دو تجربه قبلی انگلیسیها در این زمینه به سالهای 1908 و 1948 مربوط میشد، اما فضای سیاسی و اجتماعی لندن به کلی متفاوت با شرایط این شهر در دو مرتبه قبلی است. در سال 1908 لندن و انگلیسیها ناخواسته و بدون اطلاع به سوی مقدمات جنگ جهانی اول حرکت میکردند و در سال 1948 در مرتبه دوم میزبانی تازه از مصایب جنگ جهانی دوم رهایی یافته بودند. مشکلات امسال و میزبانی مرتبه سوم برخلاف آنچه تصور میشود از هر دو مرتبه قبلی بیشتر است، زیرا بریتانیاییها هم پول و سرمایه کافی و لازم را برای میزبانی نداشته و آن را به طرق مختلف و با چندین و چند ملیتیکردن کمیته سازماندهی رقابتها و رویکرد به اسپانسرهای متعدد تامین کردهاند و هم بحران اقتصادی سالهای اخیر امکان معامله بر سر این رقابتها و خرید و فروش امتیازها و برند این بازیها را به حداقل رسانده است.
تظاهرات و مبارزات مردم برای رسیدن به شرایط بهتر اقتصادی طی سالهای اخیر که گاه حتی به برخوردهای تن به تن در خیابانهای اشرافی چون پیکادلی و به مرکز و شمال ثروتمندنشین پایتخت انگلیس کشیده و توسط نیروهای امنیتی بریتانیا سرکوب شد، با بافت و جوهرهای مثل تظاهرات والاستریت آمریکا برای برقراری عدالت اجتماعی و ایجاد درآمدهای معقول و مساوی برای تمامی اقشار بوده است و معمولا در چنین پسزمینههایی برگزاری المپیک که همواره نماد ثروت و رفاه و بالندگی اقتصادی به شمار میآید، کاری بسیار سخت و آزاردهنده برای همان قشرهایی است که تظاهرات اقتصادی ـ سیاسی سالهای اخیر را در غرب از جمله انگلیس به راه انداختهاند. از دیدگاه آنها با پول کلان میزبانی این المپیک میشد صرف بهبود ولو نسبی و اندک شرایط زیستی مردم فرودست انگلیس شود و برای رفاه عدهای هزینه نمیشد که در زندگی جاری مردم بریتانیا سهمی ندارند و توریستها و ناظرانی بیش نیستند که میآیند و میروند و بهره دیرپایی را هم بر جای نمینهند.
آمدن شماری ورزشکار و مقام میلیاردر هم به لندن و دو هفته جولان آنها مقابل چشم های مردم محتاج و ندار و طبقه کارگر انگلیس ـ که قشر پرشمارتری را در قیاس با ثروتمندان انگلیس تشکیل میدهند ـ جز این که حساسیتهای بیشتری را برانگیزد، بهرهای نخواهد داشت و فقط بر مصایب میزبانی و رنج ندارها خواهد افزود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم