پرده‌برداری از شخصیت‌های مشهور

نه فقط در ایران که تقریبا در همه کشورهای جهان، زندگی خصوصی و شخصی بازیگران و افراد مشهور همواره مورد توجه مردم بوده و برای مخاطبان از جذابیت خاصی برخوردار است.
کد خبر: ۴۶۴۲۸۷

البته نه به معنای سرک کشیدن در مسائل خصوصی آنها بلکه آگاهی یافتن از چگونگی ورود آنها به سینما و این‌که مثلا در اوقات فراغت چه می‌کنند، سرگرمی‌های آنان چیست و آیا مثلا همان مشکلاتی که مردم عادی با آن درگیرند در زندگی هنرمندان مشهور هم وجود دارد یا نه یا حتی مهم‌تر از اینها که چگونه این افراد به شهرت و محبوبیت رسیدند و اصلا شخصیت واقعی آنها در پس نقش‌ها و شخصیت‌هایی که بازی می‌کنند، چگونه است؟

شبکه‌ آی‌فیلم در یک اقدام تازه مجموعه‌های مستندی از زندگی برخی از این هنرمندان معروف سینما و تلویزیون را روی آنتن برده که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.

سیروس الوند، لاله اسکندری، ستاره اسکندری، جمال شورجه، فرج‌الله سلحشور، سیروس مقدم، محمدرضا آهنج، مسعود آب‌پرور، فرخ نعمتی، امین زندگانی و عباس رفیعی از جمله هنرمندانی هستند که تاکنون مهمان این برنامه تلویزیونی بوده‌اند و زندگی‌شان را روایت کرده‌اند.

پخش این برنامه‌های مستند در شبکه‌ای که به فیلم و سریال اختصاص دارد هم متناسب این شبکه به نظر می‌رسد و هم طیف بیشتری از مخاطبان را جذب خود می‌کند.

ضمن این‌که شبکه ‌آی‌فیلم همیشه به این ضعف متهم بود که برنامه‌های تولیدی ندارد، لذا این برنامه تولیدی می‌تواند شروع خوبی برای ارتقای سطح تولیدات این شبکه باشد.

ضمن این‌که با این تمهید توجه به انواع و اقسام سینمای مستند و اصلا خود این گونه سینمایی مورد توجه و تبلیغ قرار می‌گیرد.

واقعیت این است که اگرچه صنعت سینما بیش از هرچیز بر سویه انتزاعی و خیال آدمی تکیه دارد و در امتداد قوه تخیل و رویاپردازی انسان قابل درک است، اما سینما صرفا یک ابزار خیال‌پرور و ذهنی و مظهر تجسم فانتزی و انتزاعی نیست.

از جمله کارکردهای آن، نمایش واقعیت و حقیقت نیز هست و گوشه چشمی به واقعیت‌ها هم دارد. در واقع سینما از حیث ماهوی و کارکردهای بیرونی عین جهان و خود آدمی است؛ جمع اضداد و ترکیب خواص مختلف. انسان هم به واقعیت و کشف حقیقت گرایش دارد و هم به رؤیاپردازی و تخیل.

اگر سینمای داستانی و قصه‌گو مظهر وجوه خیالی آدمی است، سینمای مستند نیز سویه حقیقت‌گرای وی را منعکس می‌کند. اولی بازنمایی واقعیت است و دومی نمایش حقیقت. سینمای داستانی، مخاطب را سرگرم می‌کند و به او لذت می‌بخشد و سینمای مستند به وی آگاهی و روشنی می‌دهد. هرچند که هر دوگونه مذکور می‌تواند واجد کارکردهای دیگری هم باشند.

واقعیت این است که سینمای مستند همچون سینمای داستانی در کشور ما جای خود را باز نکرده و هنوز هم
نزد افکار عمومی فیلم مستند مترادف با راز بقاست.

این مساله از یک سو به عملکرد تلویزیون برمی‌گردد که به تنوع موضوعات در سینمای مستند توجه نکرده و در نمایش مستند از شبکه‌های تلویزیونی بیش از هرچیز بر مستندهای جانوری و طبیعت‌گرا تمرکز داشته و توجه کمتری به مستندهای اجتماعی و هنری کرده است.

از سوی دیگر بحران اکران درباره فیلم‌های مستند همواره گریبان این سینما را گرفته و اساسا مردم ما امکان این را نداشتند که آثار مستند را بر پرده‌های سینما تماشا کنند.

مثلا دو سال پیش نمایش فیلم مستندی درباره زندگی عزت‌الله انتظامی در سینماهای تهران مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و نشان داد که مردم حتی برای تماشای مستندهایی زندگینامه‌ای یا به اصطلاح مستندهای پرتره حاضرند بلیت هم بخرند و به سینما هم بروند چه برسد به این‌که قرار باشد این گونه آثار ازیک شبکه تلویزیونی روی آنتن برود.

مستندهای پرتره با محور قرار دادن یک شخصیت برجسته و اغلب مشهور به ابعاد شخصی و خصوصی‌تر زندگی وی پرداخته و در کنار توجه به زندگی حرفه‌ای و اجتماعی وی، لایه‌های درونی‌تر و زندگی شخصی و خصوصی وی را هم برای مخاطبان به تصویر کشیده و بازنمایی می‌کند.

در این روایت واقع‌گرا تلاش می‌شود تا ابعاد مختلف یک انسان مشهور جلوی دوربین روایت شود تا مردم با ‌بخش ‌‌های ناشناخته زندگی وی آشنا شوند و احتمالا درس و پیام اخلاقی بگیرند. در واقع مستند پرتره یک بیوگرافی بصری است که زندگینامه شخصی خاص را به تصویر می‌کشد.

اما مستندهای پرتره از حیث ساخت و نمایش در جامعه ایران در یک موقعیت متضاد و متناقض به‌سر می‌برد، میل به دانستن و حس کنجکاوی درباره زندگی بزرگان در زمینه‌های مختلف از ورزش و سیاست گرفته تا سینما و دانش در فرهنگ ما ایرانیان ریشه‌دار بوده و از حیث روانشناختی اجتماعی نیز کسب آگاهی نسبت به ابعاد ناشناخته یک فرد مشهور، جذاب بوده و خواهان دارد.

این مساله خود فرصت خوبی از لحاظ مخاطب‌سازی و چرخش گیشه سینماست تا با پرداختن به زندگی افراد سرشناس در حوزه‌های مختلف، مردم را به تماشای چنین آثاری در سالن‌های سینما ترغیب کرد.

مثلا فرض کنید که از همین فردا سینما‌های کشور قرار است فیلمی مستند درباره علی دایی در سالن‌های سینما به نمایش بگذارد قطعا تعداد زیادی از مردم تمایل دارند که به تماشای چنین مستندی بروند.

منظور این‌که روانشناسی اجتماعی که پشت فرهنگ توده ما درباره کنجکاوی نسبت به زندگی آدم‌های مشهور وجود دارد، پتانسیل خوبی برای ساخت و نمایش چنین آثاری است که شاید بتواند به گیشه سینما و برنامه‌های تلویزیونی رونقی دوباره ببخشد.

حالا که تلویزیون صاحب شبکه مستقلی در حوزه مستند شده است بهترین ظرفیت ممکن برای ساخت مستندهای شخصیت محور برای جذب مخاطب فراهم شده که نباید این فرصت را از دست داد.

سید رضا صائمی - جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها