در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در عصری که روز به روز به تعداد رسانهها بخصوص رسانههای تصویری(تلویزیونی) که دسترسی به آنها سادهتر است، افزوده میشود، تلویزیون ما باید خود را با سلیقه مخاطب منطبق کند، چون در این رقابت رسانهای نمیتوان توقع داشت که مخاطب خود را با یک تلویزیون، سیاستها و توقعات آن تطبیق دهد.یکی از راههای جذب مخاطب برای تلویزیون ایجاد تنوع در برنامههاست. وقتی مخاطبان گروهبندی شوند و برای هر گروهی با سلیقه خاص، برنامه تولید و پخش شود، به اصطلاح رسانه از یک صدایی تبدیل به چند صدایی میشود و فقط یک بُعد و یک سری از برنامههای آن نزد مخاطب بزرگنمایی نمیشود
.سریالهای نمایشی از آثار پرطرفدار تلویزیون هستند. مردم با انگیزههای مختلف به تماشای این آثار مینشینند. برخی سریالهای کمیک دوست دارند و برخی آثاری را میپسندند که بخشی از جامعه را برای آنها به نمایش درآورد. گروهی هم سریالهای خانوادگی را میپسندند. حتی برخی از مخاطبان که رسانه ملی به آنها لقب فرهیخته داده و شبکه 4 را به آنها اختصاص داده، دوست دارند سریالهای علمی و حتی سیاسی و پیچیده را تماشا کنند.
تلویزیون زمانی میتواند همه این سلایق را راضی نگهدارد که در کنار جدول تهیه و تولید به جدول پخش هم توجه کند. شبکههای مختلف آثار متفاوت با داستانهای مختلف را در طول سال تولید میکنند. اما وقتی جدول پخش برای این شبکهها اهمیت نداشته باشد، این آثار در طول سال بنا به خالی بودن جدول پخش شبکه به روی آنتن میروند. اما اگر هر شبکهای جدول پخش مشخصی داشته باشد و ناظری وجود داشته باشد که جدول پخش همه شبکهها را بررسی کند، امکان اینکه به صورت همزمان دو سریال که مثلا موضوع آنها درباره خانوادههایی است که دچار مشکلات متعدد هستند، به روی آنتن 2 شبکه برود، بسیار کم میشود. وقتی تنوع موضوع در آثار نمایشی شبکهها وجود داشته باشد، مخاطبان هم متنوع میشوند و دیگر مثلا سیاهی و تلخی برخی از آثار به چشم نمیآید. اگر جدول پخش مدون و ناظری آگاه وجود داشته باشد، دیگر لازم نیست برای راضی نگهداشتن همه مخاطبان، برخی از گونهها و موضوعات نمایشی را حذف کرد یا آنها را نادیده گرفت. تلخیها در همه جوامع وجود دارند، تلویزیون به عنوان یک رسانه عمومی میتواند با نمایش تلخیها، مشکلات و معضلات جامعه، آنها را به مسوولان و مردم گوشزد کند و حتی برای حل آنها راهکار ارائه دهد. وقتی همه آثار به سمت کمدی و طنز حرکت کنند یا فقط بنا را بر این گذاشت که خوشیها را نشان داد، تلویزیون واقعگرایی خود و در ادامه اعتماد مخاطب را از دست میدهد. مخاطب، تلویزیون تماشا میکند تا سرگرم شود اما همه خواسته او از رسانه ملی، سرگرمی نیست. او تلویزیون تماشا میکند تا اطلاعات و آگاهی خود را هم افزایش دهد.
آثار نمایشی که مبنای کارشان دراماتیزه کردن بخشی از واقعیت است، با قصهگویی اطلاعات زیادی به عموم مخاطبان میدهند، مخاطبانی که بیشتر آنها به رسانهای دیگر به جز رادیو و تلویزیون دسترسی ندارند.
سریالهایی مانند«تاثریا» بخشی از جامعه و آدمهای آن را به نمایش میگذارند که اتفاقا نیاز به توجه و آگاهیبخشی دارند. سریال «شیدایی» هم عواقب زیادهخواهی و دروغ را به نمایش گذاشت. این موضوعات چارچوب جامعه را میسازند. آدمها با انتخابهایشان سرنوشت خود و در ادامه اطرافیان خود را طراحی میکنند. وقتی با یک سریال میتوان سَره را از ناسِره جدا کرد و به مردم نشان داد و آنها را متاثر کرد، باید از این ظرفیت رسانهای بیشترین استفاده را کرد. اما زمانی اینگونه سریالها زیرتیغ انتقاد قرار میگیرند که جدول پخش نادیده گرفته میشود و 2 سریال جدی و اجتماعی به طور همزمان به روی آنتن میرود.
اگر در زمان پخش سریالهای جدی یکی از شبکهها سریالی طنز را به روی آنتن بفرستد، مسلما گزنده بودن سریال اجتماعی و خانوادگی که ذات و اساس اینگونه آثار است، جلوه نخواهد کرد.
تلویزیون برای بقای موفق خود به تنوع برنامه نیازمند است، تنوعی که بتواند گروههای مختلف مخاطبان را راضی نگهدارد و باعث اعتراضهایی نشود که گاهی پشت برخی از آنها منطق خاصی نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: