در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقاخانی تلاش کرده سریال جدیدش تکراری به نظر نرسد. در بخشهایی موفق شده و گاهی هم نتوانسته جلوی تکرارها را بگیرد.
از آنجا که فیلمنامه در هر اثر نمایشی، اصل کار است با مصطفی کیایی و سعید جلالی نویسندگان این سریال که پیش از این نیز تجربه همکاری با سعید آقاخانی را داشتند به گفتوگو نشستیم تا درباره نحوه نگارش سریال بیشتر بدانیم.
آقای کیایی شما پیش از حضور حرفهای در سینما مدتی را با تلویزیون همکاری میکردید و بعد از مدتی وقفه دوباره به تلویزیون برگشتید. چه شد که نگارش فیلمنامه نقطه سر خط به شما پیشنهاد شد؟
دقیقا بعد از سریال «زن بابا» و تجربه همکاری با سعید آقاخانی، مشغول ساخت فیلم سینمایی شدم و فیلمهای «بعد از ظهر سگی سگی» و «ضدگلوله» را ساختم که در هر دو سعید آقاخانی به عنوان بازیگر حضور داشت. در زمان ساخت ضدگلوله طرحی از سوی آقایان محمدی و مهام برای نوشتن به من پیشنهاد شد و بخاطر علاقهای که همیشه به این گروه سه نفره آقایان محمدی، مهام و آقاخانی داشتم پذیرفتم فیلمنامه نقطهسرخط را بنویسم و بعد از فیلمبرداری فیلم سینمایی ضدگلوله مشغول نگارش فیلمنامه شدم و چون همزمان با نوشتن فیلمنامه، تصویربرداری هم شروع شد، برای سریعتر شدن مرحله نگارش سعید جلالی هم به من ملحق شد.
نگارش فیلمنامه چه مدت زمان برد؟
حدود سه ماه اما همزمان با تصویربرداری، فیلمنامه هم نوشته میشد.
آقای جلالی شما کمی بعد از آقای کیایی به سریال پیوستید. آیا تا پیش از این تجربه نگارش فیلمنامه مشترک داشتید؟
بله. زمانی که تازه نگارش سریال «سه پنج دو» به اتمام رسیده بود با من تماس گرفته شد که با سریال نقطه سر خط همکاری کنم و چون دوستی و آشنایی قبلی با مصطفی کیایی داشتم، تمایل داشتم در این سریال حضور داشته باشم. من قبلا هم تجربه همکاری در نگارش فیلمنامه مشترک را داشتم بخصوص با علیرضا کاظمپور که عموما تجربههای خوبی بود و من مشکل خاصی نداشتم. در این سریال سیناپسهای چارچوب اصلی کار توسط مصطفی کیایی نوشته میشد و من دیالوگها را اضافه میکردم و به نوعی تقسیم کار خوبی بین ما شکل گرفت.
کیایی: خوشبختانه همین تقسیم کار باعث شد کمی از بار فیلمنامهای که باید همزمان با تصویربرداری نوشته میشد کم شود و این اتفاق خوبی بود.
به زمان محدود برای نگارش فیلمنامه این سریال اشاره کردید که متاسفانه چند سالی است گریبانگیر سریالهای روتین و شبانه تلویزیون شده است. آیا همین زمان محدود کارشما را تحت تاثیر قرار نمیداد یا بهنوعی باعث افت کیفیت فیلمنامه نشد؟
جلالی: شاید برای من که در سه سریال دلنوازان ، زن بابا و سه پنج دو با زمان محدود فیلمنامه را به پخش میرساندم این تجربه کمی عادی شده باشد. از نظر من در چنین شرایطی کارکردن دارای معایب و مزایایی است. از جمله مزایای آن مشخص شدن نقاط ضعف و قوت فیلمنامه همزمان با پخش سریال است که براحتی میتوان واکنشهای مردم نسبت به کار را در نگارش فیلمنامه دخیل کرد و البته از معایب آن هم میتوان به فشار حاکم بر گروه و بخصوص فیلمنامهنویسان اشاره کرد. گاهی حتی خستگی ناشی از کمخوابی و خستگیهایی از این دست باعث میشود آن طور که باید برای کار انرژی نگذاری، اما در کل من احساس میکنم اصولا سریالها یا فیلمهایی که فیلمنامه آنها همزمان با تصویربرداری و پخش نوشته میشود، کارهای بهتری هستند.
کیایی: فکر میکنم زمانی که هفت قسمت از سریال فیلمبرداری شده بود نگارش فیلمنامه همزمان با تصویربرداری شد و حتی مسیر داستان یکی دو بار به دلایل مختلف تغییر کرد اما کلیت داستان حفظ شد.
آقای کیایی شما تجربه کار در سینما و تلویزیون را دارید و بهزعم بسیاری که در این دو رسانه فعالیت میکنند تفاوتهای اساسی بین سینما و تلویزیون وجود دارد با توجه به این تفاوتها تلویزیون را برای ابراز خلاقیتهای فردی چطور ارزیابی میکنید؟
کیایی: اگر موقعیتهای داستان و قصه درست تعریف و طراحی شود نیازی نیست کارگردان یا بازیگر به زور مخاطب را بخندانند. من همیشه سعی میکنم روی فیلمنامه انرژی بگذارم و فیلمنامه درست و کامل در اختیار کارگردان قرار دهم
اصولا فیلترهای زیادی در تلویزیون وجود دارد که شاید در سینما کمتر با آن مواجه شوید و مثلا نویسنده در تلویزیون تلاش میکند فیلمنامه را از زاویه نگاه خودش بنویسد اما در طول ارزیابیهای متعدد ممکن است آنقدر یک فیلمنامه دچار تغییرات شود که در آخر فیلمنامه ماحصل تفکر و سلایق گروهی شود و شاید فقط چند درصد از تفکرات نویسنده در آن به چشم بخورد. اما با تمام این اختلاف سلایق در تلویزیون احترام به مخاطب حرف اول را میزند و قصهگویی و طراحی موقعیت مناسب کمک میکند تا فیلمنامه خوبی را به مخاطبان تلویزیون ارائه دهید.
جلالی: اگر منظور شما در ارتباط با مجموعه نقطه سر خط است در این کار با خطوط قرمز زیادی مواجه نبودیم. بعد از سالها کار در تلویزیون به هر حال قوانینی است که به عنوان نویسنده تلویزیون به آن واقف هستیم و سعی میکنیم از وارد شدن به مسائلی که مورد تایید تلویزیون نیست دوری کنیم. مثل اینکه در فیلمنامه نباید به شخص یا گروه خاصی توهین شود و مسائلی از این دست، اما تا حدودی در تلویزیون شرایط انتخاب سوژه سخت است. تعداد سوژه در زمینه آثار طنز و ملودرام کم است و موضوعات محدود است و تفاوت در سوژهها تنها تفاوت در نوع نگاه هر فیلمنامهنویس به موضوعات است و خب این موضوع کمی خلاقیت را از فیلمنامهنویس میگیرد.
فکر میکنم بیشترین سختی کار برای فیلمنامهنویسان حوزه طنز دچار شدن داستان به لودگی و هجو است. تا چه حد سعی کردید این اتفاق برای نقطه سر خط نیفتد و داستان به این سمت و سو کشیده نشود؟
جلالی: اصولا من در نگارش آثار طنز همیشه سعی میکنم طوری بنویسم که داستان به این ورطه نیفتد و متن بیشتر وابسته به طنز موقعیت باشد وهیچ وقت به دنبال این نبودم که به زور مخاطبم را وادار به خندیدن کنم. در نقطه سرخط مشکلات آدمهای قصه، مشکلات همه آدمهاست و شخصیتها از بین مردم انتخاب شدهاند. ما همه تلاش خود را کردیم تا قصه را درست تعریف کنیم.
کیایی: من فکر میکنم اگر موقعیتهای داستان و قصه درست تعریف و طراحی شود نیازی نیست کارگردان یا بازیگر به زور مخاطب را بخندانند. من همیشه سعی میکنم روی فیلمنامه انرژی بگذارم و فیلمنامه درست و کامل در اختیار کارگردان قرار دهم و اگر فیلمنامه نقطه قوت نداشته باشد، قطعا سر صحنه، بازیگر و کارگردان باید انرژی بیشتری برای برطرف کردن کاستیهای فیلمنامه صرف کنند.
کیایی شما از ابتدا با سریال همکاری داشتید. از زمان شروع فیلمنامه بازیگر خاصی را به کارگردان توصیه کردید یا در کل، در انتخاب بازیگر تا چه حد دخیل بودید؟
حقیقتا در این کار من بازیگر خاصی را به گروه پیشنهاد نکردم. مثلا من مخالف حضور آقای لولایی و صادقی در این سریال بودم. اما زمانی که این گروه از بازیگران انتخاب شدند، من سعی کردم در فیلمنامه به لحاظ شخصیتپردازی تغییراتی در این دو نقش لحاظ کنم که شبیه آثار قبلی آنها نشود و به تکرار نیفتند. در حال حاضر که سریال پخش میشود، میبینم آقای لولایی درست در جای خودش قرار گرفته و بازی خوبی را به نمایش گذاشته است و علی صادقی کمتر به سمت بازیهای قبلی خود کشیده شده و احتمالا خود سعید آقاخانی هم همین نظر را داشته است که در این سریال بازیگران متفاوتتر از سایر آثارش حضور داشته باشند.
از تجربه کار با سعید آقاخانی در مقام کارگردان بگویید.
کیایی: سعید آقاخانی یکی از بهترین دوستان من است و در زمینه طنز نقاط مشترک زیادی با هم داریم. همیشه معتقدم سعید آقاخانی یکی از بهترین بازیگران طنز است و در زمینه کارگردانی حداقل در این سریال دوست داشتم که او وقت بیشتری برای کارکردن داشت اما با همین شتاب هم کار قابل قبولی ارائه داده است و من از این همکاری لذت میبرم.
جلالی: من پیش از این سریالهای زن بابا و خوشنشینها را برای آقاخانی نوشتهام و این سومین تجربه مشترک ماست و خدا را شکر که حرف همدیگر را خوب متوجه میشویم و به لحاظ فکری با هم تفاهم خوبی داریم و همیشه از این تعامل خوب، لذت میبرم.
بهناز شیربانی - جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: