یادداشتی بر فیلم «نفرین» ساخته علی توکل‌نیا

وفاداری به ژانر وحشت

نفرین، ساخته علی توکل‌نیا یکی از فیلم‌های سینمایی است که اکنون در حال اکران است. علی توکل‌نیا پس از 2 دهه فعالیت در سینما و ساخت چند فیلم تلویزیونی، با ساخت اثری بلند در ژانر وحشت با حضور بازیگرانی چون اندیشه فولادوند، نیما شاهرخ‌‌شاهی، نیلوفر خوش‌خلق و... به عرصه سینما قدم گذاشت و نام خود را به‌عنوان کارگردانی سینمایی به ثبت رساند. توکل‌نیا در اولین گام خود به ژانری پرداخت که بسختی می‌توان فیلمی قابل‌ بحث و سرآمد در آن یافت.
کد خبر: ۴۵۸۳۹۱

طرح داستانی که با آن روبه‌رو هستیم به مکان نفرین‌شده‌ای می‌پردازد که دختری براساس یک کتاب و درگیری‌های روان‌پریشانه‌اش، اتفاقاتی را برای او رقم می‌زند. بعد از تماشای فیلم و تحلیل آن این فکر ایجاد می‌شود که بعضی چیزها در زندگی بشر، حاصل یک لحظه غفلت توصیف می‌شوند. برخی آثار هنری هم نتیجه چنین لحظه‌هایی هستند که معدودی از آنها آثار ماندگاری می‌شوند، اما فیلم‌ساختن با توجه به روند معمول تولید فیلم نمی‌تواند حاصل یک لحظه غفلت باشد. ایده اساسی می‌تواند چنین باشد، ولی نه کل روند تولید. «نفرین» از آن موارد منحصر بفرد است که گویی کل روند تولیدش، حاصل همان لحظه غفلت است. مشخص نیست کارگردان با چه تفکری این فیلم را ساخته که جدا از برخی معیارهای هنری فیلم، به این نتیجه رسیده که چنین فیلمی می‌تواند مقبول تماشاگر عام قرار بگیرد. برای درک داستان و روابط شخصیت‌های فیلم، جان تماشاگر بالا می‌آید. فیلمنامه‌نویس تعدادی شخصیت و اتفاق خلق کرده، اما گویا خود به درستی نمی‌داند تکه‌های پازل را چگونه کنار هم قرار دهد تا بتواند داستان و تصویری کامل و قابل ‌فهم ایجاد کند. یکی از بزرگ‌ترین کاستی‌ها در سینمای کنونی ما، نبود فیلمنامه‌های منسجم است که نتیجه آن شلختگی و باری به هر جهت کار کردن است. حتی اگر توکل‌نیا، در عمل برای ساختن فیلم، کوه را هم جابه‌جا کرده باشد، نتیجه‌اش می‌شود خودویرانگری.

فضاسازی فیلم کاملا رئالیست است و هیچ سنخیتی با سبک مورد نظر ندارد و اتفاقات یا شخصیت‌ها و مکان نفرین‌شده‌ای را به مخاطب القا نمی‌کند. حتی بهره‌ گرفتن از موسیقی، نور و المان‌های تصویری به قدری ضعیف و نامناسب صورت گرفته که هیچ تاثیر مثبتی در این روند ندارد؛ گویا کارگردان با آگاهی به این نکته که استفاده از برخی عوامل و نشانه‌ها ممکن است دلهره و وحشت در تماشاگر ایجاد کند، سعی کرده در همه ‌جای فیلم بسیار واضح از آنها بهره ببرد تا بتواند به ساختار ژانر وحشت وفادار بماند؛ از موسیقی، زوزه گرگ و نورهای تخت ـ که کاملا اشیا را واضح و یکدست نشان می‌دهد ـ گرفته تا المان‌هایی تصویری مثل داس و... که فقط باعث کسالت و آزار تماشاگران می‌شوند. در چنین مواقعی موردی که خودنمایی بیشتری می‌کند و به نوعی باید جور بقیه عوامل را بکشد، بازیگر است، اما متاسفانه این اتفاق هم رخ نمی‌دهد. اندیشه فولادوند بازی نسبتا قابل‌قبولی دارد، ولی راضی‌کننده و باورپذیر نیست. وی به عنوان نقش اصلی داستان ـ که از همان ابتدا به عنوان فردی با درگیری‌های درونی و روحی معرفی می‌شود ـ شخصیتی بسیار منطقی‌تر از سایر شخصیت‌های فیلم دارد. گویی آنها بیمار روحی‌اند تا او. نیما شاهرخ‌شاهی ـ فرزند پیرمردی که صاحب آن خانه نفرین‌شده است ـ با ظاهر شیک و امروزی‌اش، اصلا به عنوان یک روح خبیث سرگردان که قصد آزار افراد گمشده را دارد، تاثیرگذار نیست، بخصوص با آن خنده‌های شیطانی انتهای کار که به جای ترس و دلهره، سبب خنده می‌شود، بازی ضعیفی از خود به نمایش می‌گذارد. درباره بازی نیلوفر خوش‌خلق (مهرآذر) با آن شیوه ادای دیالوگ‌ها و شوخی‌ها و اداهای لوس چه می‌توان گفت؟ تکنیک کار هم مثل روایت فیلم، قابل‌ بحث و سوال‌برانگیز است. نوع فیلمبرداری روی دست با آن تکان‌های شدید، اصلا منطقی و صحیح به نظر نمی‌رسد؛ مثلا در نماهای مطب دکتر روانپزشک حرکت‌های مدام دوربین قابل‌ فهم نیست.

گرچه نباید از یاد برد همیشه اولین فیلم، سخت‌ترین فیلم است، اما اهالی سینما و تماشاگران توقع بالاتری از فیلمسازانی دارند که آثارشان در بعدی وسیع‌تر به نمایش گذاشته می‌شود.

مهرانگیز قهرمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها