در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اشتری میگوید: مناطق دهلران، موسیان، چنانه، ابوغریب و دشت عباس از مناطقی هستند که در آنها حضور داشتم، چرا که باید در مقابل رژیم بعث عراق از خاک، جان، مال و دین این مملکت دفاع میکردم.
خاطرم هست قبل از مجروحیتم در منطقه دهلران بر اثر حملات شیمیایی عراق، عوارض آن در بدنم ظاهر شد. در آن منطقه بوی عجیبی مثل سبزههای فصل بهار به مشام میرسید که به گفته همرزمانم نشانه بمباران شیمیایی بود.
اگر اشتباه نکنم در روز هشتم دی ماه سال 1363 بود که عراق منطقه دهلران را بمباران کرد. بر اثر اصابت ترکش اولین خمپارهای که به منطقه ما اصابت کرد انگشت اشاره و دست چپم جدا شد و به مقابل پایم افتاد. این حادثه آنقدر سریع بود که تا چند دقیقه متوجه آن نشدم.
طولی نکشید که دومین خمپاره نیز به منطقه ما برخورد کرد. بر اثر انفجار این خمپاره ترکشهای زیادی به سر، گردن، کمرو ماهیچههای پاهایم اصابت کرد و حتی تکهای از خمپاره شکمم را پاره کرد و من با چشمان خود دیدم که چگونه چربیها و قسمتی از رودهام به بیرون ریخت. لحظهای بعد دیگر چیزی متوجه نشدم و به این ترتیب پنج ماه در بیهوشی به سر میبردم و بعد از آن نیز چند وقت هوشیاری کامل نداشتم.
بیش از 25 سال از دوران هشت سال دفاع مقدس میگذرد و من به علت عوارض شیمیایی چار مشکلات تنفسی بسیاری هستم.(ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: