مقاومت، مایکل را به کشتن داد

آدام لاتر سارق سابقه‌داری است که به اتهام قتل غیرعمد مایکل هاگتون 49 ساله دستگیر و دادگاهی شده است. این پسر جوان که تا قبل از این سانحه نیز 3 بار به اتهام سرقت دستگیر شده، متهم است برای دزدیدن دوچرخه کوهستانی آقای هاگتون به ناچار با او درگیر شده، اما این حادثه سبب مرگ این مرد که پدر 3 فرزند و همسر زنی بیمار است، شده است
کد خبر: ۴۵۲۹۸۳

این اولین‌بار نبود که دوچرخه ورزشکاران یا نوجوانان را سرقت می‌کردم. ماه‌ها بود از این راه می‌توانستم بدون دردسر پول نسبتا خوبی به‌دست بیاورم و به همین خاطر هم این روش را ادامه می‌دادم. به نظرم می‌رسید که این مدل سرقت تنها راهی است که کسی در آن آسیب نمی‌بیند و درعین حال آنقدر هم بزرگ نیست که سبب دردسر شود. فکرش را هم نمی‌کردم که یک بدشانسی غیرقابل پیش‌بینی برایم در راه باشد که ناگهان زندگی‌ام را زیر و رو کند و دردسری غیرقابل جبران برایم به وجود بیاورد. من از مرگ دوچرخه‌سواری که به خاطر بی‌توجهی من جانش را از دست داد بسیار متاسفم، اما این را هم باید بگویم که هرگز نخواستم کوچک‌ترین آسیبی به او برسانم. این حادثه یک اتفاق تلخ و ناگوار بود که من پیش‌بینی‌اش را نکرده بودم. از این ‌که فرزندان مقتول بدون پدر، بزرگ می‌شوند شرمنده‌ام، اما این را باید بدانند که من هم مقصر این ماجرا نبوده‌ام.»

آدام لاتر سارق سابقه‌داری است که به اتهام قتل غیرعمد مایکل هاگتون 49 ساله دستگیر و دادگاهی شده است. این پسر جوان که تا قبل از این سانحه نیز 3 بار به اتهام سرقت دستگیر شده، متهم است برای دزدیدن دوچرخه کوهستانی آقای هاگتون به ناچار با او درگیر شده، اما این حادثه سبب مرگ این مرد که پدر 3 فرزند و همسر زنی بیمار است، شده است. اتفاقی که با مرگ دوچرخه‌سوار میانسال که کارمند بازنشسته بانک بود آدام به دردسر بزرگی افتاد و سال‌ها زندان را پیش‌رو خواهد داشت.به گزارش پلیس، وکیل متهم سعی دارد ثابت کند حادثه رخ داده نه‌تنها غیرعمد بوده بلکه به خاطر رفتار غیرمعقول مقتول رخ داده است، اما به نظر می‌رسد راه فراری برای تنها عامل حادثه وجود نداشته و او دست‌کم 20 سال حبس را پیش‌رو خواهد داشت.

سال‌ها سرقت کردم

وقتی درسم در دبیرستان تمام شد وقت آن رسیده بود که وارد بازار کار بشوم. تا آن زمان مادرم با توجه به این‌ که دانش‌آموز بودم و نمی‌توانستم با کار کردن درس‌هایم را هم بخوانم، حاضر شده بود مخارج مرا بپردازد، اما بارها به من گفته بود که پس از اتمام درسم باید از خانه‌اش خارج شوم و دنبال زندگی‌ام بروم. او زنی تنها بود که از 11 سالگی خودش مرا بزرگ کرده بود. او در یک آرایشگاه کار می‌کرد و مخارجش را به سختی تامین می‌کرد. پس حق داشت که مرا در 18 سالگی از خانه‌اش بیرون کند و از من بخواهد روی پای خودم بایستم و از پول توجیبی گرفتن از او دست بردارم.

اما مشکل اینجا بود که من نه انگیزه برای کار کردن داشتم و نه حتی حرفه‌ای بلد بودم که در آن مشغول به کار شوم. آنقدر بی‌حوصله و بی‌انگیزه بودم که هر چه فکر می‌کردم که حتی به چه کاری علاقه‌مند هستم هیچ جوابی برایش پیدا نمی‌کردم. مسلما برای پسر جوانی که مدام بیکار و بدون هدف در خیابان‌ها و پارک‌های شهر پرسه می‌زند اتفاقات خوبی نخواهد افتاد و من هم از این قاعده جدا نبودم. رفت و آمدم با خلافکاران داخل پارک‌ها سبب شد یاد بگیرم که راحت‌ترین روش برای پول درآوردن، دزدی‌های کوچک است که می‌تواند پول توجیبی‌ام را برای چند روزی تامین کند تا زمانی که طعمه دیگری سر راهم قرار بگیرد. در طول 3 سال بعد از اتمام درسم در دبیرستان ده‌ها دزدی انجام دادم که همه آنها بیش از 50 پوند پول برایم نداشتند، اما کافی بودند و می‌توانستم خرجم را دربیاورم.

وقتی سال گذشته با سرقت دوچرخه‌ای که کنار یک رستوران جا گذاشته شده بود توانستم 30 پوند پول به‌دست بیاورم با خودم فکر کردم این می‌تواند حرفه خوبی باشد. 3 بار به خاطر جیب‌زنی‌ها دستگیر شده بودم و دیگر حاضر نبودم به همان روش ادامه بدهم. سرقت دوچرخه راه خوبی بود که به راحتی به پول می‌رسیدم. پس این کار را ادامه دادم تا جایی که بالاخره به دردسر بزرگی افتادم.»

مرد زخمی در کانال رودخانه

پلیس شهر لیدز انگلستان در تماس فردی که ادعا می‌کرد بدن نیمه جان مردی را از داخل کانال رودخانه بیرون کشیده، فورا به محل اعزام شدند. گزارش درست ابلاغ شده بود، مردی که حدود 50 سال داشت، نفس نمی‌کشید و به نظر می‌‌آمد دقایق زیادی را در آب سپری کرده باشد. زخم عمیق روی سر او نشان می‌داد، قبل از افتادن داخل کانال، زخمی و به همین علت غرق شده است.

پس از انتقال بدن نیمه‌جان مایکل هاگتون که نامش از روی کارت شناسایی در جیب او کشف شد تحقیقات در مورد علت حادثه آغاز شد و چند ساعت‌ بعد پس از مرگ این مرد بر اثر شدت جراحات وارده در بیمارستان، پرونده مرگ مشکوک او تشکیل شد. تحقیقات پلیس حاکی از آن بود مرد میانسال که برای نگهداری از همسر مریض و 3 فرزندش زودتر از موعد بازنشسته شده و از خانواده‌اش نگهداری می‌کرد شب‌ها بین ساعت 6 تا 8 را در پارک نزدیک محل سکونتاش دوچرخه‌سواری می‌کرده و در یکی از این روزها قربانی حمله سارقان شده است.

پیدا نشدن دوچرخه آقای هاگتون در محل حادثه نشان‌دهنده انگیزه دزدی از درگیر شدن با این مرد بود که در نهایت با شناسایی دوچرخه در یک بازار محلی، فروشنده آن آدام لاتر شناسایی و مورد بازجویی قرار گرفت. لاتر جوان اعتراف کرد برای سرقت دوچرخه با صاحب آن درگیر شده، اما نمی‌دانسته سبب مرگ او شده است. اعترافاتی که با ثبت در پرونده مرد جوان سابقه‌دار سال‌ها زندان را برایش پیش‌رو خواهد داشت.

نباید مقاومت می‌کرد

«سرقت دوچرخه‌ها آسان‌ترین راه ممکن برای رسیدن به پول بود. مردم معمولا با تصور این ‌که کسی کاری به دوچرخه‌هایشان ندارد آنها را در مکان‌های مختلف و تنها با زنجیری نازک می‌بستند و به راحتی می‌شد آنها را سرقت کرد، اما خیلی از اوقات هم پیش می‌آمد که تا چند روز هیچ دوچرخه پارک‌شده‌ای برای سرقت نبود و آن زمان به ناچار باید سراغ افرادی می‌رفتم که در حال تفریح بودند و آنها را با زور چاقو از وسیله تفریحشان پیاده می‌کردم. شب حادثه اصلا به فکر سرقت نبودم. چون چند روز قبل با فروختن یک دوچرخه دزدی، 50 پوند پول به دست آورده بودم و برایم کافی بود، اما وقتی حدود ساعت 7 شب مردی را دیدم که به آرامی در پارک رکاب می‌زد، وسوسه شدم. این بود که تعقیبش کردم و وقتی داخل تونل زیرگذر کانال آب رسید به سمتش حمله کردم.

از او خواستم فورا از دوچرخه‌اش دور شود و آن‌را به من که چاقو در دست داشتم بسپارد، اما او مقاومت کرد. اینجا دیگر خودش مقصر بود. من هیچ قصدی برای حمله به او نداشتم، اما مقاوتش کار را خراب کرد. وقتی به من گفت که حاضر نیست تنها وسیله آرامش خود را به من بدهد بناچار به سویش حمله کردم. تنها یک ضربه کافی بود که روی زمین بیفتد و سرش با سنگی برخورد کند و من با وجود این‌ که خونریزی داشت تصور کردم بدحال نیست و بدون معطلی با برداشتن دوچرخه‌اش از محل دور شدم.اصلا فکر نمی‌کردم که تلوتلوخوران داخل آب افتاده باشد و به این خاطر جانش را از دست بدهد. وقتی دوچرخه‌اش را به قیمت 20 پوند فروختم با خودم گفتم شاید بهتر بود این کار را نمی‌کردم و تسلیم مقاومت‌های صاحب وسیله می‌شدم اما چاره‌ای نبود و من هم باید از این راه زندگی می‌کردم و اگر می‌خواستم به التماس‌های افراد گوش بدهم دیگر راهی برای پول درآوردن برایم باقی نمی‌ماند. چند هفته بعد که دستگیر شدم و ماجرای کشته شدن آقای هاگتون را فهمیدم سعی کردم ثابت کنم که او خودش در این ماجرا مقصر بوده و قبل از آن که من آسیبی به او برسانم با مقاومت در برابرم، خطر را به جان خود خریده است.

از این ‌که فرزندانش بدون پدر شده‌اند، بسیار متاسفم و حتی نمی‌توانم بگویم تا چه حد شرمنده‌ام، اما دوست دارم آنها هم بدانند در این ماجرا من تنها سارقی بودم که می‌خواست به دوچرخه ارزان‌قیمتی دست پیدا کند که پدر آنها حتی حاضر نشد به خاطر جانش هم که شده گذشت کند و دست از آن بکشد. وکیلم برایم توضیح داد که مرگ آقای هاگتون بر اثر خوردن بیش از اندازه آب و آسیب مغزی صورت گرفته است، اما واقعا نمی‌دانم سال‌ها زندانی شدن برای من که سال‌های اول جوانی‌ام است چقدر می‌تواند سبب آرامش خانواده‌اش شود. امیدوارم که فرزندان مقتول و همسر بیمارش با گذشتشان مرا از مخمصه‌ای که گرفتارش شده‌ام، نجات بدهند، چون با خودم عهد کرده‌ام که اگر این بار بخشیده شوم راه راست را انتخاب کنم و تا پایان عمر با کار درست و پول حلال زندگی‌ام را بچرخانم. مادرم از زمانی که فهمیده من به اتهام قتل بازداشت شده‌ام دیگر سراغم نیامده و این بزرگ‌ترین تنبیه برایم بوده است. آرزو می‌کنم همه چیز به شکل سابق برگردد تا بتوانم جبران کنم.»

مترجم: المیرا صدیقی

منبع: کورت نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها