محمدحسن بخشی در گفتوگو با خبرنگار فرهنگ حماسه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، از حال و هوای جبهه در ماه رمضان میگوید.
وی که دندانپزشک است،میگوید: در جبهه، بچههایی که قرار بود در جایی ماندنی باشند همه، روزه میگرفتند و غروب برای افطار دور هم جمع میشدند و سفره بزرگی انداخته و با خواندن دعا، روزه خود را افطار میکردند.
دعا را معمولا فرماندهان میخواندند و ما که جوانتر بودیم بیشترین ادعیه ماه رمضان را در جبهه و از زبان فرماندهانمان یاد میگرفتیم. قرآن خواندن بعد از افطار و به ویژه شبهای قدر هم از لحظات فراموش نشدنی جبههها است.
بعضی از اوقات هم در زمان افطار، دشمن حملاتش را تشدید میکرد و توپخانهاش پشت سر هم گلوله روی سرمان میریخت. یک بار هم تانکر آب را نزدیک به زمان افظار هدف گرفتند و در نتیجه دیگر آبی برای خوردن در افطار نداشتیم.
البته کار به این جاها ختم نمی شد چون بعضی اوقات هم آنقدر به سمت ما گلوله شلیک میکردند که بالکل باید قید افطار خوردن را میزدیم، مثلا یک بار چنان آتش توپخانهشان را وقت افطار سنگین کردند که ترکش یکی از گلولهها پای یکی از رزمندگان را که کنار سفره افطار نشسته بود، قطع کرد...آن شب هیچ کس افطار نخورد.(ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم