گفت‌وگو با گور وربینسکی، کارگردان «رنگو»

ما همیشه بچه هایمان را دست‌کم می‌گیریم

گور وربینسکی را بیشتر به خاطر کارگردانی مجموعه فیلم 3 قسمتی اکشن و ماجراجویانه «دزدان دریایی کاراییب» می‌شناسند. او در فاصله سال‌های 1996 تا به امروز، فقط 7 فیلم سینمایی ساخته و قبل از اولین قسمت دزدان دریایی کاراییب در سال 2003، درام ترسناک و دلهره‌آور «حلقه» را ساخت که نام وی را در سطح وسیعی مطرح کرد. این فیلم که تبدیل به یکی از کارهای پرفروش و مطرح سال 2003 شد (و نظر مثبت منتقدان را هم به خود جلب کرد) نسخه انگلیسی‌زبان و دوباره‌سازی شده یک فیلم موفق ژاپنی بود.
کد خبر: ۴۶۰۳۴۳

زمانی که وربینسکی اعلام کرد قصد کارگردانی یک فیلم انیمیشن را دارد، بسیاری تعجب کردند. منتقدان سینمایی گفتند او به درد کارگردانی هر جور فیلمی می‌خورد بجز انیمیشن، اما همین منتقدان «رنگو»ی وی را تحسین کردند و نقدهای مثبت فراوانی برایش نوشتند. از رنگو به عنوان اولین انیمیشن تاریخ سینما اسم برده می‌شود که در ژانر سینمایی وسترن ساخته شده است. موفقیت مالی و انتقادی رنگو باعث شد تحلیلگران سینمایی این‌طور نتیجه‌گیری کنند که وربینسکی بهتر است به فعالیت خلاقانه خود در ژانر انیمیشن ادامه دهد.

این انیمیشن در طول 2 ماه گذشته از سوی تعدادی از انجمن‌های منتقدان سینمای آمریکا به عنوان بهترین انیمیشن‌ سال شناخته شد و 2 مراسم آنی (اسکار انیمیشنی) و بفتا (اسکار انگلیسی) هم همین عنوان را به رنگو دادند. آکادمی اسکار هم این فیلم را نامزد دریافت جایزه بهترین انیمیشن سال کرده است.

در انیمیشن شما ارجاعات و اشارات فراوانی به وسترن‌های کلاسیک دیده می‌شود. آیا وجود این ارجاعات به نوعی دلالتی بر دوران کودکی و نوجوانی‌تان و اوقاتی است که صرف تماشای فیلم‌های کسانی مثل سرجیو لیونه و سامه پکین‌پا کردید؟

حتما همین‌طور است. زمانی که شروع به تماشای فیلم‌های لیونه کردم، احساسم این بود که هنوز زمان دیدن این جور فیلم‌ها برایم نرسیده است. گفته می‌شد فیلم‌های لیونه و پکین‌پا خشونتی شاعرانه دارند و من حکم نوجوانی کنجکاو را داشتم که بسیار مایلم وارد یک قلمرو و چشم‌انداز ممنوع شوم، ولی واقعیت این است که فیلم‌های آنان بشدت تاثیرگذار بودند. پس از دیدن فیلم‌های لیونه و پکین‌پا احساس می‌کردم چیز بیشتری می‌خواهم. در آن زمان بود که متوجه فیلم‌ها و سینمای جان فورد شدم. رمز و رازها در حال ناپدید شدن بود و خط آهن از راه می‌رسید. در فیلم‌های وسترن یک تاریخ کامل را می‌دیدم که داشت به روشنی جلوی چشم من زنده می‌شد. حالا زندگی را به صورت دیگری می‌دیدم.

رنگو یک انیمیشن بالغ است و نه یک کار کودکانه و نوجوانانه. شما باید همزمان هر دو گروه تماشاچی بزرگسال و کودک و نوجوان را راضی و حفظ می‌کردید. حفظ تعادل و رسیدن به این مرحله چگونه بود؟

خب، یک واقعیت مسلم اما فراموش‌شده این است که ما همیشه بچه‌هایمان را دست‌کم می‌گیریم و آنها را خیلی کمتر از آنچه هستند، حساب می‌کنیم. ما فقط فیلم‌ها را برای کودک درون خودمان می‌سازیم. وقتی رنگو را به صورت کامل دیدم، همان تجربه‌ای را کسب کردم که از تماشاچی کودک و نوجوان انتظار دارم. می‌خواستم بچه‌ها با بحرانی‌ که گریبان کاراکتر اصلی قصه را می‌گیرد، همراهی و همذات‌پنداری کنند. متوجه شدم با وجود تمام اتفاقاتی که می‌افتد، بچه‌ها هنوز ارتباط‌شان را با این شخصیت حفظ می‌کنند. کاملا حواسم بود ‌ قصه را طوری جلو ببرم که تعادل بین 2 گروه متفاوت تماشاچی بزرگسال و کودک آن رعایت شود.

بسیاری از دوستداران ژانر وسترن، در پایان فیلم حضور کلینت ایستوود را خیلی خوب احساس می‌کنند و حتما از این موضوع، هیجان‌زده هم شده‌اند. قصدتان هم همین بود؟

می‌خواستم پایان فیلم به گونه‌ای باشد که بیننده حضور شخصیت وسترن ایستوود را در آن احساس کند و به این نتیجه برسد که روح او و فیلم‌هایش در این صحنه حضور دارند.

آیا با وی هیچ تماسی داشتید که با پروژه همکاری کند و صدایش را به یکی از شخصیت‌ها قرض بدهد؟

خیر، تماسی با او نگرفتم!

راجر دیکنز مدیر فیلمبرداری رنگو است. او چه نقشی در تاثیرگذاری نگاه وسترنی به فیلم داشت؟

از همان ابتدای تولید فیلم، با راجر تماس گرفتم تا با ما همکاری کند. با هریک از تکنسین‌ها و عوامل فیلم که صحبت می‌کردم، آنها هم او را برای کار پیشنهاد کردند. هدفم این بود که به همکارانم توضیح بدهم چگونه می‌خواهیم در این انیمیشن زاویه دید را تغییر دهیم و آن را شبیه یک فیلم زنده واقعی بسازیم. همکاران فنی‌ام ـ‌ که هریک جزو بهترین استعدادهای ژانر انیمیشن هستند‌ـ‌ در ابتدای کار کمی گیج شده بودند و نمی‌دانستند منظورم چیست و دقیقا چه می‌خواهم. اما سخنرانی اولیه راجر برای همکاران فنی همه مشکلات را حل کرد. حضور او کمک خیلی زیاد و سودمندی به فیلم کرد. بدون او هیچ وقت رنگو ساخته نمی‌شد.

صداهای کاراکترهای قصه را چگونه پیدا کردید؟ مراحل پیشرفت کار در این رابطه چگونه بود؟ انتخاب صدای بیل نیگی برای شخصیت منفی فیلم به چه دلیل بود؟

نتوانستیم جک پالانس را صدا کنیم! بیل نیگی دومین انتخاب ما پس از این بازیگر کلاسیک بود. ما اول کاراکترها را طراحی کردیم. برایم خیلی مهم بود که ترکیب خوبی از صداها را دور هم جمع کنم، به گونه‌ای که هیچ‌یک از آنها مزاحم کار نفر دیگر نشود. این صداها به گونه‌ای بودند که با یکدیگر تفاوت زیادی داشتند. در عین حال، هر صدایی باید به آن شخصیت مورد نظر می‌خورد و روی تصویر او می‌نشست. شما وقتی بدانید کاراکترتان چه جور موجودی است، آن وقت می‌توانید برایش یک صدای خوب هم پیدا کنید. برای صدای رنگو از همان ابتدای کار جانی دپ را در نظر داشتم. شخصیت این دو خیلی شبیه یکدیگر است! با بیل هم قبل از این چند تا کار کرده بودم و او و خصوصیاتش را می‌شناختم. صادقانه بگویم باورم این است که او توانایی انجام هر نوع کاری را دارد و از عهده اجرای یک کاراکتر خبیث خیلی خوب برمی‌آید.

آیا تفاوت‌های زیادی بین کارگردانی یک فیلم انیمیشن با یک فیلم زنده می‌بینید؟

آنها کاملا با یکدیگر تفاوت دارند و دو کار کاملا مجزا هستند. من فکر می‌کنم یک چیز خوب و یک چیز بد وجود دارد و هر یک از آنها محاسن و معایب خود را دارند. می‌دانید شما در برابر هر اتفاق ناشناخته‌ای از خودتان واکنش نشان می‌دهید و خیلی سخت است که براحتی از کنار آن بگذرید. ما حدود 3 سال و نیم وقت صرف ساخت رنگو کردیم. خیلی مهم بود که بتوانم بازیگران را درگیر حال و هوای فیلم کنم. در یک انیمیشن شما با بازیگر زنده و فضای واقعی سر و کار ندارید و همیشه نگران آن هستید که آیا همه چیز شکل طبیعی و منطقی خود را حفظ کرده است یا خیر. بزرگ‌ترین ترس شما این است که در طول کار خیلی آرام و ملایم شوید و نتوانید وظیفه‌تان را بدرستی انجام دهید.

چرا رنگو را به صورت سه‌بعدی نساختید؟ در این رابطه بحثی با همکاران خود داشتید؟

تا اواسط کار تولید فیلم، بحث زیادی در این رابطه داشتیم که آن را سه‌بعدی بسازیم یا دوبعدی. آن زمان تازه نسخه سه‌بعدی «آواتار» سر و صدای زیادی به راه انداخته بود. خیلی‌ها انتظار داشتند ما هم رنگو را سه‌بعدی کار کنیم. ولی وقتی به کلیت کار نگاه می‌کردم و بعد آن را مورد ارزیابی قرار می‌دادم، احساس می‌کردم حلقه گمشده‌ای در فیلم وجود ندارد و نسخه دوبعدی براحتی حرف و منظور خود را مطرح کرده و می‌رساند. به اعتقاد من، قصه و حال و هوای فیلم هیچ نیازی به عنصر سه‌بعدی نداشت.

آیا رنگو قسمت دوم هم خواهد داشت؟

نمی‌دانم. باید منتظر شویم و ببینیم تهیه‌کنندگان فیلم چه تصمیمی خواهند گرفت. مهم‌ترین نکته این است که حتما باید قسمت دوم فیلم یک قصه خیلی خوب داشته باشد. هنوز به صورت جدی صحبتی در این رابطه نشده است.

کار جدید چه دارید؟

مشغــــول کــــارگردانی اکشن ماجراجویانه و درام «رنجر تنها» هستم. دوباره جانی دپ نقش اصلی فیلمم را بازی می‌کند. این فیلم با هزینه‌ای بسیار زیاد تولید می‌شود و امیدوارم در زمان اکران عمومی، پاسخ خوب و مناسبی در جدول گیشه نمایش دریافت کند.

چرا اینقدر با جانی دپ کار می‌کنید؟ 3 قسمت «دزدان دریایی کاراییب» و رنگو و حالا هم این فیلم؟

جانی هم بازیگر مستعد و منضبطی است و هم شخصیت بسیار خوب و محجوبی دارد؛ کار کردن با او سر صحنه فیلمبرداری، خیلی خوب و راحت است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها