جزئیات درگیری خونینی که 2 جوان را قربانی کرد

2 موتورسوار زیر چرخ‌های وانت

سعید، مردی که محکوم به 2 بار قصاص شده اتهام 2 فقره قتل عمدی را قبول ندارد اما نماینده دادستان تهران بر این موضوع تاکید دارد و می‌گوید کارشناسی‌ها و تحقیقات زیادی انجام شده و همگی حکایت از عمدی بودن قتل 2 موتورسوار داشته است. روشن، نماینده دادستان تهران که در جلسه محاکمه سعید در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران حاضر شده بود، می‌گوید: این پرونده سال‌هاست که در حال تحقیق و بررسی است. محتویات پرونده نشان می‌دهد سعید مرتکب قتل عمد شده‌است.
کد خبر: ۴۵۷۸۲۶

وقتی این پرونده تشکیل شد ابتدا به نظر می‌رسید که قتل 2 مرد جوان به خاطر تصادف بوده، اما وقتی شاهدان توضیحاتی دادند مشخص شد 2 مقتول با راننده یک وانت نیسان درگیر شدند و او آنها را زیر گرفته است.

تحقیقات پلیس آغاز شده بود و پلیس به دنبال راننده وانت بود که سعید خود را به ماموران معرفی کرد و گفت راننده نیسانی بوده که 2 جوان را زیر گرفته است.

با حضور سعید تحقیقات بهتر پیش رفت، سعید مدعی بود به عمد این کار را نکرده و یکباره 2 موتور سوار را زیر چرخ‌های ماشینش حس کرده است، اما شاهدان چیز دیگری می‌گفتند. آنها مدعی بودند که درگیری بین 2 موتور‌سوار و راننده نیسان قبل از تصادف اتفاق افتاد. آنها می‌خواستند حال همدیگر را بگیرند. معلوم نبود ماجرا چیست اما آنها مرتب به هم فحش می‌دادند و راننده نیسان جلوی موتورسواران می‌پیچید و آنها هم این‌کار را می‌کردند. در یکی از این دفعات راننده نیسان 2 موتورسوار را تعقیب کرد و محکم به آنها کوبید. وقتی به زمین افتادند با وانت از روی آنها رد شد.

هرچند گفته‌های شاهدان دلیلی شد تا تحقیقات بیشتری انجام شود اما تنها دلیل برای ما نبود. تقریبا همه شاهدان مدعی بودند که نیسان از روی آنها رد شده و می‌توانسته این‌کار را نکند.

ما تحقیقات بیشتری انجام دادیم و کارشناسان آمدند و اظهارنظر کردند. آنها از محل حادثه بازدید کردند، لاستیک‌ها و نوع‌ آسیب‌دیدگی مقتولان را دیدند و اعلام کردند که قتل عمدی است. بر همین اساس هم کیفرخواست صادر شد و پرونده به دادگاه کیفری رفت. در دادگاه کیفری استان تهران راننده نیسان یک‌بار محاکمه شد و کیفرخواست ما مورد تایید قرار گرفت و رای بر قصاص هم صادر شد اما حکم در دیوان عالی کشور نقض شد.

او در مورد چرایی نقض می‌گوید: ایراد به تحقیقات بود. قضات گفته بودند باید در خصوص نظر کارشناسان، تحقیقات بیشتری شود. از آنجا که جان انسان در میان است باید تحقیقات کافی انجام شود و ما بحثی در این خصوص نداشتیم.

پرونده به شعبه 74 فرستاده شد تا به عنوان شعبه هم‌عرض دوباره به پرونده رسیدگی کند.

ایراد وارده را برطرف کرده بودیم و من به عنوان نماینده دادستان تهران دوباره از کیفرخواست دفاع کردم و گفتم که از نظر دادسرا جرم متهم ثابت شده است. اما این‌که حکمی در این خصوص صادر شود، باید دادگاه تصمیم می‌گرفت.

روشن ادامه می‌دهد: به هر حال همه شواهد علیه متهم است و او اگر مدرکی دارد که ثابت می‌کند بی‌گناه است می‌تواند به دادگاه ارائه دهد.

کسی را نکشتم

سعید می‌گوید احکامی که در مورد او صادر شده، درست نیست چون او قتل عمد مرتکب نشده است.

مرد جوان در مورد روز حادثه به پرسش‌ها پاسخ می‌دهد.

با مقتولان آشنایی داشتی؟

نه، من هیچ آشنایی با آنها نداشتم. اصلا نمی‌دانستم که هستند. آنها بودند که مزاحم ما شدند.

چه اتفاقی افتاد که درگیر شدید؟

موتورسواری کنار اتوبان ایستاده بود و یک موتور دیگر می‌خواست خلاف جهت حرکت کند. من به او رسیدم و مجبور شدم که به شدت ترمز کنم. این ترمز آنها را عصبانی کرد و پشت سر من آمدند.

موتور که نمی‌تواند به ماشین برسد آنها چطور به تو رسیدند؟

نمی‌دانم چطور همدیگر را خبر کردند که یک دفعه 2 موتور شدند 10 موتور، آنها ما را تعقیب می‌کردند.

همراه نداشتی که کمکت کند و بتوانی فرار کنی؟

برادرم کنارم بود، شاید اگر او نبود این درگیری اتفاق نمی‌افتاد.

یعنی برادرت باعث درگیری شد‌؟

نه ما داشتیم با سرعت زیاد می‌رفتیم که موتورها به ما نرسند. در این هنگام برادرم شیشه را پایین کشید تا از آنها بپرسد چه می‌خواهند و چرا ما را تعقیب می‌کنند. یکدفعه یکی از آنها باچیزی به صورت برادرم کوبید. نمی‌دانم چطور این‌کار را کرد اما در یک لحظه دیدم صورت برادرم پر از خون شد. چشم و دماغش آسیب دیده بود.

تو چرا با آنها درگیر شدی؟

من با آنها درگیر نشدم، فقط به نجات برادرم فکر می‌کردم. با سرعت زیاد رانندگی می‌کردم، برای این‌که بتوانم برادرم را به بیمارستان برسانم نمی‌خواستم با آنها درگیر شوم. اما نمی‌دانم چطور شد که جلوی من پیچیدند و تصادف اتفاق افتاد.

چرا ترمز نکردی؟

ترمز کردم اما نتوانستم ماشین را کنترل کنم. من دیر متوجه شدم که جلوی ماشین کسی هست. اصلا متوجه جلو نبودم.

چطور آنها را زیر گرفتی؟

من یکدفعه دیدم که چیزی زیر ماشین است و لاستیک‌ها تکان می‌خورند. بعد متوجه شدم کسی را زیر گرفته‌ام.

تو به آنها کمک نکردی و این نشان می‌دهد که عمدی این‌کار را کردی؟

نه این حرف درست نیست. من به برادرم فکر می‌کردم ضمن این‌که اول متوجه نشدم کسی را زیر گرفتم اگر هم می‌ماندم آنها من را می‌کشتند. چون مثل دیوانه‌ها به جانمان افتاده بودند و ماشین را دنبال می‌کردند.

بعد از فرار چه کردی؟

بعد از فرار به بیمارستان رفتم و برادرم را به دست دکتر‌ها سپردم. بعد به خانه رفتم و نتوانستم تحمل کنم دوباره سوار ماشین شدم و به محل برگشتم، دیدم ماشین پلیس آنجاست. ترسیدم و فرار کردم، فهمیدم اتفاقی افتاده است.

چرا خودت را تسلیم کردی؟

وقتی به خودم مسلط شدم متوجه شدم که نباید این‌کار را می‌کردم، باید می‌ایستادم. فکر می‌کردم دیر نشده برای این‌که بتوانم بی‌گناهی‌ام را ثابت کنم خودم را به پلیس معرفی کردم.

فکر نمی‌کنی باید در محل می‌ماندی و به مقتولان کمک می‌کردی؟

من اصلا به خودم مسلط نبودم. هم ترسیده بودم و هم این‌که برادرم ضربه خورده بود و هر لحظه ممکن بود، بمیرد. هرکس جای من بود به فکر برادرش می‌بود نه کس دیگری.

تو یکبار محکوم شدی و احتمال دارد یکبار دیگر هم محکوم شوی، چرا سعی نمی‌کنی از اولیای‌دم رضایت بگیری؟

راستش من معتقدم قتل عمد انجام ندادم و این یک تصادف بوده‌است. اگر این‌کار را بکنم آنها می‌گویند خودت قبول کردی که این‌کار را کردی و آن وقت علیه من استفاده می‌کردند.

به هر حال من به آنها تسلیت می‌گویم و می‌دانم غم سنگینی دارند.

سعید باید مجازات شود

در حالی که سعید تلاش می‌کند خود را از اتهام قتل عمد تبرئه کند اولیای دم سعی دارند او را محکوم کنند و می‌گویند که سعید دروغ می‌گوید.

یکی از اولیای‌دم می‌گوید: این‌که قتل 2 جوان به دست سعید اتفاق افتاده حرف ما نیست. این را همه می‌گویند؛ از قضات گرفته تا کارشناسان و شاهدان پرونده. مگر می‌شود همه دروغ بگویند و فقط این فرد راست بگوید.

در جلسه اول گزارش کارشناسان تصادف خوانده شد و در جلسه دوم خود این کارشناسان آمدند و گفتند که بنابر دلایل علمی این قتل عمد است نه یک تصادف، آنها آثار بر جای مانده روی ماشین را دیدند. خط ترمز را چک کردند. این مرد دنده عقب گرفته و دوباره از روی بچه‌ها رد شده است.

او در مورد این‌که شاید شدت عصبانیت اجازه نداده، او درست فکر کند، می‌گوید: بله، درست است آنها عصبانی بودند، دعوا کرده بودند اما بی‌اراده نبودند، او باید اجازه می‌داد تا موتور رد شود. این جزو قوانین راهنمایی و رانندگی است. موتور در برابر ماشین مثل عابر است. ضمن این‌که ماشین نیسان بسیار قوی است، 2 موتورسوار نمی‌توانند آن را بگیرند.

این مرد ادامه می‌دهد: سعید مدعی است با سرعت 120 کیلومتر در ساعت رانندگی می‌کرده، اما فحش‌های مقتول را می‌شنید. مگر این موضوع می‌تواند صحت داشته باشد. او مدعی است شیشه پنجره ماشین بالا بوده، چطور ممکن است در چنین شرایطی صدای فحاشی را هم شنید، این غیرممکن است.

به هر حال او، 2 جوان را از بین برده و باید تاوانش را پس دهد. سعید فکر می‌کرد با انکارهایش می‌تواند از قصاص فرار کند اما مدارک علیه او کافی است و من رضایت نمی‌دهم. اولیای‌دم دیگر خودشان می‌دانند.

علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها