مضمون این سوره آن است که انسان با الهام خدایى، کار نیک را از کار زشت تشخیص مىدهد و اگر بخواهد رستگار شود، باید باطن خود را تزکیه کند و با انجام واجبات و ترک محرمات، آن را رشد و پرورش دهد، و گرنه از سعادت محروم مىماند.
پرسوگندترین سورهها، همین سوره شمس است که طبیعتا باید در مورد مهمترین مسائل باشد و آن تزکیه روح از هرگونه پلیدى و آلودگى است.
در تفاوت میان وحى و الهام، گفتهاند که الهام، درکى است که انسان سرچشمه آن را نمىشناسد، در حالى که گیرنده وحى، سرچشمه وحى را مىشناسد. فهم و درک خوبیها و بدیها به صورت فطرى، در عمق روح انسانها نهاده شده است. ابتدا باید پلیدىها را بشناسیم، سپس راه گریز و پرهیز از آنها را.
امام باقر و صادق(ع) در تفسیر آیه «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها» فرمودند: «قد افلح من اطاع» یعنى آن کسکه از پیامبر و امامان معصوم اطاعت کرد، رستگار شد.
تزکیه نفس، شامل دورى از عقاید و اخلاقیات و رفتارهاى ناپسند و کسب عقاید و اخلاقیات و کردارهاى پسندیده است.
تزکیه نفس یعنی انسان از ابتدای سن بلوغ تا آخر عمر به وظایف شرعی خود عمل کند. مرجع تقلیدش مشخص باشد، مسائل شرعی خود را یاد بگیرد و محرمات را ترک کند.
در قرآن، چهل مرتبه ماده فلاح به کار رفته که از بررسى آنها معلوم مىشود رستگارى شامل چه گروههایى مىشود و چه گروههایى از رسیدن به آن محرومند، همچون مجرمان که مىفرماید: «لا یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ»
«دس» به معناى پنهان کردن و تعبیر قرآن درباره زنده به گور کردن دختران چنین است: «یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ» آرى خلافکار، به خاطر شرمندگى، رویى براى جلوه در جامعه ندارد و سعى مىکند عیبها و خلافکارىهاى خود را پنهان کند. کلمه «دسیسه» نیز به کار زشتى گفته مىشود که آن را پنهان مىکنند.
اگر نفس را رها کنیم، انسان را به سقوط مىکشاند. لذا نفس را باید کنترل کرد. تزکیه و خودسازى، محرومکردن نیست، رشد دادن است. هر کس نفس خود را در لابهلاى عادات و رسوم و پندارها مخفى کند و غافلانه دنبال تأمین خواستههاى نفسانى رود، محرومیت بزرگى خواهد داشت.