ستاره‌سازی در تلویزیون

مدتی پیش در برنامه پارک ملت که با حضور مدیران شبکه‌های تلویزیونی به بهانه جشنواره جام‌جم برگزار شد بر این نکته تاکید شد که ستاره‌سازی در سیاست‌های کلان رسانه ملی جایگاهی ندارد و تلویزیون درصدد تربیت و پرورش ستاره‌ها نیست که این تفاوت رویکرد رسانه ملی نسبت به همتایان خارجی خود را نشان می‌دهد.
کد خبر: ۴۵۲۰۲۳

بدین معنی که «ستاره» به مفهوم متعارف کلمه برساخته نظام فرهنگی غرب بوده و با آن شاخص‌ها صدا و سیمای ما جایگاه ستاره‌ها نیست و در واقع ستاره‌سازی در اینجا ضرورت و کارکردی ندارد، اما واقعیت این است که در عمل این ستاره‌سازی نه لزوما به معنای غربی آن درتلویزیون ما نیز دیده می‌شود؛ از مجریان و گویندگان گرفته تا بازیگران و حتی چهره‌های سیاسی.

چه بسا این اتفاق محصول ناخواسته فعالیت‌های رسانه ملی بوده و یکی از کارکردهای اجتناب‌ناپذیر تلویزیون به عنوان یک ابررسانه محسوب شود.

دست‌کم نه ستاره‌سازی اما چهره‌سازی و معرفی چهره‌های تازه به مردم در عرصه‌های مختلف رسانه‌ای را می‌توان یکی از لوازم و کارکردهای رسانه ملی دانست.

یکی از مهم‌ترین عرصه‌های فعالیت تلویزیون که از ظرفیت ستاره‌سازی یا معرفی چهره‌های تازه برخوردار است، سریال‌های تلویزیونی هستند.

حضور یک بازیگر ناآشنا و تازه‌کار در یک سریال و مجموعه تلویزیونی قطعا بیش از سینما می‌تواند در معرفی او به مخاطب موثر باشد و این به طیف گسترده مخاطبان تلویزیون و برد رسانه‌ای آن برمی‌گردد.

بسیاری از بازیگران مشهور سینما که شاید امروز دیگر حضور چندانی در تلویزیون نداشته باشند فعالیت خود را از همکاری با تلویزیون آغاز کردند و تلویزیون نقطه عزیمت و سکوی پرش خوبی برای ارتقا و رشد حرفه‌ای آنان بود لذا یکی از کارکردهای مثبت سریال‌های تلویزیونی را فارغ از ضعیف و قوی بودن اثر باید درهمین معارفه چهره‌های تازه دانست هرچند که قابلیت‌های هنری یک اثر نمایشی در چگونگی معرفی و میزان محبوبیت و شهرت یک چهره تازه تاثیر فراوانی دارد.

به این معنی که حضور یک بازیگر جدید در یک سریال تلویزیونی لزوما به شهرت و محبوبیت او ختم نمی‌شود و چه بسیار بازیگرانی که در یک سریال حضور داشته و حتی درخشیدند و به شهرت رسیده‌اند اما بعد از مدت کوتاهی فراموش شدند یا بازیگرانی که به‌رغم سال‌ها حضور در سریال‌های تلویزیونی نتوانستند جایگاه حرفه‌ای مناسبی پیدا کنند یا بعد از نقش‌آفرینی‌های متعدد در کسوت یک نقش خاص معروف شدند.

مثلا «حمید لولایی» با بازی در نقش خشایار مستوفی بود که به شهرت رسید. برخی البته معتقدند که حضور بازیگران جوان و تازه‌کار می‌تواند سطح کیفی سریال را پایین آورده و به آن لطمه بزند.

استدلال آنها این است که سریال‌ها و تله‌فیلم‌ها عرصه‌ای برای تجربه‌اندوزی نیست و بازیگران باتجربه باید با حضور خود در این مجموعه‌ها موفقیت آن را تضمین کنند.

تاکید برحضور بازیگران ستاره در سریال یا تله‌فیلم نیز مبتنی بر همین رویکرد و منطق صورت می‌گیرد.

این در حالی است که بسیاری از همین ستاره‌های سینمایی، کار خود را از تلویزیون آغاز کردند و با دیده شدن در تلویزیون و موفقیت در آن به سینما راه یافتند.

شهاب حسینی، امین حیایی، رضا عطاران و در سطوحی دیگر بازیگران طنزی مثل جواد رضویان و رضا شفیعی‌جم و حمید لولایی و... به‌واسطه موقعیت و موفقیتی که در تلویزیون بدست آوردند پای به سینما گذاشتند.

اکثر این بازیگران موفقیت خود را در سینما مدیون تلویزیون دانسته و آن را انکار نمی‌کنند. آنها خود را ستاره‌هایی می‌دانند که از زمین تلویزیون به آسمان سینما پرتاب شدند.

واقعیت این است که تلویزیون فرصت تجربه‌اندوزی و بسترسازی برای تربیت بازیگران حرفه‌ای است که سود آن صرفا در جیب سینما نمی‌رود و خود تلویزیون نیز از برکات آن بهره‌مند می‌شود.

از سوی دیگر حضور چهره‌های جدید در ایجاد تنوع و پاسخ دادن به ذائقه‌های متنوع مخاطب نیز مفید است و از تکراری شدن آنها جلوگیری می‌کند.

برخی مواقع تلویزیون با این انتقاد از سوی مردم مواجه می‌شود که یکسری بازیگران خاص در همه سریال‌ها حضور دارند.

این حضور مکرر قطعا موجب ملال و دلزدگی مخاطب شده و شادابی و پویایی یک اثر نمایشی را کاهش می‌دهد. حضور بازیگران جدید می‌تواند سریال‌های تلویزیونی را از این تکرار نجات دهد.

در حال حاضر سریال شیدایی شبکه سوم نمونه‌ای از این سریال‌هاست که از حضور بازیگر جدیدی استفاده کرده و به معرفی او پرداخته است.

عطا عمرانی که در نقش طاها سپاهان بازی می‌کند، شخصیتی است که نقش محوری در قصه داشته و به نوعی داستان حول محور او می‌چرخد.

این البته ریسک بزرگی از سوی عسگرپور در سپردن نقش به بازیگری بود که نخستین حضور تلویزیونی خود را تجربه می‌کند و نشان از اعتماد یک کارگردان باتجربه به بازیگری کم‌تجربه است که البته محصول این اعتمادسازی موجب پشیمانی کارگردان نشده است.

این فرصت بازیگری برای عطا عمرانی البته در عین طلایی بودن بسیار هم خطرناک و ریسک‌پذیر است.

همبازی شدن با بازیگرانی مثل پرویز پورحسینی و امیر جعفری کار چندان ساده‌ای نیست و جسارت زیادی می‌خواست که ظاهرا عمرانی این جسارت را داشت.

تجربه‌های سریال‌سازی بویژه در یک دهه اخیر نشان می‌دهد که بسیاری از کارگردان‌ها از این اعتماد کردن و ریسک‌پذیری زیان نکردند و چه بسا در سرنوشت حرفه‌ای بسیاری از بازیگران هم تاثیر مثبتی گذاشتند.

سیروس‌مقدم نمونه‌ای از همین کارگردان‌هاست که با استفاده از چهره‌های ناآشنا و تازه‌کار موجب معرفی آنها به تلویزیون و سینما شد.

چهره‌سازی و ستاره‌پروری یکی از کارکردهای مهم تلویزیون است که از آن گریزی نیست.

سید رضا صائمی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها