در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رهگذران یا آنقدر جوانند که از قصه پرغصه میدان خبری ندارند، یا حکایت آن روزهای سرد و تلخ زمستانی را که به بهاری زودهنگام تبدیل شد، در وانفسای مشکلات زندگی و گذر زمان از یاد بردهاند.
اما میدان 10 دی و خیابانهای اطراف آن از جمله خیابان بهار، چهارراه نادری، چهارراه شهدا و میدان شهدا آن روزها را هیچگاه از یاد نخواهند برد؛ روزهایی که رهگذرانی از این شهر به قصد مقصدی بزرگ و دور از ذهن، اما دستیافتنی، در آنها پا نهادند.
شاید برخی از آنها به ظاهر به مقصد نرسیدند و نامشان با نام بسیاری از خیابانها و میدانهای شهر جاودانه و ماندگار شد، اما با خون خویش دیگران را به منزل مقصود رهنمون شدند.
مقصد آنها با مقصد رهگذران امروز این خیابانها، بسیار متفاوت بود. آنها آن روزها نه برای کسب و کار، که برای ایجاد یک تغییر بزرگ و شگرف جان خود را بر کف نهاده و یکدل و همصدا در آغوش خیابانها رها میشدند؛ تغییر سیاهی ظلم و استبداد رژیم شاهنشاهی به روشنایی صبح مهربان و دوستداشتنی عدالت و اخلاق و یکرنگی و تبدیل زمستان سرد و سیاه طولانی تاریخ به بهاری جاودان و ماندگار تا همیشه تاریخ این سرزمین.
میدان 10 دی مشهد، از جمله مناطقی در این شهر است که برگی از تاریخ انقلاب اسلامی و نهضت مردمی امام خمینی، در آن ورق خورده است.
درگیریهای خیابانی و کشتار خونین رژیم که در روزهای نهم و دهم دی 1357 رخ داد و حوادث تلخ و ماندگاری را در تاریخ این شهر رقم زد، باعث تغییر نام میدان سوم اسفند به 10 دی شد.
زمینه وقوع حوادث این دو روز را که در استانداری خراسان اتفاق افتاد و سپس در سراسر شهر جاری شد و طبق گفته برخی منابع، هزاران کشته و زخمی بر جای نهاد، باید در یورش نیروهای رژیم در 23 آذر 57 به بیمارستان شاهرضای مشهد جستجو کرد که نقطه شروع و عطف مبارزات مردم مشهد، به شمار میرود.
در این روز عاملان رژیم با حمله به بخش اطفال بیمارستان امامرضا(ع)، دهها نفر را مجروح کرده و چند نوزاد را کشتند.
پس از حمله چماقداران پهلوی و ماموران حکومتی به بیمارستان امام رضا، این مکان به یکی از کانونهای اصلی مبارزه و محلی برای اجتماع همه روزه مردم و ایراد سخنرانی انقلابیون تبدیل شد به طوری که بیشتر تظاهرات به آنجا خاتمه مییافت.
ضمن اینکه از این تاریخ تا پنجم دی، با پیوستن پیشگامان مبارزات مردم مشهد، یعنی آیتالله خامنهای، آیتالله واعظ طبسی، شهید هاشمینژاد، آیتالله شیرازی، آیتالله میرزاجواد آقاتهرانی و مرحوم آیتالله مروارید، به جمع مردم و اعلام تحصن توسط آنها و حمایت اقشار و طبقات مختلف مردم از این تحصن، مشهد بار دیگر مرکز توجه انقلابیون کشور قرار گرفت.
تقویم آرامآرام ورق میخورد تا به روزهای شنبه و یکشنبه، نهم و دهم دی ماه رسید؛ روزهایی که شاهد حوادث خونباری بود.
جنایتی که رژیم در روز یکشنبه دهم دی در مشهد انجام داد باعث شد تا این روز به نام یکشنبه خونین مشهد در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شود.
روز نهم دی 57، برابر با اول صفر 1399، گروههای مردمی که حالا دیگر از لاک خود بیرون آمده بودند، در منازل شیرازی، قمی و سیدکاظم مرعشی اجتماع و شعارهایی علیه رژیم سر دادند.
در این روز بازار، مغازها و تمام ادارات دولتی تعطیل بود. مقصد راهپیمایی این روز برخلاف روزهای قبل، استانداری و هدف آن، حمایت از کارکنان این سازمان بود، چراکه تحصن به صحن استانداری هم کشیده شده و کارکنان استانداری به حمایت از نهضت، دست به اعتصاب و تحصن زده بودند.
ساعاتی پس از ورود مردم به محوطه استانداری، ساواک آنجا را به محاصره خود درآورد و دیری نپایید که غرش تانکها که از قبل در آن مکان استقرار یافته بودند، آرامش فضا را برهم ریخت.
در چشم برهم زدنی، موجی از خون و آتش، فضا را فراگرفت. مردم اطراف تانکها جمع شدند و شعار میدادند: «ما به شما گل دادیم، شما به ما گلوله».
آنها حتی روی تانکها و نفربرها رفتند و شعارهایی بر ضد رژیم سردادند: «به گفته خمینی، ارتش برادر ماست»، «بزودی ای شه جلاد، سرت را میدهیم بر باد.»
مردم خشمگینی که شاهد به خون غلتیدن برادران خود بودند، نهتنها متفرق نشدند، بلکه به چند مرکز دولتی و وابسته به رژیم از جمله فروشگاه لشکر، ساختمان انجمن ایران و آمریکا، شورای فرهنگی بریتانیا، اداره آگاهی، زندان زنان، کارخانه پپسی کولا، سینما شهر فرنگ و بعضی دیگر از پایگاههای رژیم حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند. چند ساواکی هم در این میان کشته شدند.
ساواک برای تحریک سربازان، اجساد کشته شدگان روز قبل را در صبحگاه به نمایش گذارد. ساعاتی بعد ارتشیان به خیابانها ریختند و به هیچ کس رحم نکردند، حتی به سوی مردمی که برای تهیه نفت و نان در خیابانها صفهای طویلی تشکیل داده بودند هم تیرگشودند. آفتاب کمکم غروب میکرد، خیابانها سرد و ساکت و غمگین بود.
سکوتی مرگبار شهر را دربرگرفت و تنها فریاد بیصدای هزاران کشته و ناله آرام صدها مجروح بر زمین مانده، به گوش میرسید.
به دنبال حوادث این دو روز، در مشهد سه روز تعطیل عمومی اعلام شد. آیات عظام شیرازی، قمی و... ضمن صدور اعلامیههایی، جنایات رژیم در این دو روز را محکوم کردند.
این حوادث نهتنها بهزعم رژیم باعث ترس و وحشت مردم نشد، بلکه مشهد را به شهری کاملا انقلابی تبدیل کرد و شکوه و هیمنه رژیم را نزد مردم فرو ریخت.
فاطمه مرادزاده - گروه ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: