در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این زمانها علاوه بر کار، فرصتی را فراهم میکردم تا به سراغ نقاط دیدنی این شهرها بروم. مثلا در کاشان خانههای تاریخی بسیار زیبا و عظیمی ساخته شده که بسیار دیدنی است. اتفاقا ما هم در یکی از همین خانهها مشغول به کار بودیم.
دیدن حمام فین کاشان، گلابگیری و شکوفههای بهارنارنج همگی برای من لذتبخش بود.... از خانههای تاریخی میگفتم. بزرگی این خانهها برایم عجیب بود. خانههایی چهار پنج برابر خانههای ویلایی امروزی بود. اتاقهایشان اندرونی و بیرونی داشت. در هر خانه هم چند خانواده زندگی میکردند که هر کدام تعداد زیادی بچه داشتند. البته این خانهها در نوع خودشان ترسناک هم بود، زیرا پیچ و خم زیادی داشت و راهروهایشان طولانی و تاریک بود. ولی در کل زیبا بود.
اگر من بخواهم بین زندگی در این خانهها و خانههای آپارتمانی امروز یکی را انتخاب کنم، به شرایطش نگاه میکنم. من مایل نیستم در آن خانههای قدیمی با جمعیت زیاد و اندرونی و بیرونیهای زیاد و بدون چراغ یعنی دقیقا با امکانات آن روز زندگی کنم؛ ولی اگر قرار باشد که در آن خانهها با چهار پنج نفر یعنی دقیقا مثل خانوادههای امروزی که شامل پدر، مادر، خواهر و برادر میشود و با امکانات امروزی مثل برق و البته نگهبان زندگی کنم، آنها را انتخاب میکردم. به عبارت دیگر، اگر مدرنیته را به این خانهها ببریم، بسیار دوستداشتنی میشود.
همان طور که گفتم یک ماهی هم در بوشهر و عسلویه بودم. بوشهر شهر کوچک و بسیار گرمی بود. البته مردمانش با این گرما و شرایط اقلیمی منطقه کنار آمده بودند و به آن عادت داشتند. عسلویه هم با آن که هوایی بسیار آلوده داشت، ولی دریای بکر و زیبایش بسیار دیدنی بود. آلودگی هوای عسلویه به دلیل صنایع پتروشیمی ایجاد شده در آنجاست. کمتر کسی به دیدن دریای زیبای عسلویه میرود. باورتان میشود که یک تا دو متر دریا پر از حلزون بود؛ تا جایی که اصلا نمیشد کسی پایش را داخل آب بگذارد؟!
در عسلویه هیچ مکان تفریحی وجود ندارد و مثل دریای کیش و خزر نیست که امکانات جت اسکی داشته باشد. از جهت دیگر، چون عسلویه یک جزیره صنعتی است اصلا نمیشود داخل آب رفت.
من به طور کلی بسیار به طبیعت و سفر علاقهمندم. حتی اگر یک یا دو روز برایم فرصت تفریح فراهم شود، به سفر میروم. از کوتاهترین سفرها گرفته مثلا رفتن به اوشان تا سفر به دورترین نقاط کشور و در این سفرها به دنبال دیدن مناطق بکر هستم. مثلا در جاده شهمیرزاد که در استان سمنان واقع است، چند ییلاق وجود دارد. روستاهای داخل جاده نیز خودشان ییلاق است. هر چه جاده را به سمت شمال برویم، از حالت کوهستانیاش خارج و زیباتر و سبزتر میشود. در اطراف ساری و نورشهر نیز جنگلهای زیبایی وجوددارد.
من در سفرهایم بیش از هر چیز درگیر مناطق بکر هستم. مثلا در کیش جادهای به اسم جاده جهان وجود دارد که دور تا دور کیش کشیده شده است و اتفاقا بسیار هم خلوت است و کمتر کسی از آن دیدن میکند.
همیشه وقتی به سفر میروم از دوستان و آشنایانم که پیش از من به دیدن آن منطقه رفتهاند یا از رانندگان تاکسی درباره دیدنیهای آنجا سوالاتی میپرسم و البته مهمترین منبعم در شناخت مناطق بکر، بومیهای منطقه هستند.
من تاکنون قسمتهای زیادی از ایران را دیدهام. ولی به کویر سفر نکردهام، چون بشدت گرمایی هستم و تحمل گرما برایم سخت است. هر بار هم که تصمیم گرفتهام به کویر بروم، اِنقلتی درش ایجاد و به وقت دیگری موکول شده است؛ ولی هنوز هم دلم میخواهد که یک بار به کویر بروم، مثل کویرهای بکری که گاهی اوقات در تلویزیون میبینیم، با زمینهای ترکخورده.
تهران دیدنیهای زیادی دارد، شاید خیلیهای دیگر نیز مثل من این را بدانند، ولی هیچ کداممان به سراغ دیدنیهای شهرمان نرفته باشیم. دلیلش هم این است که تهران شهر شلوغی شده کـه پر از غبار و آلودگی و دود است.
برای دیدن مناطق دیدنی تهران باید یکمسافرت شهری انجام دهیم و درگیر شدن با ترافیک شهر، انگیزه زیادی برای چنین سفرهایی را باقی نمیگذارد. چند وقت پیش یک سیدی به نام تهرانیکا گرفتم که در آن تمام مناطق دیدنی تهران را معرفی کردهبود.
در این محصول تمام سقاخانهها و مقبرههای شهر را پیدا و با تصویر و توضیحات آن را معرفی کردهاند. من به هر کسی که مایل است تهرانگردی کند، خرید تهرانیکا را توصیه میکنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: