در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچند دنیزلی هنوز قرار بود سرمربی سرخپوشان باشد، اما از همان ابتدا هم مشخص بود که مدیرعامل پرسپولیس برای رفع نقاط ضعف تیمش بیشتر از آنکه به دنبال نظر سرمربی باشد به نامهایی توجه دارد که حداقل چند فصلی بود در لیست خرید این تیم قرار میگرفتند و عاقبت از پوشیدن پیراهن پرسپولیس بازمیماندند.
رویانیان اتفاقا برای رسیدن به این هدف از هیچ تلاشی دریغ نکرد؛ از تامین خواستههای مالی بازیکنان گرفته تا جلب رضایت باشگاههایی که بازیکنانشان هنوز قرارداد داشتند. گرچه این عملکرد مدیرعامل پرسپولیس مورد انتقاد قرار گرفت و هفتهها به دلیل پرداختهای میلیاردیاش زیر سوال رفت، اما تیمی پرستاره بست که جای هیچ حرفی باقی نگذارد. شروع لیگ یازدهم با پیروزی پرسپولیس در آبادان مقابل صنعت نفت نوید روزهای بهتری را با مربیگری مانوئل ژوزه پرتغالی میداد، اما در ادامه نتایج چندان خوشایند نبود؛ از دست دادن امتیاز و ناکامیهای آزاردهنده حالا برای هواداران این تیم کابوس شده است، کابوسی که هر کسی برای آن دلایلی را برمیشمارد.
پرسپولیس تیمی ریشهدار، قدیمی و پرطرفدار است که به نوعی بخشی از شناسنامه فوتبال کشورمان محسوب میشود. این واقعیت یک قطب فوتبال ماست، اما با نتایج چند فصل اخیر کار را به جایی رسانده که بعضی هوادارانش در خلوت خود آرزو میکنند ایکاش اصلا علاقهمند به فوتبال نبودند. ناکامیهای پرسپولیس شور و هیجان را حسابی از آنها گرفته است؛ حسی که در صورت ادامه این روند سکوها را روز به روز خالی و خالیتر از تماشاگر میکند؛ اتفاقی که برای تیمی با این سرمایهگذاری کلان شکستی جبرانناپذیر خواهد بود. در مقابل اما هستند عدهای که امیدوارانه به آینده فکر میکنند؛ آیندهای که پرسپولیس سرانجام هماهنگ شده و به روزهای اوج خود بازگردد.
آنچه مردم از پرسپولیس میگویند نارضایتی توام با نگرانی و امید است؛ همه آنچه در این گزارش منعکس شده است.
در جستجوی درد پرسپولیس
اولین چیزی که باعث میشود به دنبال شنیدن حرف هواداران پرسپولیس باشیم نظر یک پرسپولیسی قدیمی است که به قول خودش 40 سال است طرفدار این تیم است. وقتی تیم محبوبش بازی را به صباباتری، آن هم مقابل تماشاگرانش در ورزشگاه آزادی واگذار کرد، صدای تلویزیون را کم کرد، نفس عمیقی کشید و گفت: اگر بهترینهای اروپا را هم بیاورند این تیم، تیم نمیشود. چون درد پرسپولیس بازیکن نیست.
من کنجکاو میشوم که بدانم درد این تیم چیست که زمین و زمان انتظار دارند ببرد و چهره یک قهرمان را داشته باشد، اما میبازد و چیزی جز حسرت برای علاقهمندانش نمیگذارد. از دید عبدالرضای پنجاه و پنج ساله مشکل این است که نیاز تیم در نظر گرفته نشده و به جای تجهیز خط هافبک تیم، بیدلیل چند مهاجم به لیست پرسپولیس اضافه شدهاند. این هوادار قدیمی پرسپولیس اضافه میکند اگر هافبک هم جذب میشد باید پیش از شروع فصل زمان کافی برای رسیدن به هماهنگی در اختیار مربی بود وگرنه همینی میشد که میبینید.
او اینها را میگوید، اما من به دنبال جواب سوالم سراغ هواداران دیگری میروم؛ از هر قشری و هر سنی.
ژوزه به ترکیب دست نزند
شاید بهترین مکان جایی باشد که مردم برای خرید روزنامه میآیند. چند دقیقه کافی است تا یک پسربچه پانزده ساله برای خرید یکی از روزنامههای طرفدار باشگاه پرسپولیس به دکهای در شمال شرق تهران مراجعه کند؛ روزنامه را در دست دارد که میپرسم پرسپولیسی هستی و او با حرارت میگوید هم خودم و هم دو برادر دیگرم. وقتی از او میخواهم احساسش را در مورد پرسپولیس جدید در لیگ امسال بگوید، اینطور ادامه میدهد: تو را به خدا پیغام مرا به سرمربی بدهید، خواهش میکنم اینقدر به ترکیب دست نزند، تیمی که قرار باشد هر هفته یک ترکیب را امتحان کند کل فصل را از دست میدهد.
اشکال تیم ما همین است، این همه بازیکن خوب فقط ما را دق میدهند. افسوس میخوریم که چرا حتی نیمی از چیزی که در تیمهای دیگر بودند نیستند. مربی باید بتواند از بازیکن خوب بازی بگیرد، وقت رفتن میگوید اسمم را نپرسیدید، محمد غزنوی، بنویسید حتما!
حاشیهها، جوجه و آخر پاییز!
دکهدار که متوجه صحبتهای ما شده بیآن که بپرسم وارد بحث میشود. از پرسپولیسیهای دوآتشه که به نظر کمتر منطقی میرسد. امیدوار است و وعده آینده را میدهد.
نکته: پرسپولیس با تمام ولخرجیهایش برای جذب بهترینهای لیگ و جلب رضایت هوادارانش، تاکنون آنها را امیدوار نکرده؛ طرفدارانی که هر کدام برای این ناکامیها دلایلی را عنوان میکنند
صحبت از جوجه و شمردن آن در آخر پاییز میکند، از خریدهای خوب رویانیان حرف میزند و بازیکنانی که وقتی هشت نفر آنها به تیم ملی دعوت میشوند حتما بهترین هستند. اما وقتی میپرسم پس چرا پرسپولیس نتیجه نمیگیرد، میگوید آنقدر برایش حاشیه درست میکنند؛ هنوز لیگ شروع نشده همه را از مدیرعامل گرفته تا بازیکن زیر سوال میبرند. شاهد هم دارد. اشاره میکند به روزنامههای روی پیشخوان و میگوید این همه روزنامه فقط کارشان شده به پای پرسپولیس پیچیدن، هر روز که ورق میزنم اصلا از هرچه فوتبال است بدم میآید، اما پرسپولیس همیشه پرسپولیس است و این فصل هم قهرمان میشود و من فکر میکنم که این آخر پاییز پرسپولیس کی میرسد تا جوجهها را بالاخره بشماریم!
کدام تعصب، کدام عشق؟!
خانمها هم گرچه در استادیومها حاضر نیستند، اما بخشی از طرفداران فوتبال ما هستند که اتفاقا خیلی از آنها در کارشناسی کردن مسائل فوتبال گوی سبقت را از آقایان ربودهاند. شهره شیبانی بیست و چهار ساله و دانشجوی روانشناسی یکی از آنهاست که در تاکسی بعد از پخش گزارش کشتی دوم حمید سوریان در المپیک لندن با خودش زیر لب از ورزش گفت و بعد با سوال من مواجه شد، وقتی گفت خدایی شادیای که این بچهها به مردم میدهند بیشتر از 200 سکه میارزد. گفتم فوتبالیها چه، به نظرت آنها چقدر میارزند که گفت: هیچی، من یک پرسپولیسیام، فوتبال را هم میبینم با همه جزئیات، از همه چیز خبر دارم، روزی حداقل دو روزنامه ورزشی میخوانم، اما بین این صفحهها هم عدالت رعایت نمیشود، همهاش شده فوتبال، همین میشود که بازیکن چند صد میلیون میگیرد و میداند که همه مردم هم دنبالش هستند. آن وقت در زمین فقط راه میرود، اسم خودش را هم میگذارد متعصب، کدام تعصب وقتی رنگ پیراهن با پول راحت عوض میشود، فوتبال را دیگر مثل گذشته دوست ندارم، چون شادم نمیکند.
یک زمانی برای فوتبال میمردم، برای پرسپولیس، اما حالا فقط یک طرفدار سادهام.
جای خالی یک بدنسازی با برنامه
امیر موسویزاده، چهل ساله، مربی بدنسازی است که در یکی از بوستانهای تهران، علاقهمندان به ورزش گروهی و نرمشهای دستهجمعی را هدایت میکند و ورزش میدهد. از رنگ پیراهن ورزشیاش حدس میزنم که طرفدار قرمز است، ورزشیها معمولا رنگ را بیدلیل انتخاب نمیکنند. دوست دارم نظر یک مربی ورزش را هم بدانم، پس منتظر میمانم. حدسم درست است. او فوتبال را دوست دارد، بازی میکند و طرفدار پرسپولیس هم هست. پرسش دیگری را مطرح میکنم، اینکه سهم بدنسازی در شرایط کنونی پرسپولیس چقدر است که موسویزاده توضیح میدهد: شاید عدهای پیروزی پرسپولیس در آبادان و در آن گرمای طاقتفرسا را دلیلی برای بدنهای آماده بازیکنان بدانند، اما من تصور میکنم آن مسابقه معیاری برای سنجش نیست، چون بازیکنان در مسابقه اول تازهنفس بودند. پرسپولیس متاسفانه پیش از شروع فصل، فرصت کاملی برای بدنسازی نداشت و از همه مهمتر به نظر میرسد با برنامه مشخص یک مربی آماده نشد که این کمبود از همین شروع فصل احساس میشود.
ترس جانشین، دل شیر!
اما صحبتهای یک هوادار دیگر پرسپولیس هم قابل تامل است. او از بعد روحی به قضیه نگاه میکند. حسین مشیری سی و پنج ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیک میگوید: این را حتما بنویسید تا آنهایی که افشین قطبی را به علت حرفهایش مسخره میکردند، بدانند اشتباه میکردند. افشین قطبی نمونه کاملی از یک مربی بود که از ابزار روحی خوب استفاده میکرد. همیشه میگفت بازیکنانم دل شیر دارند؛ آنقدر این را گفت تا ملکه ذهن شاگردانش هم شد. آن پرسپولیس حداقل آنقدر از نظر روحی خوب بود که مقابل استقلال اهواز حتی 9 نفره جنگید و در دقایق آخر گل برتری را زد، اما حالا خبری از دل شیر نیست. ستارههای لیگ هیچکدام دل شیر که ندارند هیچ، ترسو هم هستند. ترس از باخت و انتقاد دوباره، حالا اساسیترین مشکل پرسپولیس شده و تا زمانی که چنین چیزی هست، با بهترینها هم به جایی نمیرسیم.
مبادا مردم پشیمان شوند!
کمی جستجوی اینترنتی در وبلاگهای هواداران پرسپولیس؛ احمد بیست و نه ساله در یکی از این یادداشتها نوشته هر تیمی باید افتخار کند که این همه هوادار دارد. ما خجالت میکشیم وقتی روی سکوها هر بازی پر از تماشاگر میشود و دوباره میبازید.
این فصل دیگر بهانهای نیست. هم پولتان را بموقع گرفتید و هم در هر پست بهترین بازیکنان را حتی روی نیمکت دارید. کاری نکنید که هوادار از طرفداریاش پشیمان شود و با استادیوم و پرسپولیس قهر کند. وقتی یک پیشکسوت میگوید کممانده که دیگر بگویم پرسپولیسی نیستم، از مردم چه توقعی دارید. لطفا مثل ما خجالت بکشید!
و اما نظرسنجی سایت باشگاه پرسپولیس
اما سایت رسمی باشگاه پرسپولیس هم در یک نظرسنجی عمومی به دنبال یافتن علت این ناکامیهاست. این نظرسنجی که البته هنوز نتیجه آن اعلام نشده در قالب چهار سوال مطرح شده است؛ علت ناکامی پرسپولیس را کدامیک میدانید، جالب اینکه چهار گزینه مطرح شده از سوی سایت این باشگاه چکیدهای از نظرات مردم است. نظر شما در این مورد چیست؟
1ـ بدنسازی ناقص قبل از شروع لیگ 2ـ نداشتن شناخت از بازیکنان و استفاده از ترکیبهای مختلف 3ـ نبود دو هافبک قلدر و طراح 4ـ حاشیهها
امیدواریم حداقل پیدا کردن علت کمک کند تا نبض پرسپولیس دوباره بزند تا فوتبال ملی نیز از حیات این تیم قدیمی بهرهمند شود. راستی شما هم میتوانید از طریق پیامک 300011216 نقطه نظرات خود را با گروه ورزش در میان بگذارید.
سارا احمدیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: