به دلیل قدرت وسیطره غرب برجریان بین المللی اطلاعات، توزیع اطلاعات درجهان کنونی یک سویه است. غرب با تمام امکانات ارتباطاتی و اطلاعاتی به کشورهای جنوب از طریق امواج اطلاعاتی برای پیشبرد اهداف خودهجوم نموده است.
کشور های جنوب با احساس خطری که از این ناحیه متوجه آنها می باشد ، خواستار اصلاح در ساختار جریان بین المللی اطلاعات شده اند، موضوعی که پس از سالها هنوز اتفاق نیفتاده است، بلکه غرب با به کارگیری هر چه بیشتر تکنولوژی ارتباطات ، قدرت فائقه خود را بر جریان بین المللی اطلاعات استوار ساخته است.
در هر صورت امروزه در پرتو شبکه به هم پیوسته ارتباطات و شتاب نظام مبادله اطلاعات و اخبار در سطح جهان، معادلات جدیدی در عرصه نظام بین الملل شکل گرفته است که تاثیر آن روی روابط منطقه ای و سیستمی کشورها اجتناب نا پذیر است و هیچ کشوری بدون توجه به این عامل نمی تواند از منافع و امنیت ملی خود در دنیای جدید که به شدت رسانه ای شده به نحو شایسته صیانت کند.
از این رو، اهمیت بهره گیری از رسانه های بین المللی موجب گردید کشورهای در حال توسعه نیز در اندیشه بهره مندی از رسانه های جهان گستر باشند. ظهور شبکه الجزیره توسط قطر و سپس شبکه هایی همچون العالم، پرس تی وی از سوی ایران ، العربیه عربستان و سپس شبکه های خبری بین المللی از سوی روسیه به زبان عربی را می توان نقطه عطفی در این زمینه بر شمرد.
آیا ظهور شبکه های جدید بین المللی با رویکردهای جدید می تواند شکافی در جریان یک سویه خبری غرب ایجاد کند؟ آیا ورود رسانه های ساختار شکن در جریان رسانه ای بین المللی پذیرفتنی است؟ آیا جریان مسلط بر رسانه ها حاضر به خدشه وارد شدن به سلطه انحصاری خود بر رسانه های بین المللی می شوند؟
اینها پرسش هایی هستند که تلاش می شود با توجه به جهت گیریهای رسانه ای و تلاش برای ایجا د انحصار رسانه ای در خاورمیانه و سپس اشاره به صف بندی جدید رسانه ای در منطقه، بدانها پاسخ داده شود.
حفظ هژمونی رسانه ای در منطقه
با توجه به نقش کانونی منطقه خاورمیانه در جهان، غرب تلاش می کند که هژمونی رسانه ای خود راکه با چالش هایی مواجه شده است در این منطقه حفظ نماید، بنابراین می کوشد از طریق دو استراتژی به این مهم دست یابد: تاسیس شبکه های ویژه منطقه خاور میانه، در منطقه خاور میانه،رسانه های بین المللی بارویکرد متفاوت تأسیس شده اند و همچنین بنا بر ملاحظات جدید نظام بین المللی ، اغلب شبکه های مهم تأسیس شده یا در حال تأسیس جهان به زبان عربی هستند.
نقش رسانه های تازه متولد شده خاورمیانه در بازتاب تحولات سیاسی بارز است ، درجنگ 22 روزه غزه، نشان دادن لحظه به لحظه یورش غیر انسانی رژیم اسرائیل و کشتار زنان و کودکان در صحنه تلویزیونهای منطقه به خصوص در شبکه های بین المللی ایرانی ورسانه های جبهه مقاومت ، چنان فشار جهانی علیه تل آویو به راه انداختند که مقامات اسرائیل پس از 22 روز ناگریز به اعلام آتش بس یک طرفه شدند.
بر همین اساس نظام رسانه ای غرب برای خنثی کردن فعالیت این شبکه ها، به فکر ایجاد شبکه های خبری عربی زبان افتاد، زیرا آنها چنین می اندیشیدند که اغلب دشمنان سرسخت این کشورها در منطقه خاورمیانه قرار دارند و آنها نیز از سامانه های رسانه ای قدرتمندی برای اشاعه نظرات خود بر خوردارشده اند.
آمریکایی ها رادیو ساوا ، شبکه الحره به زبان عربی ، رادیو فردا و شبکه تلویزیونی صدای آمریکا( VOA ) را به زبان فارسی برای مقابله راه اندازی نمودند .آنها همچنین شبکه تلویزیونی العراقیه که از عراق پخش می شود را نیز با هدف انزوای شبکه های الجزیره و العالم برای خنثی کردن جهت گیری ضد آمریکایی این دو شبکه تأسیس نمودند . همچنین کشورهای انگلیس ، فرانسه و روسیه نیز برای حفظ جایگاه خود در خاورمیانه شبکه های تلویزیونی به زبان عربی راه اندازی نمودند.
وابسته سازی رسانه ای، هم اکنون انحصار رسانه ای در اختیار چهار کشور غربی به ویژه آمریکا، انگلستان ، فرانسه است و مالک بزرگترین مراکز رسانه ای جهانند . در این میان ایالات متحده آمریکا هم اینک بزرگترین قدرت رسانه ای جهان محسوب می شود.
این کشور با برخورداری از ابزار تکنولوژیک و در اختیار داشتن کانونهای اصلی رسانه ای فشار زیادی به کشورهای جهان سوم به دلیل وابستگی به فناوری رسانه ای این کشور، وارد می کند.
اکنون اغلب کشورهای جهان تحت نفوذ برنامه های تبلیغی رسانه های آمریکایی هستند، حتی در کشورهای دور از مرزهای آمریکا، همین تأثیر گذاری رسانه ای هم قابل مشاهده است. مثلا در عربستان، آمریکا با ایجاد خدمات ویژه در دو حوزه تلویزیونی از طریق شبکه «ان بی سی» و تلویزیون «آرامکو» این کشور را تحت نفوذ خود قرار می دهد.
جریان بین المللی اطلاعات بنا بر نظر حمید مولانا جریانی است مرکز- پیرامونی از شمال و غرب به سوی جنوب و شرق ، از کشور های توسعه یافته به سوی کشورهای در حال توسعه و جهان سوم ، جریانی یک سویه و سلطه جویانه می باشد. از سوی دیگر مراکز رسانه ای نیز که درپیرامون شکل گرفته است وابسته به جریان رسانه ای مرکز است و از سوی مرکز کنترل می شوند و با رسانه هایی که مخالف نظم موجود باشند، مقابله می گردد.
در منطقه خاورمیانه نیز اکثر رسانه ها یا وابسته یا در راستای جریان رسانه ای بین المللی فعالیت می کنند و عملا جریان رسانه ای غرب علاوه بر رسانه های خود ، اهداف خویش را از طریق رسانه های وابسته پی گیری می نماید.
جریان بین المللی اطلاعات با پیوند زدن اهداف خود به سیاست های رسانه ای کشورهای در حال توسعه درعمل این رسانه ها را نیز در اختیار دارد . از این رو جبهه متحدی علیه رسانه های مستقل برای به حاشیه راندن و بیرون نمودن آنان از دایره رقابت رسانه ای تشکیل می دهند.در منطقه خاورمیانه هم با ایجاد، جبهه رسانه ای هماهنگ با غرب این موضوع در حال پی گیری است.
صف بندی رسانه ای در منطقه خاور میانه
از سال 2006 در پی حمله اسرائیل به جنوب لبنان ، رسانه های منطقه به دو دسته تقسیم شدند ، گروه اول به رهبری عربستان جبهه رسانه ای سازش با غرب و اسرائیل را تشکیل دادند و یک نوع اتحاد و خط رسانه ای هم داستان را ایجاد کردند و رسانه های معترض به جریان رایج بین المللی با مشارکت با پیشگامی ایران، جبهه مقاومت در برابر جریان یک سویه خبری اطلاعاتی را شکل دادند.
روزنامه فلسطین در این زمینه می نویسد، جنگ رسانه ای بین ایران و عربستان از سال 2006 در پی حمله اسرائیل به جنوب لبنان شروع شد. این جنگ بر سر مسایل لبنان به تدریج بین ایران و عربستان جنبه دسته بندی و یارگیری به خود گرفت. به این ترتیب مصر، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، اردن و کشورهای مغرب عربی به عربستان ملحق شدند و این مجموعه بلوک سازش نامیده شدند و در مقابل سوریه، یمن،سودان و لیبی به جبهه ایران پیوستند و گروه مقاومت خوانده شدند. (روزنامه فلسطین،8/10/2009)
در جنگ 22 روزه غزه، این صف بندی بیشتر به چشم آمد و در اطلاع رسانی تحولان جنگ 22 روزه، در عمل نیز مشاهده گردید.
حسن عابدینی کارشناس امور رسانه درباره این تقسیم بندی می گوید:«در این هماورد رسانهای، اردوگاه غرب مانع از آگاهی افکار عمومی از فجایع در غزه شد. رسانههای وابسته به مقاومت از دیگر سو کوشیدند با شکستن طلسم انحصار اطلاعرسانی، به بسیج افکار عمومی بر ضد رژیم صهیونیستی دست زنند که به این هدف رسیدند».
رسانه های طرفدار مقاومت مانند شبکههای تلویزیونی الجزیره، المنار، العالم، پرس تی وی، و ... به رغم محدودیت ها با پوشش زنده و شبانه روزی خود از غزه و تصاویر جنایات جنگی شرایط جدیدی ایجاد کردهاند که تحت فشار قرار دادن المنار در مصر و العالم و پرس تی وی در غزه و تخریب دفاتر این دو رسانه را نیز باید در راستای خشم از این تاثیرگذاری ارزیابی کرد.
در جریان مقابل شبکه هایی نظیر فاکس نیوزکه در چهار روز اول این جنگ نابرابر سعی میکرد اخبار را بایکوت رسانهیی کند و در این راه بیبیسی، سی ان ان، یورو نیوز، دویچهوله و فرانس 24 نیز بر اساس سیاستهای دولتهایی که از آنها تبعیت میکنند سعی میکردند با جوسازی، حماس را مقصر این جنگ نشان دهند که البته در این زمینه برای تاثیر بر افکار عمومی جهانی موفق نشدند.
همچنین به این جمع، رسانه های وابسته به کشورهای عربستان و مصر نیزمی پیوستند ، این رسانه ها در مدت حمله رژیم صهیونیستی به غزه همسو با سیاستهای این رژیم عمل کردند.به عنوان مثال العربیه در این مدت سعی می کرد حماس را به عنوان مقصر در حمله رژیم صهیونیستی به غزه نشان دهد.
رسانههای مصری هم در چارچوب دولت وقت سعی کردند به رژیم صهیونیستی کمک کنند؛ همان طور که دولت مصر، دست به دست رژیم صهیونیستی داده و محاصره غزه را کامل نموده بود؛ رسانههایشان نیز چنین کردهاند. گرچه با تظاهراتی که در قاهره و سایر شهرهای مصر انجام شد، انتظار میرفت برخی استقلالطلبان و آزادیخواهان رسانههای جهان عرب، به حمایت از مقاومت بپیوندند.
بر اساس آن چه گفته شد در جبهه مقابل رسانههای برون مرزی ایران، یعنی العالم و پرس تی وی در پوشش اخبار غزه نقش بسیار موثری در منطقه و حتی در سطوح بینالمللی داشتند.
در مقابل تبلیغات و سمت گیری فوق از سوی رسانه های معتبر دنیا ، شبکه های العالم و پرس تی وی توانستند، تصاویر نسبتا واقعی. زنده ، لحظه به لحظه و بدون شرح از بمباران های بی امان ، انفجارات و دودهای غلیظی که از نقطه نقطه شهر غزه به هوا می رفت و فیلم های حیرت انگیز از اصابت موشک های حماس به تانک ها ، ابزار نظامی و سنگرهای صهیونیست ها در مقابل اجساد متلاشی یا پیکرهای سوخته کودکان فلسطینی در اثر بمب های خوشه ای و فسفری صهیونیست ها ، بدون هیچ گونه شرح و تفسیری به خوبی واقعیت جنگ را به تصویر بکشند.
«محمد القاسمی» نویسنده و روزنامه نگار مغربی در مقاله تحلیلی با عنوان «شبکه های عربی العالم و العربیه عبری: رسانه مردم و رسانه صهیونیست ها» در خصوص چگونگی این صف بندی رسانه ای در منطقه می نویسد: رسانه های دیداری عربی در دو اردوگاه تقسیم شده اند، اردوگاهی رسانه ای که به قضایا و مسائل مردم پرداخته و یاور ستمدیدگان است و اردوگاهی که انعکاس دهنده مطالبات دولت آمریکا و کشورهای اروپایی است و در صدد کاهش مقاومت جنبش های آزادیبخش در فلسطین، لبنان، عراق و سومالی می باشد.
بارزترین مصداق برای این تقسیم بندی، شبکه عربی العالم و شبکه عبری "العربیه" می باشد. ننگ آور است که شبکه العربیه چنین نامی دارد و همچنین ذلت آور است که در برابر آن سکوت شود. این شبکه با توجه به ماموریت حقیر و ننگ آورش، به سمت گمراه کردن تدریجی افکار عمومی و تخریب مواضع بزرگان جهان اسلام حرکت می کند.
وی سپس ادامه می دهد شبکه ایرانی عرب زبان العالم پیوسته در جبهه شبکه های عربی بارزی بوده که با کلمه، تصویر، برنامه و برنامه های مستند پیرامون حق فلسطینیان خوش درخشیده است.
این شبکه هر روز، ضرورت حمایت ملتهای عرب و مسلمان از مقاومت فلسطین را یادآوری کرده و پرچمدار قدس شریف شده است و در همین رابطه، برنامه هایی به منظور یادآوری خطراتی که متوجه مسجد الاقصی می باشد ارائه می نماید و به دور از ابهام و دوپهلوگویی ، حقایق را اطلاع رسانی می کند، رژیم اسرائیل، رژیمی اشغالگر و صهیونیستی است و این شبکه ،حتی در زمینه اصطلاحات بکار گرفته شده در اخبار و برنامه ها، از مسئاله فلسطین دفاع می کند.
این شبکه از نظر قلبی و محتوایی همراه فلسطین و حامی آن می باشد و تحلیلگران و کارشناسان اسرائیلی هرگز در این برنامه جایی ندارند چون العالم آن را گام بزرگی در مقابل مسئله عادی سازی روابط با این رژیم به شمار می آورد.
القاسمی همچنین با لحن تند تری در انتقاد از شبکه العربه می گوید: شبکه العربیه وابسته به رژیم حاکم آل سعود ، با اشاره و توجیهات سرویس اطلاعاتی عربستان، اسلحه توانمندی در دستان آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تخریب مسئله فلسطین و کاهش حجم مقاومت های فلسطینیان و ملت لبنان شناخته می شود. طرفداری شبکه به ظاهر عربی العربیه از رژیم صهیونیستی منجر به اخذ امتیازی برای این شبکه یعنی عنوان «العبریه» شد.
معیارهای رسانه ای و سیاسی العربیه مغایرتی با معیارهای شبکه ده صهیونیست ها یا فاکس نیوز صهیونیستی آمریکا ندارد. علاوه بر آن این شبکه در مورد سایت های مقاومت فلسطینی جاسوسی کرده و در خدمت دشمنان تاریخی ملت عرب و مسلمانان است. العربیه بازوان خود را به سوی تمامی دشمنان عرب مانند لیبرال های ضد قومیت عربی و اسلامی گشود.
«العالم» و «العربیه» در برابر مردم به دو رسانه متفاوت تبدیل شده اند، رسانه هایی که صادقانه ، در امتداد جریان آزادسازی فلسطین و حمایت از خط مقاومت حرکت می کنند که نمونه عینی آن شبکه عرب زبان العالم می باشد و شبکه عبری العربیه نمونه رسانه منافق جیره خوار و بی ارزشی است که برای خنثی و بی بها کردن مقاومتهای انجام شده در مسیر آزادی فلسطین تلاش می کند.
به تعبیری، شبکه العالم پرچمدار محور ممانعت و مقاومت بوده و شبکه عبری العربیه طلایه دارمحور اعتدال، تسلیم وکرنش در برابر صهیونیست ها و آمریکاییهاست.(الجزایر تایمز،30 سپتامبر 2009)
بیداری اسلامی و جهت گیری شبکه های بین المللی
با وقوع تحولات اخیر در کشورهای عربی این جهت گیری ها، خود را نمایان تر کرد و تعدادی از رسانه های عربی به ویژه شبکه العربیه از همان ابتدا موضع خود را در مخالفت با اعتراضات مردمی نشان دادند و برخی دیگر نیز همچون شبکه «الجزیره» با تسری این اعتراضات به کشورهای دیگر عربی موضع خود را تغییر دادند و رسانه های غربی نیز کوشیدند این انقلاب ها را به نفع خود جهت دهی و مصادره نمایند.
«عبدالله قصیر» مدیر شبکه المنار لبنان در این زمینه معتقد است که:«رویکرد شبکههای تلویزیونی منطقه خاورمیانه در خصوص مساله بیداری اسلامی متاثر از سیاست گذاران آنها متفاوت بود و در حال حاضر نیز روند پوشش اخبار و ارائه تحلیل ها از سوی این شبکهها متفاوت است».
وی همچنین معتقد است:« تمام شبکه ها در یک جهت حرکت نمی کردند و برخی نقش مثبتی داشتند و برخی تحت تاثیر اهداف سیاسی خاص و کشوری که از آنها حمایت می کرد، بودند. مانند عربستان و قطر که الجزیره و العربیه مصداق های عینی این مساله هستند. از این رو برخی شبکه ها در راستای اهداف سیاسی خاص عمل می کنند و برخی مواقع با مواضع خود سعی می کنند توجهات را از موضوعی به موضوع دیگر تغییر دهند و این مساله بهطور مسلم با بیطرفی رسانه ای و رسالت رسانه ها تطابق ندارد.
قطعا باید در پوشش خبرها توازن و بیطرفی در نقل اخبار وجود داشته باشد. بزرگ کردن حوادث در یک نقطه و عدم ذکر اخبار در نقطه ای دیگر شیوه مناسبی نیست. به طور مثال می بینم که حوادث سوریه بسیار بیشتر از آن چیزی که هست بزرگنمایی می شود و طوری وانمود می شود که گویا یک انقلاب و یک نهضت اجتماعی یا سیاسی در جریان است اما از طرف دیگر در حوادث بحرین شاهد هیچ پوشش خبری حقیقی نیستیم.
شبکه الجزیره
«الجزیره» یکی از اولین شبکه های خبری جهان بود که در ۲۶ آذر ماه سال گذشته ،خود سوزی محمد البوعزیزی جوان ۲۶ ساله دستفروش تونسی را مخابره کرد، حادثه ای که سرآغاز خیزش های مردمی بود.
الجزیزه همچنین در مصر به طور مستمربه اطلاع رسانی وقایع این کشور می پرداخت که بخش مهمی از این استمرار در اطلاع رسانی، مدیون حضور خبرنگاران و کارشناس مصری در دفتر این شبکه بود که ارتباطات آنها با جامعه مصر، بسیاری ازمشکلات را حل می کرد.
همچنین این نکته قابل یادآوری است که بسیاری از مدیران ارشد شبکه الجزیره، مصری هستند و حتی در برهه ای نیز این موضوع مطرح شد که جمعی از مصری های هوادار اخوان المسلمین، سمت های کلان الجزیره را در دست دارند.
اما با گسترش این اعتراضات به کشورهای حوزه خلیج فارس به ویژه بحرین ، الجزیره کم کم رنگ باخت و نقش این شبکه کم رنگ گردید. در این زمان بود که پرسش های زیادی در مورد سیاست و خط مشی خبری الجزیره و بی طرفی آن مطرح گردید. زیرا روندی که الجزیره در تونس و مصر به دنبال آن بود در بحرین پی گیری نشد این موضوع مخاطبان این شبکه را با شک و تردید هایی مواجه ساخت.
پایگاه خبری دویچه وله در این زمینه می نویسد: حضور پررنگ «الجزیره» در «بهار عربی»، با آغاز حرکتهای اعتراضی در بحرین، کمرنگتر شد. جای خالی «الجزیره» در کنار مردم معترض بحرین، موجی از انتقاد به راه انداخت، آن گونه که حتی یک روزنامه قطری نوشت، «الجزیره درمخمصه گرفتار شده است».
این موضوع درحالی مطرح می گردد که برخوردهای دوگانه شبکه های خبری به ویژه شبکه های الجزیره و العربیه در پوشش تحولات کشورهای عربی مخصوصا برجسته نمودن اعتراضات کمرنگ در سوریه و در مقابل آن بایکوت خبری اعتراضات صدها هزار نفری در بحرین موجب شده است برخی صاحب نظران به تحلیل این برخورد های دوگانه بپردازند.
بر اساس گزارش شبکه خبری «نحرین نت» یک خبرنگار شاغل در بخش انگلیسی شبکه الجزیره فاش نموده بود که هئیت مدیره شبکه الجزیره دستور العملی از وزارتخارجه قطر دریافت نموده که بر اساس آن، این شبکه باید حین پوشش خبری قیامها و انقلابهای مردمی جهان عرب به طور عام و کشورهای حوزه خلیج فارس به طور خاص عمل کند.
بر اساس دستور العمل وزارت خارجه قطر شبکه الجزیره در پوشش خبری قیامها و انقلابهای مردمی در هریک از کشورهای حوزه خلیج فارس باید به بعد اختلافات سیاسی این کشورها با جمهوری اسلامی ایران بپردازد.
وی همچنین معتقد بود: این نگرش که شبکه الجزیره «به وجودآورنده و سازنده انقلابها» در جهان عرب است، نگرش نادرست و دروغینی است که ساخته و پرداخته خود شبکه بوده که پس از پوشش خبری کاملا تصادفی و موفقیت آمیز دو انقلاب تونس و مصر توسط این شبکه، گردانندگان آن این ادعای دروغین را به افکار عمومی جهان عرب القا کردند.
اگر غیر از این بود و شبکه الجزیره واقعا شکل دهنده و به وجود آورنده انقلابهای عربی بود، هیچگاه با حوادث جاری در بحرین این گونه تعامل و با آنها به راحتی و بسان این که اتفاقی در این کشور رخ نداده، برخورد نمیکرد. در تمام طول این مدت که شاهد بروز اعتراضات و قیام مردمی در بحرین بودیم و با وجود سرکوب شدید این قیام توسط رژیم آل خلیفه که در اثر آن صدها شهروند بحرینی کشته و مجروح شدند، شبکه الجزیره حاضر نشد، حتی خبر کوتاهی از این حوادث منتشر یا تحلیلی از آن ارائه دهد، بلکه بالعکس تا جای ممکن تلاش نمود، اوضاع را در بحرین عادی جلوه دهد.
وی تاکید نمود که وزارتخارجه قطر از شبکه الجزیره خواسته هنگام برگزاری همایشهای خود در تحلیل و بررسی حوادث منطقهای و به ویژه خلیج فارس تا جای ممکن پذیرای روزنامهنگاران و خبرنگاران و شخصیتهایی باشد که از روحیهای ستیزهجویانه و دیدگاههایی خصمانه با ایران برخوردارند و تا جای ممکن از پذیرش شخصیتها و رهبران جریانهای معارض جهان عرب از جمله کشور بحرین که اکنون کانون حوادث منطقه است، امتناع نماید.
بنا بر این هم اکنون شبکه الجزیره به نسخه مشابهی از شبکه «العربیه» در پوششهای خبری منطقه خلیج فارس تبدیل شده و این بار دیگر ثابت میکند، این شبکه بیش از آن که رسالت و وظیفه اطلاع رسانی را برعهده داشته باشد، رسانهای سیاسی است.
شبکه «بی بی سی» نیز در وب سایت عربی ازخود ازجهت گیری الجزیره در تحولات منطقه انتقاد نمود: «باید گفت در کنار چادرهای برافراشته شده توسط معترضان بحرینی، خیمه های جدیدی نیز توسط شبکه های ماهواره ای افکنده شده بود، شبکه های العالم و المناردو شبکه ای هستند که در انعکاس تحولات و ناآرامی های بحرین در میدان اللولو نقش به سزایی ایفا نموده اند و همچنین نقش موثری در جلب توجه مخاطبین نسبت به شبکه های رقیب خود داشتند ، تا جایی که دیده می شد که تظاهرکنندگان پلاکاردهایی را در انتقاد از عملکرد شبکه الجزیره در انعکاس رویدادهای بحرین در دست داشتند».
شبکه العربیه
شبکه العربیه در جریان انقلاب مردمی مصر یکی از رسانه های حامی دولت مصر بود و قطعا مدیران آن راضی به سرنگونی حسنی مبارک نبودند، اما دراین ماجرا چاره ای نداشتند که یا صحنه درگیری های مصر را به رقیبان خود یعنی الجزیره و العالم بسپارند و مخاطبان خود را به یکباره از دست بدهند یا این که با سمت گیریهای خاص خود وارد ماجرا شده و به اطلاع رسانی بپردازند.
این روند تا چند روز بیشتر دوام نیاورد و در پی اعلام حمایت و پشتیبانی ملک عبدالله پادشاه عربستان از مبارک، این شبکه شیوه خود را تغییر داد و به جای پوشش تظاهرات مردم در خیابان ها، تنها خیابان های خلوت و مراکز غارت شده را نشان می داد.
«حافظ المیرازی»، خبرنگار مصری شبکه تلویزیونی العربیه و مدیر برنامه گفتگو سیاسی «استودیوی قاهره»، در یک اقدام قابل توجه که موجب بر ملا شدن سیاست العربیه گردید ، در اثنای پخش برنامه، با اعلام این که در قسمت آینده میخواهد در مورد تاثیر پیروزی انقلاب مصر و کنارهگیری مبارک و موضع عربستان که در طول انقلاب با نظام مبارک همپیمان شده بود را به بحث بگذارد، همه مخاطبان العربیه را غافلگیر ساخت.
المیرازی که در این قسمت از برنامه استودیوی قاهره، «حمدی قندیل» روزنامه نگار مصری را دعوت کرده بود، گفت: در قسمت آینده از برنامه استودیوی قاهره میخواهم در مورد موضع عربستان، نسبت به انقلاب مصر و رئیس جمهور سابق آن، «حسنی مبارک» صحبت کنم که اگر مدیران شبکه تلویزیونی العربیه به من این اجازه را بدهند تمسک خود به اصول روزنامه نگاری آزاد را ثابت کردهاند در غیر این صورت این آخرین برنامهای خواهد بود که من در آن حضور می یابم.
حمدی قندیل مهمان این برنامه در پاسخ به این صحبتهای پرحماسه المیرازی کلمه «احسنت» را به کاربرد و از تصمیم او استقبال کرد.
همان گونه که اشاره شد العربیه به همپیمانی با نظام مبارک بر علیه مردم انقلابی متهم شد و در این راستا به انتشار اخباری روی آورد که بعدا منابعی که به آنها استنادشده بود، آنها را نادرست قلمداد کردهاند.
این شبکه خبری به انتشار سخنانی از «وائل غنیم» یکی از فعالان ضد دولت مبارک در مصر، دست زد که خود غنیم آنها را تکذیب کرد و العربیه را به ترویج شایعه و اکاذیب، با هدف ایجاد تفرقه در بین تظاهر کنندگان متهم کرد.
وی جهت گیریهای این شبکه تلویزیونی را نشاندهنده دولتی بودن آن دانست و بر حرکت العربیه در راستای مواضع برخی دولتها مانند عربستان تاکید کرد.
«سلیم عزوز» روزنامه نگار روزنامه القدس العربی در این باره چنین نوشت: «رئیس جمهور سابق مصر حسنی مبارک از شبکه العربیه مهر و محبتی دیده است که طفل شیرخوار از مادر خود ندیده است».
وی خاطر نشان کرد:«وظیفه این شبکه حمایت کامل از حسنی مبارک بوده است».
رویه اطلاع رسانی و خبر سازی العربیه در انقلاب های منطقه با تسری آن به بحرین و وقوع ناآرامی ها در سوریه بیشتر نمایان شد، در حالی که شمار بسیاری از انقلابیون بحرین زیر چکمههای نظامیان موسوم به «سپر جزیره» له می شدند، اخبار این رویداد در رسانههای مدعی بی طرفی سانسور میشد و همین رسانهها، روزانه بخش ویژهای از مشروح اخبار خود را به خبرسازی و مخابره اخبار زرد صحنه تحولات سوریه که با تلفن همراه تصویر برداری شده بود و مکان و زمان آنها مشخص نبود ، اختصاص میدادند.
سیاست العربیه در بحرین ضمن سانسور اخبار کشتار بحرین و کم نشان دادن تعداد کشته شدگان بر دو محور اساسی استوار بود:
الف: بر خلاف اتحاد تمام ایل ها و طوایف شیعی و سنی برای سقوط دولت آل خلیفه رسانه های وابسته به ریاض سعی داشتند تا این امر را در شیعه هراسی خلاصه کنند.
ب:: العربیه سعی داشت تا مخالفین و حاضران در صحنه را که بر علیه نظام بحرین قیام کرده اند افرادی خشونت طلب نشان دهد که به هیچ وجه حاضر به مذاکره نیستند.
در مورد سوریه رسانه هایی مانند العربیه و الجزیره، در یک مسیر قرار گرفته و سعی کردند اختلاف افکنی غرب در سوریه را در اذهان عمومی، به سمت اختلافات قومیتی سوق دهند.
شبکه های غربی
نحوه برخورد رسانه های غربی با انقلاب های مصر و تونس، علامت سوال های زیادی را درباره نقش واقعی رسانه ها در جامعه جهانی مطرح کرد. رسانه های غربی بی توجه به ریشه مطالبات مردمی مصر و تونس، خود را به مسایل دیگری مشغول کرده اند که آینده رژیم صهیونیستی مهم ترین آنهاست.
در اواخر سال 2003 میلادی، طی 9 روزی که اتحاد مخالفان «ادوارد شوارد نادزه» رییس جمهور وقت گرجستان و طرفداران غرب تظاهرات خود را با هدف سرنگونی وی ادامه می دادند، رسانه های غربی به طور هم نوا آن قدر با صدای بلند نواختند تا گوش و چشم جهان را از صداها و تصاویر مورد نظر خود درباره این تظاهرات پر کردند.
در آن هنگام غربی ها اعلام نکردند که هدف از جنگ سیاسی و رسانه ای جاری حمایت از «میخائیل ساکاشویلی» نامزد متحد غرب بود و در این 9 روز پرچم آزادی، دمکراسی و یاری خواهی مردم را بارها بر افراشتند.
رسانه های غربی مساله گرجستان را با داستان های شاعرانه آمیختند و نامی شبیه نام «عطرها» به آن اعطا کردند و انقلاب ساکاشویلی را «انقلاب مخملین» یا «انقلاب گلها» نام نهادند.
یک سال پس از آن، رسانه های غربی با تظاهراتی مشابه در اوکراین همسایه گرجستان همصدا شدند و از یک متحد دیگر غرب یعنی «ویکتور یوشنکو» حمایت کردند. رسانه های غربی باز هم سخاوتمندانه نام انقلاب را به تظاهرات این متحد خود بخشیدند و آن را با رنگ نارنجی زینت دادند و کوشیدند چنین وانمود کنند رویدادهای اوکراین اقداماتی زیبا و پسندیده و شبیه یک کار هنری ، نه یک اقدام سیاسی است.
رسانه های غربی چنین برخوردی را با دو تظاهرات موسوم به «انقلاب» انجام دادند که متحدان غرب را روی کار آورد، اما برخورد همین رسانه ها با دو قیام در جهان عرب که علیه متحدان غرب در جریان بود، چگونه بود؟ حرکت مردم تونس از ابتدا تا دو روز پیش از پیروزی با بی توجهی کامل رسانه های غربی مواجه شد.
اما درباره مصر وضعیت کاملا متفاوت بود. رسانه های غربی از پایان حوادث روز اول اعتراض های مردمی مصر، به آن توجه کردند و بخش زیادی از ساعات پخش یا ستون های مطبوعات را به آن اختصاص دادند، اما به سرعت از دامنه این توجه کاسته شد، به طوری که بسیاری از رسانه های غربی این اعتراض های مردمی را حوادث و ناآرامی و یا حداکثر خیزش مردمی توصیف کردند.
این رسانه ها هیچ توجهی به حضور توده های مردمی و میزان رنج غیرنظامیان در برابر وحشیگری دولت های عربی نکردند، زیرا سرگرم امور دیگری بودند که فریاد های اعتراضی مردم مصر راهی در آن نداشت. دمکراسی و حقوق و آزادی ملت مصر بودند.
آنها اعلام کردند: امر حتمی این است که تغییری در مصر روی می دهد ولی باید پرسید: این چگونه تغییری است؟ و چگونه می توانیم آن را مدیریت کنیم؟ برای آنها مساله مهم در این تغییر، تاثیرات و پیامدهای گسترده این تغییرات بر سر نوشت اسراییل، فلسطینی ها و منافع غرب در خاورمیانه است.
غرب تلاش فراوانی کرد که بتواند این موجها را آن گونه که می خواهد هدایت کند وبه نوعی از این موج که علیه دیکتاتورهای دست نشانده غرب آغاز شده بود، جریانهایی مطابق با اهداف خود بسازد. به گونه ای که سیاستمداران غربی تمام تلا ش خود را انجام دادند تا به نوعی این انقلاب ها را تا جایی که امکان داشت مصادره کنند ویا آن را به گونه ای درچشم جهانیان جلوه دهند که اهداف آنها را تامین نماید.
انتقادات زیادی به نقش رسانه های غربی در مصر شد از جمله «و یا جان ریس» فعال ضد جنگ در انگلیس در بازگشت از سفرش به قاهره، در تظاهرات ضد آمریکایی که این هفته به همت ائتلاف ضد جنگ انگلیس در لندن سازمان دهی شده بود، از عملکرد بی بی سی در پوشش خبری تحولات مصر انتقاد کرد و گفت:«در حالی که بیش از یک میلیون تظاهر کننده در میدان تحریر قاهره تظاهرات کردند، بی بی سی تعداد مخالفان رژیِم حسنی مبارک را ده هزار نفر اعلام کرد».
وی گفت:«بی بی سی همچنین در تلاش است تا اخوان المسلمین را یک تهدید معرفی کند و جهانیان را بترساند در حالی که در مصر، اخوان المسلمین در کنار سوسیالیست ها، مسیحیان، اتحادیه های کارگری و کارمندی، علیه دشمن واقعی مردم مصر که رژیم مبارک است، مبارزه می کند».
رسانه های غربی در حالی که نسبت به اخبار و رویدادهای کشوری چون بحرین راهبرد سانسور پیش گرفته بودند، در یک اقدام کاملا هدفمند و از پیش طراحی شده با برجسته سازی نقش حکومت سوریه در سرکوب شدید مخالفان و حمایت ایران از این حکومت پرداختند.
در این میان رفتارشناسی رسانه های غربی به ویژه بی بی سی در قبال تحولات منطقه و چرایی اتخاذ مواضع دوگانه و تداوم سیاست یک بام و دو هوا از سوی این رسانه ها شایان توجه است.
با تسری موج انقلاب ها به بحرین و اعتراضاتی که در سوریه شکل گرفت ، مواضع رسانه های غربی در قبال اوضاع کشور عربی سوریه، نسبت به آنچه در بحرین می گذرد؛ کاملا متفاوت و متمایز است.
نوع پوشش خبری که در مورد مصر وتونس داده شد کاملا با پوشش تحولات بحرین متفاوت بود،به گونه ای که به طور کلی رسانه های خبری غرب به ویژه بی بی سی از همان جرقه های ابتدایی در بحرین این حرکت را با فرافکنی خبری، نخست، نوعی اغتشاش نشان دادند وسپس سعی کردند آن را نشات گرفته از دخالتهای ایران نشان دهند.تمام این رفتارهای فرافکنانه رسانه ای در حالی صورت گرفت که با عدم پخش صحنه های خونین سرکوب مردم بحرین وحتی نشان دادن صحنه دفاع شیعیان از خود دربرابر یورش نیروهای امنیتی وخشن نشان دادن آنها ، توجیه رسانه ای برای سرکوب مردم بحرین فراهم کند.
در کنار این نوع از رفتارهای غیر انسانی این رسانه ها در تحولات بحرین،یک استراتژی ویژه در مورد بحرین در نظر گرفته شده است.استراتژی که عمق پیوند این رسانه هارا با دستگاه سیاسی غرب به اثبات می رساند،وآن هم چیزی نبود، جز بمباران خبری دروغین که به افکار عمومی جهانی وبه ویژه دنیای عرب نشان دهد که ایران در مسائل بحرین دخیل است.
به گونه ای که «بی بی سی» تلاش کرد با مطرح کردن خبرهای ایران در کنار خبرهای بحرین وپخش اخبار این دو به صورت متوالی به نوعی به بیننده ارتباط بین این دو را القا کند.این تاکتیک خبری معمولا وقتی توسط رسانه های غرب به کار گرفته می شود که آنها قصد توطئه وکارشکنی علیه دو کشور را داشته باشند.
شواهد نشان می دهد مواضع هماهنگ رسانه های غربی در قبال تحولات سوریه و بزرگنمایی بیش از اندازه حوادث این کشوردر واقع مبین بخشی از راهبرد هماهنگ کشورهای عربی و غربی در قبال حکومت بشار اسد نیز می باشد.
چنانکه رسانه ها قصد دارند با انتشار اخبار گزینشی، جهت دار و از پیش هماهنگ شده با محوریت درشت نمایی اقدامات حکومت اسد در سوریه، ضمن کمک به افزایش تنش داخلی و تقویت مخالفان به جریحه دار کردن عواطف عمومی و بسیج جامعه جهانی در قبال حکومت سوریه نیز پرداخته شود.
اما با تمام این اوصاف عملکرد رسانه های غربی حتی در محافل رسانه ای غرب نیز با انتقادات زیادی مواجه شده است در این زمینه روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» در گزارشی در مورد اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا که گفته بود "واشنگتن در جنگ اطلاعاتی از رسانه های خارجی متحمل شکست سنگینی شده است، نوشت:«هیلاری کلینتنون، با مقایسه کیفیت اخبار رسانه های آمریکایی با رسانه های خاورمیانه، عملکرد رسانه های آمریکایی را بسیار ضعیف ارزیابی کرد».
این رسانه آمریکایی افزود:«وزیر امور خارجه آمریکا با بیان این که مخاطبان در بسیاری از کشورها به رسانه های دیگری برای آگاهی از دیدگاههای جدید درباره رویدادهای جهان روی آورده اند، ضمن تاکید بر تاثیرگذاری رسانه های منطقه خاورمیانه، از کاهش مخاطبان شبکه های آمریکایی به دلیل عدم انعکاس درست اخبار انتقاد کرد و بازتاب رویدادهای سیاسی را ضعیف و خارج از چهارچوب های رسانه دانست».
هیلاری کلینتون همچنین گفت:«در سال های گذشته پوشش اخبار جهان در انحصار رسانه هایی همچون سی ان ان و بی بی سی بود اما امروز حضور شبکه های رسانه ای مختلف، عرصه رقابت را برای ما تنگ کرده اند. به طوری که مجبوریم در موقعیت دفاعی قرار بگیریم.»
شبکه های ایرانی
شبکه های بین المللی خبری ایرانی نیز همزمان با شروع تحولات و شعله ور شدن اعتراضات مردمی در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه به پوشش خبری این تحولات پرداختند.
شبکه های «العالم» و «پرس تی وی» به صورت ویژه و گسترده ای این رویدادها را به مخاطبان جهانی انعکاس داده و می دهند.در این میان بیشتر به نقش شبکه عرب زبان العالم که این رویدادها در حوزه خبررسانی ومخاطبان آن در حال وقوع است، پرداخته خواهد شد.
این شبکه همزمان با وقوع انقلاب مردمی تونس ومصر برنامه های عادی خود را قطع نمود و به پخش لحظه به لحظه و کامل تحولات این دو کشور پرداخت. این شبکه با به کارگیری تعداد قبل توجهی خبرنگار در این دو کشور و به ویژه 12 خبرنگار در شهرهای مختلف مصر ، گستره پوشش خود را تا سطح 10 استان در این کشور توسعه داد.
العالم که نخست از طریق دفتر خود درقاهره با دو خبرنگار تحولات این کشور را پوشش می داد، در پی آغاز انقلاب مردم ؛ در شهرهای اسکندریه ، السویس ،البحیره، الاسماعیلیه ، دمیاط، الشرقیه، الفیوم و المیناء خبرنگاران جدیدی رابه کار گرفت.
شبکه العالم واکنش محافل سیاسی و مردمی مصر نسبت به سخنان مبارک را به سرعت بازتاب می داد و به مقابله با شایعاتی که نظام حاکم پر اکنده می نمود ، می پرداخت.
پوشش گسترده شبکه العالم در حالی صورت می گرفت که شبکه های دولتی مصر هشدار می دادند با عوامل آشوب های مصر یعنی رسانه های خارجی مبارزه می کنند در نتیجه هواداران مبارک هر جا خبرنگاری خارجی ببینند به آنها حمله و وسایل گزارشگری آنها را منهدم می کنند.
طرفداران رژیم مبارک ، با حمله به خبرنگاران شبکه العالم آنها را در چند مرحله مورد تعرض قرار دادند، شکستن دوربینهای خبرنگاران اعزامی این شبکه و یورش به استو دیو درحال پخش زنده و مضروب ساختن کارشناس برنامه از جمله این موارد بود.
در جریان پوشش خیزش انقلابی مردم بحرین نیز ، هکرها به پایگاه اینترنتی این شبکه حمله کردند و سپس پخش این شبکه بر روی ماهوره با تهاجم گسترده امواج پارازیت مواجه شد.
شبکه العالم از طریق دیپلماسی رسانه ای کوشش نمود ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال انقلاب های منطقه در قالب مفهوم بیداری اسلامی منعکس نماید. در این باره سایت خبری «egypty» در مقاله ای نوشت:«شبکه خبری ایرانی العالم همزمان با سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ، اقدام به مقایسه انقلاب ملت آزاده مصر با انقلاب اسلامی در ایران پرداخت و انقلاب اسلامی ایران را الگوی تمام ملت ها برای هرگونه اقدام ضد رژیم های خودکامه و دست نشانده دانست. شبکه خبری العالم که به زبان عربی پخش می شود در یکی از برنامه های خود اقدام به مقایسه اظهارات محمد رضا پهلوی شاه مخلوع ایران در زمان انقلاب اسلامی به سال 1357 با اظهارات مبارک در آغاز تظاهرات در مصرکرد. آن گاه به مقایسه دو ملت ایران و مصر در تظاهرات خیابانی پرداخت. این شبکه ایرانی ، از تحولات اخیر در مصر به شدت استقبال کرد و سقوط نظام در مصر را یکی از دستاوردهای انقلاب ایران برشمرد و آن را زمینه ساز شکل گیری خاورمیانه اسلامی دانست».
رسانه های بین المللی و همچنین رسانه های منطقه در راستای سیاست های یک با م و دوهوای خود و برخلاف اصول اطلاع رسانه ای بین المللی از پوشش اخبار بحرین و اعتراضات مردمی در این کشورچشم پوشی نمودند و این تنها شبکه العالم بود که بار این اطلاع رسانی را بر دوش کشید با این حال برخی رسانه های عربی از اقدام العالم بر آشفتند.
سایت «میدل ایست آنلاین» در این باره نوشت:«مسئله بحرین از دیدگاه افکار عمومی در مقایسه با فجایع لیبی بسیار کم اهمیت جلوه می دهد. اما «شبکه ایرانی العالم» برای مخاطبان عرب موضوع بحرین را در رأس اخبار مهم خود و در کنار اخبارتحولات لیبی قرار داده است.با نگاهی به سایت این شبکه، با اخباری چون تاکید و پافشاری گروه 14 فوریه در بحرین در خصوص سرنگونی رژیم و کناره گیری خاندان پادشاهی از حکومت، و رد مذاکره با رژیم از سوی تظاهرکنندگان مواجه می شوی. شبکه العالم با پرداختن به حوادث بحرین و اختصاص برنامه های گفتگویی در این مورد و همچنین انعکاس اعتراضات مردمی در یمن، این حوداث را مهم جلوه می دهد».
پس از تلاش شبکه العالم برای ایفای رسالت اطلاع رسانی خود در انعکاس خیزش های مردمی، رسانه های عربی به ایجاد جنگ رسانه ای علیه این شبکه مبادرت نمودند. برای مثال روزنامه های السیاسه کویت، الوطن عربستان، الیوم عربستان، الوطن بحرین، دنیا الرای قطر، سایت های اینترنتی الموتمر نت یمن، الحشد نت یمن، التغییر نت یمن، الشبیته عمان ، خبرگزاری بحرین و... به صورت هماهنگ مقالاتی تندو هتاکانه به صورت روزانه علیه شبکه العالم منتشر می نمایند.
در جمع بندی این مبحث به گزارش موسسه اسرائیلی مطالعات سیاسی تل آویو، که به نقش مهم شبکه العالم در انعکاس صدای مردم منطقه در کشورهای مختلف عربی، اذعان کرده است، اشاره می کنیم.
به گزارش روزنامه «السیاسه کویت»، بر اساس تحقیقات این موسسه مهمترین رسانه، شبکه «العالم» است که به ارایه و انعکاس دیدگاه ها مخالفان در کشورهای عربی منطقه پرداخته است و عملکرد موفق شبکه العالم در پرداختن به مسائل و بحران های داخلی منطقه و انعکاس صدای مظلومان، نگرانی و خشم رژیم های استبدادی و اشغالگر را برانگیخته است، زیرا این شبکه نحوه برخورد مخاطبان خود با حکومت های مستبد عربی را القا می نماید.
مرکز امور بین الملل صدا و سیما