در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش از ورود به بحثهای ساختاری درباره فیلمنامه، کارگردانی، بازیها و... باید به موضوعی مهمتر درباره شب واقعه پرداخت. منظور لحن است. اما معنای این لحن چیست که مهمتر از جنبههای ساختاری و پیش از آنها نقش کلیدی و تعیینکننده دارد؟ پیش از نوشته شدن فیلمنامه، سازندگان با هم توافق کردهاند که با وجود حساسیت موضوع دفاع مقدس و البته بحث مقاومت در روزهای اولیه جنگ، با وجود ضرورت وفاداری به واقعیتها (که در اینجا به دلیل روایت زندگی دریاقلی سورانی، این ضرورت پررنگتر خودش را نشان میدهد) و رعایت قواعد و استانداردها، باید فیلمی ساخت که متعلق به امروز و الان باشد. باید فیلمی ساخت که پس از «اخراجیها» با همه قاعدهشکنیها و شوخیها و اصلیترین ویژگیاش یعنی فروش بالا برای مردم جذاب باشد و الکی شعار ندهد و بخشهای ناگفتهای از واقعیتها را به تصویر بکشد. بنابراین همانقدر که حماسهسرایی و ستایش از نقش ایثارگرانه رزمندگان و دریادلان این عرصه ضروری است، باید یادمان باشد یکی از معیارهای اساسی در عرصه فرهنگی و بخصوص سینمای دفاع مقدس، دعوت به مشارکت مردمی است که حداقل 2 نسل از آنان، جنگ را به چشم ندیدهاند و هر فیلمی با موضوع دفاع مقدس میتواند در حکم منبعی برای آنان در راستای شناختشان باشد. پس سازندگان فیلم بخوبی دانستهاند فیلمی درباره روزهای آغازین جنگ میسازند، اما فیلمشان برای مخاطب امروز است. یعنی قصه 30 سال پیش را برای مردم امروز میگویند. ممکن است پرسیده شود این ایده چقدر در کیفیت فیلم موثر است؟ زمانی بود که جنگ جریان داشت و همه به نوعی درگیر آن بودند؛ از رزمندگان خطمقدم تا مردمان پشت جبهه. در آن زمان فیلمهایی با مضامین قهرمانانه و حماسی نه فقط منطقی، که لازم بود. از آن زمان سالها میگذرد و دغدغههای دیگری غیر از جنگ به وجود آمده است. از جنگ خاطرهای به جا مانده و عدهای که گاه و بیگاه برای جلوگیری از فراموشی آن واقعیتها هر یک به شیوهای در کار بازآفرینی این خاطراتند؛ در سینما، تلویزیون، ادبیات، موسیقی، نمایش و... . در سینما این گرایش پررنگتر بوده و است و در دو سه سال اخیر علاقهمندی فیلمسازان جوان به سینمای جنگ بسیار امیدوارکننده نشان میدهد. خیلی از سینماگران امروز نیز با همان نگاهی به سراغ قصههای جنگ میروند که مثلا 2 دهه قبل میرفتند. هزار بار گفته شده که سینمای دفاع مقدس ایران نیازمند حرفهای تازه و سخنان نگفته است؛ مثلا شب واقعه سرگذشت دریاقلی سورانی، آزادمردی است که در خطرناکترین موقعیتها نقشی تأثیرگذار در جریان محاصره خرمشهر داشت. برای ایفای این نقش از حمید فرخنژاد استفاده شده که خودش آبادانی است و با زیر و بمهای فرهنگی منطقه جنوب آشناست و جالب این که کارگردان دست او را نیز کاملا در شوخیها و مطایبات باز گذاشته است. این اولین گام برای رسیدن به آن لحن مورد نظر است. سپس در شخصیتپردازی دریاقلی به این نکته توجه شده که او یکی از آدمهای معمولی این اجتماع است که به واسطه هوش سرشارش توانست موقعیتی حساس را درک کند و نقشی تاریخی در حیات سیاسی این سرزمین ایفاگر شود. پس به همان میزان که با طراحی صحنه بسیار خوب، موقعیت زندگی این شخصیت به تصویر کشیده شد، با نگارش دیالوگهای درست و البته استفاده از ظرفیتهای بازیگری فرخنژاد، اثری ساخته شد که هر بینندهای با تماشای آن حسی توام با رضایت خواهد داشت، زیرا در نگاه اول تصور میکند قهرمانان جنگ، آدمهایی معمولی از دل جامعه بودند که فقط تشخیص دادند در یک مقطع خاص باید منافع فردی و شخصی و خانوادگیشان را فدای منافع ملی و مذهبی سازند و دریاقلی چنین کرد. اما در لحظهلحظه فداکاریهای او، لحن فیلم ذرهای تغییر نمیکند (درست برخلاف اخراجیها که قهرمانش در لحظه نبرد ناگهان آدم دیگری میشود و از یک لات گردنکلفت در طرفهالعینی به یک قلندر شوریده تبدیل میگردد) و دریاقلی همان شوخطبعی و شیرینیاش را حفظ میکند. این یعنی رعایت یک لحن در مسیر انسجام ساختاری یک اثر.
اما شب واقعه گذشته از مسیر تازهای که در سینمای دفاع مقدس ایران به لحاظ لحن میگشاید، نکات بکر دیگری هم دارد. از جمله مهمترین ویژگیهای فیلم این است که آغازگر جدی جریانی است که در آن میتوان امیدوار به تکرار بازسازیهایی از این دست بود؛ گرایش به شخصیتهای مهم جنگ 8 ساله و روایت سرگذشت آنان در قالب فیلم. این جریان با ساخته شدن فیلمهایی درباره شهید برونسی سال گذشته، شهید کاوه امسال و نیز سریالی درباره زندگی و شخصیت شهید بابایی دارد وارد مراحل جدیتری میشود. وقایعنگاری جنگ، همچون یک اثر مستند نیازمند تحقیقاتی اساسی است. دیگر نمیتوان به بهانه پرداختن به شخصیت یکی از بزرگان این جریان، تخیل را آزاد گذاشت. البته خوب است اگر تخیل در مسیر عمق بخشیدن به واقعیت باشد، اما در این سالها به تجربه دیده شده تخیل تنها راه عبور از واقعیتهایی بوده که هر ایرانی مسلمانی در مقام هنرمند، متعهد به آن است.
حمید فرخنژاد در شب واقعه بازی روان و مسلطی دارد. او توانسته مرز میان لودگی و شوخطبعی را بخوبی در بازیاش رعایت کند و هرگز به دام ابتذال نیفتد. اما در کنار او نمیتوان هیچگونه توجیهی برای حضور لادن مستوفی یافت. این بازیگر خوب و بیحاشیه سینمای ایران به دلیل اینکه شخصیتش در فیلمنامه پرداخت درستی ندارد، ناتوان از اجرای شخصیتی است بیهویت که گاه در خاطره و خیال دریاقلی پدیدار میشود.
امتیاز دیگر شب واقعه وجود عواملی کارکشته و باتجربه در زمینههای فنی است. مثلا همانگونه که گفته شد، طراحی صحنه فیلم (کار عباس بلوندی) در سینمای دفاع مقدس کمنظیر است. او علاوه بر بازسازی جنوب در روزهای اولیه جنگ، در تزئین خلوتگاه دریاقلی در آن مکان عجیب، کار هنرمندانهای کرده و به روایت فیلم غنا بخشیده است.
گریم نیز تاثیر زیادی در باورپذیری آدمهای آن دوران دارد و در کنار اینها البته شهرام اسدی را داریم که کمتر از 2 دهه پس از روز واقعه بار دیگر نام خود را در جریان اصلی سینمای ایران مطرح میکند.
لیلا خراط
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: