دستم لای ترمزدوچرخه گیرکرد

فضای گفتگو با بازیگری که کار طنز می کند و آدم شوخ طبعی است ، نمی تواند جدی ، خشک و رسمی باشد. گفتگوی ما با محسن قاضی مرادی ، بازیگر نقش آقای دشتی در سریال «من یک مستاجرم» چنین حالتی پیدا کرد.
کد خبر: ۴۸۹۲۰

محسن قاضی مرادی ، تحصیلات بازیگری ندارد و کار را به صورت نیمه حرفه ای و تجربی از سال 42 و به شکل جدی 20سال بعد، یعنی سال 62 با سریال «تصادفی ها» به کارگردانی رسول نجفیان آغاز کرد.
او تا به حال در فیلمها و سریال های بسیاری حضور داشته که «پشت کنکوری ها» و «من یک مستاجرم» به کارگردانی پریسا بخت آور از آن جمله است.


آقای قاضی مرادی ، اگر مشغول بازیگری نبودید، دوست داشتید برج ساز بودید؛
تا الان به این مساله فکر نکرده بودم ، ولی بدم هم نمی آید. شاید دوست داشته باشم.
البته شغلی که آدم انتخاب می کند، باید با روحیاتش سازگار باشد.

بازی کردن در نقش برج ساز با روحیه شما سازگار است ، چون در دو سریالی که با خانم بخت آور کار کردید، نقش آدمی را بازی کردید که دستی در ساختمان سازی دارد.
اشعثی در «پشت کنکوری ها»، این کاره بود، ولی دشتی به آن معنا ساختمان ساز نیست. آدمی است که دست به هر کاری می زند که در آن سود باشد، ساختمان سازی ، بقالی یا وکالت زمانه خانم.

وجه مشترک اشعثی و دشتی چیست؛
میل به پولدار شدن و منفعت طلبی بیش از حد.

و البته شیرین و نه چندان منفی.
درست است ؛ چون هم اشعثی و هم دشتی آدمهایی بدی نیستند. منفعت طلب هستند، ولی بیننده از آنها بدش نمی آید و تنها شاهد لحظاتی خوش و خنده دار است.
این دو بد ذات نیستند. در «پشت کنکوری ها» و «من یک مستاجرم» قرار نیست مردم داستانی خشک و جدی ببینند. بالطبع بازیگران هم این گونه بازی نمی کنند. جنس سریال های خانم بخت آور همین گونه است.
حداقل در این دو سه سریالی که ساخته اند، این گونه است. کسی ادا در نمی آورد و با شکلک در آوردن مردم را نمی خنداند. موقعیت ها طنز است و باعث خنده می شود.

تفاوت دشتی و اشعثی در چه چیزهایی است؛
این دو با هم خیلی فرق می کنند؛ دشتی دو دوزه بازی می کند و تنها به نفع خودش فکر می کند. البته همان طور که گفتید شیرین است و دوست داشتنی.

چطور شد که دوباره با این گروه همکار شدید و نقشی مشابه را پذیرفتید؛
با شیوه کار خانم بخت آور و سایر اعضای گروه آشنا بودم و این آشنایی منجر به تداوم همکاری شد. سال گذشته به کار دعوت شدم و متن را خواندم و بازی در این نقش را قبول کردم.
البته کاملا شبیه پشت کنکوری ها نیست و تفاوت های چشمگیری با آن دارد.

از اول قرار بود دشتی را بازی کنید؛
بله ، از همان ابتدا صحبت خانم بخت آور با من درباره بازی در نقش آقای دشتی بود.

فکر می کنید این نقش را برای شما نوشتند و کلا چه مقدار از آقای دشتی شما هستید و چه مقدار دشتی فیلمنامه ؛
مورد اول را زیاد مطمئن نیستم که نقش را برای من نوشته باشند، چون خیلی پیچیده نیست. دشتی که الان در سریال می بینید ترکیبی از فیلمنامه ، صحبتهای خانم بخت آور و بازی خودم است.
کارگردان به من اجازه داد در طول کار خودم را پیدا کنم. دشتی در بیشتر قسمتها حضور فعال دارد و بازی های طولانی باعث شد در نقش جا بیفتم. آش را هم هر چه بیشتر بپزند، بیشتر جا می افتد.
ترشی هم همین طور هر چه بیشتر بماند، خوشمزه تر است.

یعنی دستتان در ایفای نقش باز بود و بداهه گویی هم می کردید؛
خانم بخت آور تعصب خاصی روی حرفشان ندارند. ایشان به نظر بازیگران هم احترام می گذارند. برای همین سریال هایشان پربیننده است.
10 درصد از دشتی بداهه سازی شد و با نظر خودم بازی کردم. البته در این ارتباط با کارگردان هماهنگ شد.

نوعی حرکات سر و صورت در بازی شما به چشم می خورد که بعضا در دیگر کارهای شما تکرار شده است. کارگردان به شما می گوید چنین بازی کنید، یا این هم جزو بازی شماست؛
خودم را جای آدمی می گذارم که نقشش را بازی می کنم ، یعنی دیگر آقای دشتی هستم ، نه محسن قاضی مرادی. دشتی هم جزوی از من می شود و انگار من در این موقعیت ها قرار گرفته ام ، که در کار می بینید.
پس طبیعی است که حرکات مخصوص خودم که به طور عادی هم از من سر می زند - بروز پیدا کند. شاید علتش این است که بازیگری را به شکل تجربی آموختم و واقعا حسی بازی می کنم و ادا درنمی آورم.

چقدر بازی دیگران روی شما تاثیر می گذارد و نیز بازی شما روی دیگران ، چون در این سریال با امیر جعفری و زمانه خانم بیشترین بازی را دارید؛
متن را قبل از ضبط یک سکانس چند بار می خواندیم و با هم تمرین می کردیم. خانم بخت آور هم حضور داشتند و پیش آمده بود که ترکیب من و امیر جعفری که بیشترین بازی را مقابل هم داشتیم ، منجر به تغییر سکانس می شد که اتفاقا خانم بخت آور از آن استقبال می کرد.

در طول کار مشکلی هم برایتان پیش آمد؛
مشکل خاصی که نه ، ولی یکبار قرار بود در خیابان با دوچرخه از جلوی دوربین عبور کنم. دوچرخه ای که برای من آورده بودند، مناسب قدم نبود و پاهایم به پدال نمی رسید.
قرار شد 2 نفر از پشت ، دوچرخه را هل بدهند و مرا به کادر دوربین بفرستند. وقتی مرا هل دادند، دستم لای ترمز دوچرخه گیر کرد و ناخنم افتاد و تا مدتی هم انگشتم سیاه بود.
بی اختیار گفتم آخ و سکانس هم تصویربرداری شد. اتفاقا خانم بخت آور گفتند این طوری بهتر شد.

تا به حال در دو، سه سریال تاریخی هم بازی کرده اید، مثل «مسافر ری» و «معصومیت از دست رفته». رگه هایی از طنز در آن دو شخصیت هم وجود داشت. به کار جدی هم علاقه ای دارید؛
به کار جدی هم علاقه دارم ، ولی با طنز جلو آمده ام و پیشنهاد این کار به من داده می شود. البته به نظرم می شود در این نوع هم متفاوت بود؛ مثلا نقشی که در زیر پوست شهر بازی می کردم ، آدمی کاملا منفی بود، اما باز رگه های طنز داشت.

پس حتما آدم شوخ طبعی هستید!

شوخ طبع هستم. ولی رگه های پدرسوختگی ندارم. شاید هم دارم که کارگردان ها برای این نقشها سراغم می آیند و مردم هم خوششان می آید.

با مردم برخورد داشته اید؛ چه نظری راجع به سریال و بازی شما دارند؛
خیلی زیاد. همه از کار خوششان آمده و از من می خواهند بقیه داستان را برایشان تعریف کنم. از من هم سوال می کنند که چرا بدجنسی می کنم و دخترم را به مسعود نمی دهم.

حالا واقعا دوست ندارید برج ساز شوید؛
چون اصرار می کنید، دوست دارم ، ولی باور کنید کلاه مردم را برنمی دارم.

ایمان شمسایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها