در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سید مسعود شجاعی طباطبایی، عکاس سال های دفاع مقدس است که هنوز سنگر مقاومت را ترک نکرده است. انتشار تصاویر آن روزگار با خاطرات آن برای ما بسیار جالب است: مرحله اول و دوم عملیات کربلای یک انجام شده بود. بچهها از دل شب اول یکریز جنگیده بودند تا بالاخره دشمن را از شهر مهران بیرون براندند. دو شب و یک روز از عملیات گذشته بود، بچهها در دل شهر جا خوش کرده بودند و خستگی در میکردند. نزدیکیهای غروب بود که به برو بچههای مشهد (تیپ 21 امام رضا«ع») ملحق شدم.
آن زمان رژیم صدام پس از ناکامی در بازپسگیری فاو و برای جلوگیری از حملات گسترده ایران، در یک استراتژی جدید اقدام به انجام چند حمله کرده بود که در این میان شهر مهران را به تصرف درآورد تا با هیاهو آن را به رخ جهانیان بکشد. عملیات در مرحله اول آنچنان سهمگین و غافلگیرکننده انجام شد، که شاید بتوان گفت عملیات کربلای یک با توجه به محدودیت زمان در طراحی و تصمیمگیری و وضعیت خاص منطقه در طول جنگ از بهترین و موفق ترین عملیاتها بود. برای اجرای این طرح عملیات به بیش از 30 گردان نیروی زمینی نیاز داشت اما این توان آماده نبود، اما امام فرموده بود: «قضیه مهران باید به سرعت حل شود.»
برای بچهها باور اینکه با کمترین تلفات توانسته بودند، دشمن را با وجود استحکامات زیاد شهر تقریباً متلاشی کنند، کمی عجیب به نظر میرسید.
برادر رزمندهای که در اثر اصابت ترکش مجروح شده است، بعد از بستن زخمش توسط امدادگر، حاضر نشد به عقب برود و از این بابت بسیار خوشحال بود. دوربینم را که در آوردم، زیر رگبارِ تکههای بامزه بچههای گروه با لهجه شیرین مشهدی قرار گرفتم. دوربینم را به طرف دوست نوجوانی که ترکش خورده بود گرفتم. صورتش از خجالت گل انداخت و توانستم شیرینی این لحظه را با لبخند زیبایش در دوربینم ثبت کنم.
گفتم : زخم دستت؟...
خندید. خندهای فارغ از تمام زخمها و دردهای زمینی... و یک دم فکر کردم که این دستهای کوچک، سالهاست که حیثیت مرگ را به بازی گرفتهاند... قبضه آرپیجیاش را به درخت تکیه داده بود، دم به دم هم نیم نگاهی به آن میانداخت، انگار با این نگاهها میخواست بگوید، حالا حالاها اسیر منی، و افقهای دوردست در انتظار ماست...
آتش اشتیاق در کنار بچهها بودند و به رزم و عزم اندیشیدن در نگاهش زبانه میکشید، چه کسی جرات داشت، به واسطه این جراحت او را به عقب بخواند. امام فرموده بود بیایید، پس آمده بودند تا نه از شهر مهران، نه از یک کشور، که از حیثیت عشق دفاع کنند.(فارس)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: