخاسته از گزینش‌ها و سلایق خود وی است، به سمت حل آنها ـ و نه انکارشان ـ حرکت کند.

به‌کارگیری پنج بازیکن از پرسپولیس که به خاطر نزول شدید این تیم در لیگ دلمرده‌اند، در آوردگاه بیروت کار اشتباهی بود و همین‌طور میدان دادن 90 دقیقه‌ای به شجاعی که بعد از دو سال مصدومیت و دوری از میدان در اوساسونا هم بندرت بازی می‌کند و همین‌طور استفاده کامل از جواد نکونام که فصل بسیار بدی را با استقلال سپری کرده است، این که به‌زعم و ادعای کرش ایران در تک‌حمله لبنان گل خورده و با همان گل بازی را باخته است، نه یک حسن، بلکه ایراد تیم ماست و این که نباید به پیر شدن نفرات ما ایراد گرفت، چون هافبک‌های بارسلونا و منچستر یونایتد هم «سن بالا» هستند، پاسخی به سوال‌های موجود نیست، زیرا کسی در درجه اول ایرادی به سن نفرات میانسال ما نگرفته و فقط این سوال مطرح شده که چرا آنها بد بازی می‌کنند و به چه سبب سرمربی تیم از کسانی که بد بازی می‌کنند، همچنان استفاده می‌کند.

گرفتار در حاشیه‌ها

متاسفانه کرش باوجود تمامی حرفه‌ای‌‌گری‌ها و سابقه طولانی‌اش در فوتبال جهان، در حاشیه‌های ورزش ما گرفتار شده و بیش از آن که بداعت فنی به خرج بدهد و با بازی‌ها و طرح‌هایش تماشاگران را به وجد بیاورد در پی پاسخگویی ـ اغلب کتبی و با انتشار بیانیه ـ به کسانی است که می‌پرسند چرا بازی‌های تیم ملی با هدایت او این‌قدر بد و کم‌ثمر است و تا «در» روی این پاشنه می‌چرخد تیم ملی پیشرفت شگرفی نخواهد کرد.

هنوز هم می‌توان بسیار خوشبین و حتی مطمئن بود که به خاطر ضعف فراوان سایر تیم‌های همگروه (منهای کره)‌ تیم ما به مرحله نهایی جام جهانی خواهد رسید، اما اگر هدف از جذب کارلوس کرش ارتقای سطح بازی تیم ملی و صعود به برزیل 2014 بر پایه نمایش‌هایی پیشرفته با یک معماری نوین از جانب این مربی نامدار پرتغالی بوده باشد، مجبور به این اعتراف تلخ هستیم که بخشی عمده از این اهداف حاصل نیامده و اگر تیم ملی هم صعود کند با همان سلاح‌ها و راه‌های قدیمی بوده است و با روش‌هایی که سایر مربیان ایرانی هم قادر به انجام آن بودند و چه‌بسا بسیار بهتر از کرش هم انجام می‌دادند و قسمت تلخ و دردآور قضیه همین جاست.

وصال روحانی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها