در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارآگاهان در جریان تحقیقات 3 نفر را به عنوان مظنون بازداشت کردند و یکی از این اشخاص به نام منصور به ربودن ایمان اعتراف کرد و گفت: «من نمایشگاه مبل داشتم و وضع مالیام خوب بود، اما ورشکسته شدم برای همین تصمیم گرفتم با ربودن ایمان مشکلاتم را حل کنم. من پدر ایمان را از قبل میشناختم و میدانستم وضع مالی خوبی دارد، به همین خاطر نقشه را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و او قبول کرد کمکم کند.»
دردهای جامعه باید درمان شود
مهدی حسینی ـ جامعهشناس: پیشتر نیز به این موضوع اشاره شده که در بسیاری از جوامع ازجمله جامعه ما زندگی اجتماعی مادی شده است. پول و ثروت همه چیز یک جوان شده و جوانان اهداف بزرگ زندگی خود را براساس عرف جامعه تعریف میکنند. مرتون، جامعهشناس آمریکایی میگوید وقتی میان هدف و وسیله فاصله میافتد و برای رسیدن به هدف وسیلهای وجود نداشته باشد، انسان تصمیم میگیرد به سمت آسیب اجتماعی برود؛ سراغ آدمربایی و گروگانگیری، دزدی و شرکتهای هرمی.
به این موضوعات اضافه کنید مشکلات مالی و خانوادگی را. فراموش نکنید در جوامع امروزی معنویات و اعتقادات مذهبی بشدت کمرنگ و باورهای دینی کمتر و خشونت و فقر نیز در جامعه بیشتر شده است. این فرد به این فکر نکرده که میتواند مشکل خود را از طریق دیگری حل کند. احتمالا فکر کرده وام گرفتن و جبران خسارت برایش سخت است و بهترین کار برای او این است که یکشبه و از طریق شخص دیگری مشکلش را حل کند.
پولدوستی و انگیزه کسب درآمد و پولدار شدن یکشبه با بحرانهایی که این افراد در زندگی تجربه کردهاند دست به دست هم داده تا این افراد دست به چنین جرایم خشنی بزنند.
امروزه با گسترش ماهوارهها و وسایل ارتباط جمعی در سراسر دنیا مصرفگرایی و زندگی اشرافی دائم در حال تبلیغ شدن است. افراد جامعه تحت تاثیر چنین فضایی احساس میکنند تمام زندگی پول است و برای به دست آوردن آن میتوان دست به هر کاری زد. به قول معروف هدف وسیله را توجیه میکند و برایشان مهم نیست دست به کارهای غیراخلاقی بزنند و به کودک 8 ساله هم رحم نمیکنند.
اما چه کنیم که در آینده کمتر شاهد چنین حوادثی باشیم؟ اگرچه این سوال تبدیل به سوالی کلیشهای شده است، اما پاسخی که همیشه به این سوال داده میشود و بسیار مهم است هنوز جامهعمل به خود ندیده است. اگرچه منتقدان وجود قوانین صریح و اجرای درست آن را لازم میدانند، اما نباید فراموش کرد اجرای قانون به تنهایی کافی نیست. شاید اگر این فرد میتوانست راهی برای حل مشکل خود پیدا کند دست به این کار نمیزد. از میان بردن فقر، حمایت جامعه از افرادش، بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی و اصلاح الگوهای اجتماعی بیشک تاثیر مثبتی در وقوع چنین جرایمی دارد. در کشور ما ورشکستگی پایان همه چیز است. در کشورهای پیشرفته زمانی که فرد اعلام ورشکستگی میکند قانون از او حمایت کرده و مدیریت اموال و پرداخت بدهیهایش را به عهده میگیرد و دیگر کسی مستقیما با فرد ورشکسته کاری ندارد، اما در کشور ما کسی که ورشکسته میشود آبروی خود و خانواده را از دست رفته و آینده خود را باخته میبیند.
اهمیت بازیافت سلامت روانی
کلثوم کریمی ـ روانشناس: کودکی 8 ساله از خانوادهای متوسط متمایل به ثروتمند، احتمالا شرایط عادی داشته و مشکلات خاصی هم در زندگی خود نداشته است. منظور از مشکل خاص، فراز و نشیبی خارج از حد تحمل او به عنوان یک کودک است. این کودک یک روز از خانه خارج میشود تا مانند همیشه به باشگاه ورزشی برود، اما یکباره اتفاقی غیرعادی برایش میافتد. 2 غریبه او را سوار ماشین میکنند و میبرند. کودک به گروگان گرفته شده و یکباره حادثهای غیرمترقبه برایش اتفاق افتاده است که این مساله باعث میشود استرس زیادی را تحمل کند. او از پدر و مادر خود و محیط امن خانه دورافتاده و عدهای غریبه او را احاطه کردهاند. او میشنود که در ازای آزادی او از پدرش پول میخواهند و ترس این که او را اذیت کنند و جانش به خطر بیفتد وجود دارد.
همه این توصیفات برای درک بهتر استرس و ترسی بود که این کودک 8 ساله یکباره و بیخبر از همه جا تحمل میکند. استرس و ترسی که اگر درمان نشود و با آن به درستی برخورد نشود ممکن است به کابوس زندگی این کودک بدل شود و در آینده مشکلات بسیاری را برای او رقم بزند. این کودک نیاز دارد تحت نظر یک روانشناس قرار گیرد و احساسات خود را از حادثهای که پشتسر گذاشته بخوبی بیان کند. بعد از این که حادثهای چنین پراضطراب به خوبی و خوشی تمام میشود کمتر کسی به این نکته مهم توجه میکند که این حادثه ممکن است در ذهن کودک تمام نشود و به کابوس همیشگی او بدل شود. کودک باید بتواند در این مورد احساسات خود را بازگو کند و این موضوع برایش عمیقا حل شود وگرنه اثرات منفی این تجربه پراسترس در بزرگسالی نیز در او دیده خواهد شد.
به همین دلیل بسیار مهم است که خانواده به این موضوع اهمیت دهند. بدون شک پدری که حاضر بوده همه داراییاش را برای دیدن دوباره فرزندش بدهد، عاشق اوست. چه خوب است خانوادهها اهمیت سلامت روان را که گاهی مهمتر از سلامت جسمانی است دریابند و همانگونه که اگر فرزندشان وقتی تب میکند به تکاپو برای بهبود او میافتند به سلامت روان فرزندان خود نیز اهمیت دهند.
آدمربایی در قانون
هدی عمید ـ وکیل دادگستری: آدمربایی ازجمله قدیمیترین جرائمی است که در تاریخ ثبت شده است. همان طور که شاید اکثریت افراد تصور میکنند، آدمربایی به زبان ساده ربودن انسان و انتقال او به محلی دیگر با استفاده از اجبار است. در قوانین ایران اگرچه تعریفی از این جرم ارائه نشده است، اما بسیاری از حقوقدانان آدمربایی را این گونه تعریف میکنند: «سلب آزادی یک شخص و انتقال او بدون رضایت از محلی به محل دیگر به شکل غیرقانونی و به وسیله زور، تهدید یا فریفتن.»
انگیزه مجرمان معمولا از اخاذی تا تسویهحسابهای خانوادگی یا مقاصد سیاسی متفاوت است، اما این امر تاثیری در میزان مجازاتی که قانونگذار به این جرم اختصاص داده است، نمیکند.
در تمامی کشورها آدمربایی ازجمله جرائمی است که مجازاتهای بسیار سنگینی برای آن در نظر گرفته شده است. در قوانین ایران پیش از همه اصول 22، 32 و 33 قانون اساسی جمهوری اسلامی به یکی از حقوق اساسی افراد یعنی حق آزادی تن که از بارزترین مصادیق آزادیهای شخصی است پرداخته است، اما اصول قانون اساسی، علیالقاعده ضمانت اجرای قدرتمندی محسوب نمیشوند و این قوانین عادی هستند که باید به کمک بیایند.
اولین قانونی که به شکل خاص به جرم آدمربایی پرداخت قانون تشدید مجازات ربایندگان اشخاص مصوب 18/12/1353 بود که با تصویب قانون مجازات اسلامی سال 1375 و اختصاص موادی از این قانون به آدمربایی، تقریبا منسوخ شد و اگرچه از لحاظ حقوقی هنوز قسمتهایی از آن قابل استناد است، اما رویه دادگاهها نشان میدهد قضات تنها مواد قانون مجازات اسلامی را مورد توجه قرار میدهند. قانون مجازات اسلامی در ماده 621 بیان میدارد: «هر کس به قصد مطالبه وجه یا مال یا به قصد انتقام یا به هر منظور دیگر به عنف یا تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگر شخصا یا توسط دیگری شخصی را برباید یا مخفی کند، به حبس از 5 تا 15 سال محکوم خواهد شد...» این ماده در حقیقت دو جرم را بیان میکند: آدمربایی و مخفیکردن دیگری که گرچه در بسیاری موارد، حد دو جرم با هم واقع میشوند و یکی نتیجه دیگری است اما میتوان حالتی را هم تصور نمود که به صورت جداگانه محقق شوند؛ بنابراین نباید این دو را یک جرم پنداشت. اما قانونگذار مجازات آدمربایی را در موارد خاصی تشدید کرده است. در بخش دیگری از ماده 621 قانون مجازات آمده است: «... در صورتی که سن مجنی علیه (بزهدیده) کمتر از 15 سال تمام باشد یا ربودن توسط وسایل نقلیه انجام پذیرد یا به مجنی علیه آسیب جسمی یا حیثیتی وارد شود، مرتکب به حداکثر مجازات تعیین شده محکوم خواهد شد و در صورت ارتکاب جرایم دیگر به مجازات آن جرم نیز محکوم میگردد.»
قانونگذار معتقد است وقتی مجنی علیه در سنی باشد که آسیبپذیری او زیاد باشد، نیاز به حمایت بیشتری دارد و ربودن او آسیب فراوانی بر وی وارد میسازد. همچنین کودکان به دلیل این که راحتتر فریب میخورند امکان وقوع جرم علیه آنها بیشتر است و به همین دلیل مجازات مجرم را در این حالت 15 سال حبس قرار داده است. از سوی دیگر از آنجا که ارتکاب جرم با وسیله نقلیه، هم آسانتر است و هم موجب رعب و وحشت فراوان شده و امکان فرار مجنی علیه را نیز کمتر مینماید باز هم از مواردی است که مجرم با حداکثر حبس مجازات میشود. گاهی نیز در عملیات آدمربایی آسیبی (از نوع جسمی یا حیثیتی) به مجنی علیه وارد میشود حال چه در اثر مقاومت در برابر آدمرباها و چه آنجا که مجرمین به عمد مجنی علیه را مورد آزار و اذیت قرار میدهند، تمامی این اتفاقات موجب تشدید مجازات خواهد بود. علاوه بر اینها قانونگذار موارد دیگری را هم جهت تشدید مجازات آدمربایی اضافه کرده است ازجمله این که این جرم از جرائم غیرقابل گذشت بوده و همچنین طبق بند 2 ماده 30 قانون مجازات، این مجازات غیرقابل تعلیق میباشد. باید دقت کرد اگر در طول آدمربایی جرم دیگری نیز واقع شود مجرم به مجازات آن جرم نیز محکوم خواهد شد. در برخی موارد نیز قانونگذار جرم آدمربایی را از شمول ماده 621 خارج و به شکل ویژهای در قانون مجازات یا سایر قوانین به آن پرداخته است ازجمله ربودن طفل تازه متولد شده، مخفی کردن اموات، مخفی کردن مجرم و ربودن اتباع ایرانی.
با وجود این هنوز نواقصی در قوانین مربوط به آدمربایی به چشم میخورد ازجمله بیتوجهی به بحث آسیب روحی و روانی به مجنی علیه، ناپدید شدن فرد ربوده شده، عدم پیشبینی کیفیات مخففه قانونی و مواردی از این دست که توجه خاص قانونگذار را میطلبد.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: