در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید این اختلافنظرها ناشی از تعریفهای متفاوت از مقوله بیکاری باشد، شاید از نظر ما فرد شاغل کسی است که هر روز سرکار برود و به طور منظم دریافتی ماهانه داشته باشد اما از نظر دستگاههای متولی تهیه آمار، بیکاری تعریف دیگری دارد.
تا سالهای 83 شاخص نرخ بیکاری اینگونه تعریف میشد که در آن هر شخصی که دو روز در هفته را کار کند شاغل محسوب میشود، اما با تغییر این تعریف در آن سال اکنون هر کس حداقل یک ساعت در هفته کار کند، شاغل به حساب میآید.
مرکز آمار ایران اعلام میکند که روش محاسبه مطابق با استانداردهای سازمان جهانی کار است و براساس این محاسبه، سربازان و دانشجویان نیز جزو شاغلان به شمار میآیند که با چنین تعریفی نرخ بیکاری در کشور از سوی این مرکز 12.3 درصد است.
این در حالی است که به گفته برخی صاحبنظران نرخ واقعی بیکاری در حال حاضر به بیش از 30 درصد میرسد و چنین تعاریفی نمیتواند واقعیت را کمرنگ کند.
رشد جمعیت و متناسب نبودن فرصتهای شغلی ایجاد شده با میزان رشد جمعیت از دلایل بالا بودن نرخ بیکاری در کشور است.
رشد بالای جمعیت در ایران بویژه در دهه 60 که رشد سالانهای 3.9 درصدی را تجربه کرد، باعث افزایش بیش از پیش جمعیت جوان و جویای کار در سالهای کنونی شده است.
اما از سوی دیگر مناسب نبودن رشد اقتصادی جز در برخی سالها به دلیل دولتی بودن اقتصاد و فراهم نبودن فضای کسب و کار باعث شده است تا فرصتهای شغلی متناسب با ظرفیتهای موجود کشور ایجاد نشود.
افزون بر این عملکرد نامطلوب نظام آموزشی و ناتوانی آن در تربیت نیروهای ماهر و کارآزموده از دیگر مسائلی است که بر بیکاریها دامن زده، بنابراین برای حل معضل بیکاری راهی جز هموار کردن مسیر سرمایهگذاری و تولید، توجه به پروژههای کارآفرین، تربیت نیروهای کارآزموده متناسب با نیازهای کار و البته، تعریف درست واژه بیکاری در کشور نداریم.
سیما رادمنش - گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: