تا خوشبختی راهی نیست

تا خوشبختی راهی نیست، یک مجموعه مستند نمایشی است که براساس داستان‌های واقعی بازنویسی شده و به مسائلی می‌پردازد که تعداد زیادی از افراد جامعه با آن درگیرند یا احتمال دارد در آینده برایشان اتفاق بیفتد.
کد خبر: ۴۶۶۶۱۲

طبق تعریفی که سازمان جهانی بهداشت از سلامت ارائه کرده است سلامت صرفا محدود به‌ابعاد جسمانی نشده و سلامت روانی و اجتماعی انسان‌ها را نیز در بر می‌گیرد.

با توجه به پیچیدگی‌ها و دشواری‌هایی که زندگی مدرن شهری برای انسان‌ها فراهم آورده در بسیاری از موارد سلامت روان اهمیت بیشتری یافته است.

امروزه حتی ریشه بسیاری از بیماری‌های جسمانی نیز اختلالات و مشکلات روحی ـ رفتاری است، به طوری که می‌توان گفت بدن سالم در روح و روان سالم است، از حیث برنامه‌سازی و رسانه‌ای نیز آن دست از برنامه‌هایی که به بهداشت روانی و روان‌شناسی می‌پردازد طرفداران زیادی هم دارند.

تهیه و تولید انواع و اقسام برنامه‌های روان‌شناس‌محور که یا در دل برنامه‌های خانواده یا به شکل یک آیتم مستقل، مسائل و مشکلات رفتاری و فردی را به بحث می‌گذاشت و به واسطه تلویزیون به مشاوره مخاطبان می‌پرداخته بویژه در سال‌های پس از جنگ بسرعت افزایش یافت.

تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی پس از جنگ شتاب بیشتری به خود گرفت و جامعه جوان ایرانی با مسائل و چالش‌هایی در ارتباط با سازگاری با شرایط تازه مواجه شد که همه اینها می‌طلبید دانش مهارت زندگی در سطح جامعه ارتقاء پیدا کند و مردم با آگاهی بیشتری زندگی کنند.

برنامه‌های روان‌شناختی تلویزیون ابتدا بیشتر جنبه گفت‌وگومحور داشت که با حضور روان‌شناسان، مشاوران و مجری به طرح موضوعات مبتلابه جامعه می‌پرداخت اما بتدریج اشکال دیگری از برنامه‌های روان‌شناختی هم تولید شد که تلاش می‌کردند با حضور خود مراجعان و با تعامل نزدیک و چهره به چهره، هم جذابیت رسانه‌ای این برنامه‌ها بیشتر شده و هم شفافیت و اعتمادسازی بیشتری میان مخاطب و این برنامه‌ها برقرار شود.

روان‌شناسی از آن دست علومی است که به واسطه ارتباط مستقیم با تک‌تک مخاطبان و درواقع سوژه مهم انسانی‌اش که روان و رفتار آدمی را شامل می‌شود همواره مورد توجه مردم در تمام نقاط دنیاست.

تلویزیون نیز به‌عنوان یک رسانه با رسالت آموزشی و اطلاع‌رسانی‌ همواره به سراغ این علم رفته و تلاش کرده است از یافته‌ها و دستاوردهای این دانش در جهت بهبود و اصلاح رفتار مردم و آموزش مهارت‌های زندگی گام بردارد.

 مهم‌ترین ویژگی برنامه «تا خوشبختی راهی نیست» که آن را از برنامه‌های مشابه خود متمایز کرده و نقطه قوت آن هم محسوب می‌شود استفاده از ساختار نمایشی برای طرح و ارائه راهکار حل مساله در این برنامه است

ناهنجاری‌های رفتاری ـ اجتماعی و اختلافات خانوادگی و... از جمله موضوعاتی است که در این برنامه‌ها مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد و به همین نسبت طرح این سوال را ضروری‌تر می‌کند که تاثیرات بیرونی و اجتماعی آنها چقدر بوده است؟ این برنامه‌ها ساخته می‌شود تا به رشد آگاهی و افزایش مهارت‌های زندگی شهروندان کمک کند و آن را ارتقاء ببخشد.

واقعیت این است جامعه ما از حیث سلامت و بهداشت روانی همچنان در معرض تهدیدهای جدی است و انگار ساخت چنین برنامه‌هایی چندان موفق نبوده یا دست‌کم نتوانستند به همه اهداف خود برسند.

اگر از حیث رسانه‌ای بخواهیم به این موضوع بنگریم باید اعتراف کنیم ناکارآمدی این برنامه‌ها در تلویزیون ما ریشه در برخی ضعف‌های ساختاری در طراحی و اجرای این برنامه‌ها دارد.

از جمله این‌که این برنامه‌ها بشدت گفت‌وگومحور است و صرفا به‌طرح کلی برخی مسائل روان‌شناختی اکتفا می‌کند، حال بماند که آیا همه این سخنان و رهنمودها علمی و کارشناسی است یا خیر.

در واقع سویه رسانه‌ای و ژورنالیستی آن بر وجوه علمی و کاربردی‌اش می‌چربد و خیلی از این برنامه‌ها حکم انواع و اقسام کتب روان‌شناسی تجاری و بازاری را دارد که قارچ‌گونه در حال انتشار است و البته بازار فروش خوبی هم دارد.

در میان انواع این برنامه‌ها شاید برنامه «هزار راه نرفته» و نسخه دوم آن «هزار شاید و باید» و نسخه سوم آن به نام «راه نزدیک است» عملی‌تر به این مقوله می‌پرداخت و با نمونه‌های عینی از افرادی که دارای مشکلات روحی ـ روانی یا خانوادگی هستند کاربردی‌تر به نظر می‌رسید.

اما برنامه‌های مشابه، هزار راه رفته تکراری و بی‌نتیجه را می‌پیماید. واقعیت این است خود برنامه‌های روان‌شناسی در رسانه برای این‌که تاثیرگذار باشد و بتواند گره‌گشایی کند به روان‌شناختی رسانه‌ای نیاز دارد.


به صرف این‌که موضوعات روان‌شناسی برای مخاطبان جذاب است نمی‌تواند موفقیت یک برنامه رسانه‌ای در این حوزه را تضمین کند.

اگر بخواهیم برنامه‌های روان‌شناختی را آسیب‌شناسی کنیم یا ضعف و خلأ‌های آن را جبران کنیم یکی از بهترین شیوه‌ها رویکرد ایجابی به این موضوع است.

به این معنی که به دنبال الگوی موفق و مثبت از این برنامه‌ها رفته و آن را در شمایل مختلف هنری ـ رسانه‌ای تجربه و تکثیر کنیم.

بدون تردید یکی از بهترین برنامه‌های روان‌شناسی و مشاوره محور در سال‌های اخیر «تا خوشبختی راهی نیست» شبکه 4 سیما بوده است.

شاید مهم‌ترین ویژگی این برنامه که آن را از برنامه‌های مشابه خود متمایز کرده و نقطه قوت آن هم محسوب می‌شود استفاده از ساختار نمایشی برای طرح و ارائه راهکار حل مساله در این برنامه است.

تا خوشبختی راهی نیست، یک مجموعه مستند نمایشی است که براساس داستان‌های واقعی بازنویسی شده و به مسائلی می‌پردازد که تعداد زیادی از افراد جامعه با آن درگیرند یا احتمال دارد در آینده برایشان اتفاق بیفتد.

استفاده از ساختار و صورت نمایشی فارغ از جذابیت‌های دراماتیکی که به آن بخشیده و از ظرفیت نمایشی این موقعیت متناسب با روان‌شناختی مخاطب استفاده کرده است باورپذیری و امکان همذات‌پنداری مخاطبان را با این برنامه افزایش داده است.

تنوع سوژه و پرداخت به مسائلی مثل ترس، نظارت والدین، وسواس، طلاق، جایگاه پدر و... جامعیت خوبی به این برنامه داده و آن را از یکسونگری و تک‌بعدی بودن نجات می‌دهد.

در این مجموعه هر روز مشکل یک بیمار را بررسی و به او آموزش می‌دهد که چطور فکر کند تا بتواند مشکلش را خودش درمان کند، اما رمز موفقیت این برنامه صرفا در انتخاب سوژه‌ها و تنوع آن نیست، بلکه در شیوه پرداخت به مساله و طرح برخی مسائل عینی و رفتارهای مشخصی است که کمتر در برنامه‌های دیگر روان‌شناختی مورد توجه قرار گرفته است.

در واقع جسارت و پرهیز از محافظه‌کاری و کمرنگ بودن خط قرمزهای عرفی و رسانه‌ای در این برنامه فرصتی فراهم کرده تا مسائل پیچیده روان‌شناختی به شکل شفاف‌تر و ملموس‌تری طرح شود و راه‌حل و تحلیلی هم که از این مسائل بیان می‌شود واجد جذابیت و جامعیت بوده و واقعا یک راه‌حل است؛ راهی تکنیکال و مبتنی بر فنون مشاوره و روان‌شناختی نه یکسری شعار و نصیحت‌های صرف اخلاقی که هیچ نتیجه‌ای در پی ندارد. استفاده از تمهید نمایش کمک می‌کند تا مسائل رفتاری و چالش‌های آنها صرفا به بیان گفتاری محدود نشده و در یک موقعیت بصری و عینی‌تری بازگو شود.

این رویکرد موجب شده فرآیند مشاوره، وجه ملموس‌تر و طبیعی‌تری به خود بگیرد و در نتیجه برای مخاطب باورپذیرتر شود.

بویژه اگر مساله‌ای که موضوع برنامه و محور مشاوره است همان مسائل و دغدغه‌ای باشد که خود تماشاگر نیز با آن درگیر بوده و در آن زمینه نیازمند مشاوره است.

جالب این‌که فرد مراجعه‌کننده به مطب دکوربندی شده روان‌شناس برنامه صرفا یک مخاطب منفعل و خنثی نیست و درباره مسائل خود با مشاور وارد بحث و چالش می‌شود.

این تمهید کمک می‌کند تا زوایا و جوانب مختلف یک موضوع طرح و بیان شود و راه‌حلی هم که ارائه می‌شود جامعیت و کارآمدی لازم را داشته باشد. موقعیت نمایش، هم به ایجاد و خلق فضای رئالیستی و باورپذیر سوژه کمک و هم در طرح مساله درست عمل می‌کند.

یکی از ضعف‌های بزرگ بیشتر برنامه‌های روان‌شناسی همین است که نمی‌توانند خود مساله را درست تعریف کرده و تصویر دقیقی از سوژه ارائه کنند.

اما جذابیت و کارآمدی یک برنامه روان‌شناسی در تلویزیون صرفا در فرم و اجرای آن خلاصه نمی‌شود و باید به محتوا و طرح مضامین و سوژه‌هایی که در آن مطرح می‌شود نیز اهتمام داشت.

مثلا در برنامه «جمع ما» شبکه 2 یا برنامه «صبح دیگر» شبکه آموزش، شاهد طرح برخی مسائل روان‌شناختی در حوزه سلامت جنسی بودیم که کمتر در رسانه ملی به آن پرداخته شده بود؛ برنامه‌ای که توانست رضایت مخاطبان زیادی را در پی داشته باشد و به آنها در حل مشکلاتشان کمک کند.

واقعیت این است که تلویزیون نمی‌تواند به یک مطب و کلینیک روان‌شناسی بدل شود، چون درمان بیماری‌ها و اختلالات رفتاری به فرآیند درمانی طولانی و روشمند نیازمند است که در یک برنامه تلویزیونی امکان‌پذیر نیست لذا نباید از تلویزیون توقع داشت به روان‌درمانی بپردازد.

هنر رسانه‌ها در حوزه روان‌شناسی و سلامت روان این است که افراد دارای مشکل را با اصول بهداشت روانی و مهارت‌های زندگی آشنا کنند تا از بروز اختلالات احتمالی پیشگیری شود نه درمان آنها.

سید رضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها