همان گونه که گفته شد ، کشورهای عضو سازمان چه از لحاظ اولویت های ملی یا منافع و مصالح و چه از نظر سیستم های مدیریت و تصمیم گیری دارای تنوعاتی هستند که این امر در برنامه های همکاری های منطقه ای و فرامنطقه ای این کشورها خود را نشان می دهد؛ در حالی که فقط 5 مجموعه اقتصادی وجود دارد که اعضای آنها را کشورهای عضو OIC
تشکیل می دهند و مابقی مجموعه ها از تعدادی از کشورهای OIC و تعدادی از کشورهای خارج از سازمان تشکیل شده اند (5 مجموعه ای که اعضای آن از OIC هستند عبارتند از: ECO
یا سازمان همکاری های اقتصادی ، GCC یا شورای همکاری خلیج فارس ، AMU یا اتحادیه مغرب عربی ، CAEU شورای وحدت اقتصادی عربی ، WAEMU اتحادیه اقتصادی و مالی غرب آفریقا). شاید یکی از مهمترین تمایزات گروههای اقتصادی بین المللی در این نکته نهفته است که بیشتر آنها از کشورهای همسایه تشکیل شده اند و این امر به مزایای مشترک این توافقات برای طرفهای ذیربط برمی گردد.
عضویت برحسب شایستگی
قراردادن 57 کشور در حال رشد در یک روند تکاملی بر مسیری که 6 کشور اروپایی متجانس از پایان جنگ دوم جهانی بر آن قرار گرفته اند و کماکان در جهت تسهیل امور و تحسین وضعیت آن می کوشند ، آسان نیست لذا برخی معتقدند نباید درهای بازار مشترک اسلامی را به یکباره بر تمامی 57
عضو سازمان گشود ؛ چون از آنجا که تعداد زیادی از این کشورها در مجموعه کشورهای بشدت مقروض قرار دارند و پرداخت سالانه این دیون تقریبا بخش اصلی درآمدهای این کشورها را می بلعد و از آنجا که تعداد زیادی از این کشورها مجبور به تحقق توسعه در سطوح تولیدی و اجتماعی داخلی خود هستند لذا برپایی بازار مشترک اسلامی در اولویت و مقدمه کاری آنها نیست بنابراین برای مقدمات تشکیل این بازار می توان کشورهای اسلامی را بر حسب حجم اقتصاد یا سطح درآمدشان تقسیم بندی کرد و آن را معیاری برای انضمام به این بازار در مراحل اولیه قرار داد. گرچه از دیدگاهی دیگر می توان برخی راهها را با هم و به صورت موازی طی کرد ؛ یعنی ضمن این که گروههای منطقه ای فعلی سعی کنند همکاری های فیمابین را افزایش دهند همزمان برخی از کشورها با بررسی معیارهای مورد توافق و معین در جهت تحقق اهدافی پایین از بازار مشترک اسلامی که هسته آن را تشکیل می دهد ، تلاش می کنند و اندک اندک این تجمعات به صورت بازار مشترک درآمده و مابقی کشورها به آن خواهند پیوست.