در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید بزرگترین ویژگی شکرستان لحن سرخوشانه و بازیگوشانه آن باشد که ابدا خودش را مقید نمیکند در زمان محدود و تعریفشدهای قصهاش را تعریف کند.
به این دلیل ممکن است در هر قسمت چیزهایی را ببینید و بشنوید که به لحاظ زمانی و مکانی هیچ سنخیتی با هم نداشته باشند ولی اسبابی شود که شما را به شدت درگیر ماجراها کند.
داستانهای این مجموعه در سرزمینی خیالی به نام شکرستان میگذرد و انبوهی از شخصیتهای عجیب و غریب و البته جذاب ماجراهای ریز و درشت آن را روایت میکنند که بیهیچ قید و بندی در فضای سیالی که بین آنها و راوی قصه به وجود میآید، در رفت و آمدند.
سازندگان به عمد کوشیدهاند فضای کلی اثر شاد و مفرح باشد و به این دلیل از هر تمهیدی استفاده کردهاند تا این ویژگی «شناسنامه» اثر باشد.
دلایل استقبال از این اثر را میتوان در سه بخش خلاصه کرد؛ اول اینکه این اثر به لحاظ گرافیکی و طراحی و «روحی که در تکتک فضاها و شخصیتها جاری است» از منحصربهفردترین آثار انیمیشنی کشور ماست که با چنین قصههایی که برای آن طراحی شده است، همخوانی عجیبی دارد تا آنجا که مخاطب کمتر اثر مشابهی را با این نوع طراحی و حرکت دیده است که از جمله مهمترین دلایل دیده شدن این اثر است.
دوم اینکه این مجموعه به یکی از بخشهای مغفول مانده انیمیشن ما توجه ویژهای داشته است و آن هم «صداسازی» برای شخصیتهای مختلف است.
واقعیت این است که بیش از نیمی از موفقیت انیمیشنهایی که در حافظه ما مانده است، محصول «صداسازی» و «دوبله» موفق آن سالهای ماست که همچنان از شاخصههای انیمیشنهای آن دوره است.
سازندگان این انیمیشن کوشیدهاند هنگام صداسازی و دوبله تا حد ممکن وجه کارتونی و فانتزی این شخصیتها را پررنگ کنند که تا حدود زیادی در این زمینه موفق بودهاند و سوم اینکه این مجموعه به لحاظ طراحی قصه، نگارش فیلمنامه و گفتوگوی شخصیتها میتواند الگویی کارآمد برای سایر آثاری که در این زمینه ساخته میشوند قرار گیرد.
جدال همیشگی بین راوی و آدمهای قصه اگر چه نوآوری نیست، ولی از ویژگیهای این اثر محسوب میشود؛ خصوصا اینکه مرتضی احمدی در نقش راوی آنچنان خوب از پس کار برآمده که تقریبا تصور اینکه کس دیگری بجز او راوی باشد، غیرممکن است.
در فضای رسانهای ما، خیلی کم بودهاند آثاری که با خلق شهری خیالی با آدمهای خیالی در ارتباط با مخاطب موفق باشند.
از این نظر شکرستان کم و بیش شبیه مجموعه طنز شبهای برره است؛ در آنجا هم آدمهای یک سرزمین تخیلی دستمایه قصههای مختلف قرار گرفته بودند و اتفاقا در مواجهه با مخاطب موفق هم بودند.
حالا خبر میرسد مهراب قاسمخانی از نویسندگان مجموعه «شبهای برره» قرار است در نگارش فیلمنامه قسمتهای جدید شکرستان همکاری داشته باشد.
حضور فیلمنامهنویسی که به نوعی این فضا را تجربه کرده است، حتما میتواند در حفظ کیفیت و احیانا ارتقای آن موثر باشد؛ خصوصا حالا که شکرستان در میان انیمیشنهای ما به یک «برند» تبدیل شده و مخاطبان بسیاری پیگیر ماجراهای مختلف آن هستند.
از آن گذشته سازندگان مجموعه میکوشند کلاننگری کنند و تنها در عرصه تلویزیونی فعالیت نکنند و محصولات دیگر این اثر هنری در شکلهای دیگر به دست علاقهمندان آن برسد.
ساخت و عرضه عروسکهای مختلف شکرستان از جمله کارهایی است که پیش از این شروع شده و احتمالا با ادامه نمایش شکرستان همچنان تداوم خواهد داشت.
به نوعی میشود گفت: شکرستان نماینده شایسته نبوغ هنرمندان ما در عرصه ساخت انیمیشنی با عیار ایرانی است.
مهدی غلامحیدری - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: