گفت‌وگو با آرش معیریان، کارگردان فیلم سینمایی «فیتیله و ماه‌پیشونی»

فیلمسازی در تلویزیون را ترجیح می‌دهم

آرش معیریان، کارگردان جوان و پرکار سینمای ایران که شاید هنوز هم بسیاری او را به نام «کما» می‌شناسند، پس از تجربه انواع ژانرهای سینمای ایران، این بار دهمین اثر خود را با موضوع کودکان ساخت و در بهترین فصل اکران ـ نوروز ‌‌ـ‌ آن را روی پرده سینما برد. این فیلم که با استقبال نسبتا خوبی از سوی مخاطبان کودک و بزرگسال مواجه شد اثری شاد و موزیکال با حضور ستاره‌های سینما همچون نیوشا ضیغمی ‌و سیروس گرجستانی و برخی ستاره‌های تلویزیونی بود.
کد خبر: ۴۶۹۳۶۷

شما ژانرهای متنوع و گوناگونی را در کارنامه سینمایی و تلویزیونی‌تان تجربه کردید. چرا این بار به سراغ سینمای کودک رفتید؟

من سینما را با تمام ژانرها و مختصات و سبک‌هایش دوست دارم و صرفا از روی سلیقه شخصی ژانر آثارم را انتخاب نمی‌کنم. فکر می‌کنم سینما باید مجموعه تجربیاتی در زمینه‌های گوناگون باشد و برای کسی که هم دانش‌آموخته سینماست و هم دغدغه و دلمشغولی‌اش پدیده‌ای به نام سینماست، ژانر کودک هم یکی از زمینه‌های مهم آزمون و خطاست.

این اولین تجربه‌تان در زمینه کودک بود؟

نه. در سال 77 هم یک داستان فیلم کودک با فضای فانتزی در زمینه کودک کار کردم که با همکاری انجمن سینمای جوان ساخته شد و در جشنواره‌های متعدد و متنوعی در زمان خودش شرکت کرد و جوایزی گرفت. اسم این اثر «فقط فرشتگان بال دارند» بود، اما فیتیله و ماه‌پیشونی نخستین تجربه جدی سینمایی‌ام برای کودکان محسوب می‌شود.

پس فقط به این دلیل که می‌خواستید تمام ژانرها را تجربه کنید به سراغ کودک و نوجوان رفتید؟

نکته مهم‌تر از علاقه‌مندی به ژانرهای مختلف، توجه به کودک و نوجوان به عنوان نسلی که قرار است آینده ایران را بسازند و کم‌توجهی بسیار زیاد از جانب فیلمسازان به دغدغه‌ها، خواسته‌ها و علاقه‌مندی نمایشی این گروه سنی است. من فکر می‌کنم فیلم‌های دهه اخیر به‌قدری جدی و عبوس و بزرگسال بودند که اندک‌اندک ما فراموش کردیم مخاطبی به نام کودک هم هست و رسالت فرهنگی ما در ارتباط با سینما برای کودکان هم باید منجر به تولید فیلم‌هایی برای این گروه از مخاطبان بشود.

سینمای کودک سال‌هاست تبدیل به سینمایی راکد شده و قدم‌گذاشتن در آن خطرپذیری بالایی می‌خواهد. بخشی از آن ریسک مالی است که تهیه‌کننده متحمل می‌شود و بخشی ریسک اعتباری شماست. چه انگیزه‌ای شما را ترغیب کرد که به سمت این فیلم بروید؟

من با فیلم‌هایی که تاکنون ساخته‌ام، به اندازه‌ای که باید خودم را به عنوان کارگردانی که گیشه و سینمای تجاری و تماشاگر عام را می‌شناسد ثابت کرده‌ام و در واقع امتحانم را پس داده‌ام و خودم را شناسانده‌ام. قطعا اگر در حال ساختن نخستین فیلم‌هایم بودم به سمت سینمای کودک نمی‌رفتم.

چرا؟

اقبال گیشه به این سینما کم است. تمایل سینماگر برای اکران این فیلم کم است و دلایلی مشابه این باعث می‌شد که من را در اولین کارهایم به عنوان کارگردانی غریبه با گیشه و نابلد در فروش بشناسند.

والدین در این میان بی‌تقصیرند؟

اتفاقا عامل بعدی همین والدین هستند که آن قدر دغدغه‌هایشان شرایط را سخت و پیچیده کرده که فرصت کافی برای تمام خواسته‌های فرزندان ندارند و اگر امکانات مالی و شرایط زمانی‌شان اجازه بدهد که در هفته 2 ساعت به سینما بروند، ترجیح می‌دهند آن ساعات را صرف آرامش روحی خودشان بکنند.

در این فیلم تا چه حد سعی کردید به ویژگی‌های درست سینمای کودک نزدیک شوید؟

در فیتیله و ماه‌پیشونی ما برای از کار نینداختن قوه تخیل کودک، یکی از شخصیت‌های اصلی قصه به نام ماه‌پیشونی را اصلا به کودکان نشان نمی‌دهیم و اجازه می‌دهیم هر کدامشان با ماه‌پیشونی‌های ذهنی خودشان قصه را دنبال کنند.

در انتخاب نوع قصه چطور؟ کودکان هر قصه‌ای را به مجرد قصه بودن دوست دارند؟

نه. کودک یا قصه‌هایی را دوست دارد که بشدت به فضای ذهنی او نزدیک است و حتی بارها آن را دیده یا شنیده‌. اینجاست که ما متوجه می‌شویم کارخانه رویاسازی‌ هالیوود چقدر در بخش دوم فعال است و تمام آنچه که نادیده‌ها و آرزوهای کودک است را به شکلی ایده‌آل بازآفرینی کند. بنابراین همیشه کودک جذب این فضاها و آدم‌های خیالی می‌شود.

پس ما دیگر نباید در این زمینه اقدامی ‌کنیم، زیرا راه زیادی تا رسیدن به‌ هالیوود داریم!

اتفاقا فیلمنامه اولیه فیتیله و ماه‌پیشونی از جنس تفکر ‌هالیوودی بود و بر اساس تخیل و فانتزی و انیمیشن طراحی شد که اگر می‌خواست در فرمتی ایده‌آل تولید شود، حداقل 20 میلیارد تومان هزینه می‌برد و البته همپای آثار کودک‌ هالیوود نمی‌شد.

یکی دیگر از مولفه‌های ضروری سینمای کودک خنداندن بچه‌هاست. پیشینه ساخت آثار طنز در کارنامه هنری شما، تا چه حد به این مساله در فیتیله و ماه‌پیشونی کمک کرد؟

یکی از دلایل اصلی من در پذیرش این قصه، پشتوانه آثار طنزم در سینماست. هنگام فیلمبرداری فیتیله هم بیشترین دلگرمی‌ و اتکای من به آن نگاه طنازانه یا کمیک سینمایی‌ام بود.

حالا چرا به قول برخی منتقدین اینقدر از این شاخه به آن شاخه می‌پرید و امضای شخصی پای آثارتان ندارید؟

اتفاقا امضای شخصی من همین تنوع و تعدد ژانرهای آثارم است. من می‌خواهم تمام ژانر را تجربه کنم و در واقع در مرحله آزمون و خطا هستم.

ژانر سیاسی چطور؟ علاقه به حضور در این ژانر دارید؟

معیریان: من سینما را با تمام ژانرها و مختصات و سبک‌هایش دوست دارم و صرفا از روی سلیقه شخصی ژانر آثارم را انتخاب نمی‌کنم. فکر می‌کنم سینما باید مجموعه تجربیاتی در زمینه‌های گوناگون باشد

البته یک‌بار این‌گونه را در تلویزیون تجربه کردم و یک ملودرام سیاسی به نام آخرین آواز سندباد در لبنان ساختم، اما درباره ژانر سیاسی در سینمای ایران نمی‌توانم اظهار نظر روشنی داشته باشیم، زیرا آنقدر تعاریف یک ژانر منوط به تعاریف ذهنی و فردی شده که بعضی اوقات در آن واحد، منتقدی فلان فیلم را ملودرام لقب داده و دیگری پلیسی! اگر بخواهیم نگاهی تخصصی روی این ژانر داشته باشیم باید درباره مصداق‌های بین‌المللی آن صحبت کنیم.

مثلا فیلم «Z» ساخته گاوراس نمونه شاخص یک فیلم سیاسی است که در دل خودش هم اکشن دارد، هم تفکر سیاسی دارد، هم تحلیل دارد و هم ارجاع و اشاره به تفکر‌های زمان خودش.

نظرتان درباره سیاسی‌ترین فیلم ایران چیست؟

قلاده‌های طلا را در شرایط بسیار نامناسبی در ساعت 5/12‌شب در زاویه مایل در بالکن برج میلاد دیدم و اصلا نمی‌توانم درباره آن نظری داشته باشم، اما فکر می‌کنم هر فیلمی‌که مخاطب برایش صف بایستد، در سالن سینما دست بزند و سوت بزند و به هیجان بیفتد فیلم خوبی است. قلاده‌های طلا هم از آنجا که توانست مخاطب بسیار زیادی را به خود جلب کند فیلم خوبی محسوب می‌شود. هر فیلمی ‌که بتواند مخاطب متوسط را که بهترین سرگرمی ‌آن سینماست به طرف سالن‌ها بکشاند فیلم خوبی است.

دوباره به فیلم خودتان برگردیم. چرا عموهای فیتیله‌ای؟ به‌رغم این‌که این گروه بسیار پرطرفدار در تلویزیون، در تجربه سینمایی قبلی خودشان چندان موفق نبودند.

اگر منظورتان قاتینگا و پاتینگاست باید بگویم که آن فیلم سینمایی نبود و تله‌فیلم بود، در حالی‌که به نظر من تجربه موفقی به شمار می‌رفت.

از چه جهت؟

آن فیلم تا حدود بسیار زیادی قربانی تبلیغات و توزیع و چگونگی نمایشش شد، وگرنه هرکس تا پای دیدن فیلم پیش آمد، در میان راه منصرف نشد و اتفاقا خیلی هم از آن استقبال کرد.

پس همچنان از این انتخاب راضی هستید؟

کاملا. فیتیله‌ها برای خودشان یک پتانسیل و انرژی و شهرت و محبوبیت غیر قابل انکاری دارند. البته جنس شهرت و محبوبیت آنها تلویزیونی است و فاصله زیادی با مدیوم سینما دارد.

نظرتان درمورد تبلیغات فیلم چیست؟

ما در این فیلم سعی کردیم که چه در طراحی و چه در فیلمنامه حضور والدین را در کنار فرزندان فراموش نکنیم و فیتیله را جوری بسازیم که برای بزرگ‌تر‌ها هم جذابیت داشته باشد. به همین دلیل این فیلم به‌رغم این‌که یک فیلم کودک محسوب می‌شود، ملاحظاتی هم برای غیرکودکان دارد و این مساله‌ای بود که در تبلیغات اصلا به آن توجه نشد. در اندک تبلیغ‌های تلویزیونی این فیلم فقط بچه‌ها به دیدن فیتیله و ماه‌پیشونی دعوت می‌شدند.

مسوولان دولتی چطور؟ آنها هم مانند تهیه‌کننده، به فیلم بی‌توجه بودند؟

حکایت آنها متفاوت است. اتفاقا مدیران سینمایی ما چه در ارشاد، چه در فارابی و چه در شورای اکران لحظه‌ای از حمایت خود از سینمای کودک عدول نکردند و در کنار برگزاری آبرومندانه و تخصصی جشنواره فیلم کودک اصفهان، اکران نوروزی را به عنوان یکی از بهترین فصل‌های اکرانی به یک فیلم کودک اختصاص دادند و نشان دادند که بر خلاف مسوولان دوره‌های قبلی توجهشان به این گونه از سینما در حد شعار نیست.

آرش معیریان علاوه بر کارنامه موفق سینمایی، در تلویزیون هم مخاطب را راضی کرده و آخرین سریالش به نام سایه روشن بهترین سریال شبکه شد. چگونه؟ چقدر این دو لازم و ملزوم همدیگرند؟

من صددرصد معتقدم که یک فیلمساز سینما باید تولید تلویزیونی را هم تجربه کند، همین‌طور اگر یک فیلمساز تلویزیونی سابقه سینمایی نداشته باشد، فیلمساز موفق و کاملی نیست.

شما بیشتر ترجیح می‌دهید برای تلویزیون فیلم بسازید یا سینما؟

تلویزیون.

چرا؟!

زیرا در هر نوبت نمایش ـ مثلا یک قسمت از یک سریال‌ ‌ـ‌ میلیون‌ها تماشاگر را پای خود می‌نشاند و دلیل دیگر این‌که سینما به دلیل معادلات تجاری‌اش ما را از شمار زیادی فیلمنامه با مضامین متنوع محروم می‌کند و دست و پایمان را می‌بندد.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟ تلویزیون یا سینما؟

در حال گذراندن مراحل پیش‌تولید یک سریال تلویزیونی با موضوع وزارت اطلاعات هستم.

مریم اکبرلو ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها