واکاوی ریشه‌ها و دلایل یک جنایت هولناک

چگونه خشم یک مرد ‌جان 5 نفر را گرفت

هیجان دربی 71 در تابستان گذشته تنها به شکستن صندلی‌های استادیوم ختم نشد و 7 نفر در اصفهان قربانی شلیک‌های مرگبار مردی شدند که به خاطر این‌که به تیم مورد علاقه‌اش توهین شده بود، به قول خودش از حالت عادی خارج شده و هم‌محلی‌هایش را به رگبار بسته بود.
کد خبر: ۴۵۰۳۴۱

خدامراد 65 ساله زمانی جوش آورد که همسایه‌اش که از پیش نیز با او اختلاف داشت در پی شکست تیم مورد علاقه‌اش به کوچه آمد و شروع به فحاشی به تیم حریف کرد، یعنی تیمی که خدامراد طرفدار آن بود.

این دو ابتدا با هم درگیر شدند اما دعوا دقایقی بعد بدون این‌که حادثه خاصی رخ بدهد پایان یافت، اما خدامراد که همچنان در وضعیت جنون‌آمیزی به سر می‌برد به خانه رفت و سلاح خود را برداشت. در این موقع عده‌ای از شاهدان دعوای قبلی، پشت درخانه خدامراد تجمع کرده و مشغول گفت‌وگو بودند که مرد 65 ساله، انگشتش را روی ماشه فشرد و چند گلوله به سمت در شلیک کرد تا حاضران را متفرق کند.

اهالی به سمت انتهای کوچه دویدند اما خدامراد از خانه خارج شد و بی‌هدف به سمت حاضران شلیک کرد و باعث شد جوان 33‌ساله‌ای به نام یارعلی از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار بگیرد و در دم جان ببازد. جوان 37 ساله‌ای به نام نورالله که شاهد صحنه بود به سمت یارعلی دوید تا شاید بتواند به او کمک کند اما او هم هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.ماجرا به همین جا ختم نشد و اهالی محل با شنیدن سر و صدای تیراندازی از خانه‌ها بیرون آمدند و خود را به محل درگیری رساندند.

آنها در حالی بالای سر مقتولان حاضر شدند که خدامراد همچنان سلاح در دست در گوشه‌ای کمین کرده بود. او این‌بار ناگهان به‌صورت رگبار چند گلوله شلیک کرد که در این میان یک جوان 27 ساله با اصابت گلوله نقش بر زمین شد و در ادامه یک زن میانسال، یک دختر جوان و دو مرد نیز هدف شلیک‌های بی‌هدف خدامراد قرار گرفتند. خدامراد سپس در حالی که 2 نفر را کشته و 5 نفر را زخمی کرده بود پا به فرار گذاشت.خدامراد بعد از جست‌وجوهای وسیع و همه جانبه بازداشت شد و به قتل اقرار کرد.

ماموران از او یک قبضه کلاشینکف و 12 تیر فشنگ جنگی کشف کردند.خدامراد در اعترافاتش گفت:تصمیم نداشتم دست به چنین کاری بزنم و فقط برای ترساندن این افراد چند تیر به در خانه زدم اما در ادامه احساس بر من غلبه کرد و به کوچه رفتم و به‌صورت بی‌هدف به سمت حاضران شلیک کردم.

مریم رامشت، روان‌شناس

خشم یک واکنش هیجانی و طبیعی در فرد در برابر یک ناکامی یا موقعیت ناخوشایند است. وقتی فرد عصبانی می‌شود تغییرات زیادی در بدن او رخ‌می‌دهد که همراه با تغییرات روانی و فیزیکی است. تغییرات فیزیکی ناشی از خشم، شامل تپش قلب، قرمز شدن رنگ صورت، لرزش دست و عرق کردن کف دست می‌شود. اثرات روانی خشم ایجاد احساس نامطلوب در شخص و واکشن‌هایی چون اقدام به واردکردن لطمه به خود و دیگران، سرزنش دیگران، پرتاب و شکستن اشیاء و... است.

بروز خشم در سن خاصی اتفاق نمی‌افتد. خشم در وجود همه هست و حتی نوزادان هم که قادر به سخن گفتن نیستند، وقتی خشمگین می‌شوند با گریه کردن اعتراض می‌کنند، اما بروز خشم و توانایی کنترل آن در سنین مختلف متفاوت است. در دوره نوجوانی که شخص دچار نوسانات خلقی و فیزیکی شدید است، بحران هویت و حس استقلال‌طلبی وجود دارد و فرد به گروه‌های همسال گرایش پیدا کرده، کنترل خشم برای این افراد سخت‌تر می‌شود و آستانه تحمل‌شان پایین می‌آید. به همین دلیل شاهد هستیم که نزاع‌های خیابانی که در اثر خشم اتفاق می‌افتد، بیشتر در رده سنی نوجوانی و اوایل جوانی است.

قابلیت افراد در کنترل خشم بسته به عوامل جسمی و محیطی متفاوت است. افرادی که دیابتی هستند، سابقه بیش‌فعالی یا اختلالات هورمونی دارند نسبت به دیگران خشمگین‌تر می‌شوند، اما آنچه تاثیر بسیار مهمی در کنترل خشم دارد نقش عوامل محیطی است. مثلا این‌که فرد در چه خانواده‌ای رشد کرده بسیار مهم است. اگر محیط خانواده پرتنش باشد و پدر و مادر با یکدیگر، با فرزندان یا افراد دیگر مشاجره داشته باشند، الگوی پرخاشگری از خانواده به فرد انتقال پیدا می‌کند و فرد، پرخاشگر می‌شود. بعضی رفتارهای سلطه‌جویانه و کنترل‌کننده خانواده‌ها نیز احساس خشم را در فرزندان تقویت می‌کند. اگر خانواده، فرزندان را بی‌دلیل از چیزی محروم کند و حق انتخاب را از آنها بگیرد، روحیه خشم را در آنها بیشتر کرده است.

دلایل و ریشه‌های خشم را باید در خانواده و جامعه جست. خانواده‌هایی که محدودکننده هستند معمولا فرزندان خشمگینی دارند. این خانواده‌ها به آزادی‌های فردی و اجتماعی فرزندان خود احترام نمی‌گذارند و به آنها اجازه نمی‌دهند که ابراز عقیده کنند. همین احساس باعث افزایش خشم در کودکان می‌شود. حال ممکن است این کودکان، خشم خود را در خانواده و در همان زمان ابراز نکنند، اما بالاخره روزی این خشم را حتی به گونه‌ای افراطی ابراز کنند.

اما فقط خانواده‌های محدود کننده در این زمینه موثر نیستند، بلکه خانواده‌هایی هم هستند که به شیوه درست فرزندانشان را کنترل نمی‌کنند. این خانواده‌ها به جای مدیریت و تصمیم‌گیری درست درباره خواسته‌های فرزندانشان، تمامی خواسته‌های آنها را بی‌چون و چرا می‌پذیرند. این مساله باعث می‌شود که فرزندان در برابر هر عاملی که احساس کنند بازدارنده و کنترل‌کننده است واکنش‌‌های پرخاش‌جویانه نشان دهند. همچنین در خانواده‌هایی که پدر و مادر پرخاشجو هستند، مانند یک واگیر روانی این روحیه را به فرزندان خود منتقل می‌کنند. فرزندان از پدر و مادر خود یاد می‌گیرند که با اطرافیان باید با خشونت رفتار شود.

صفر خاکی، کارشناس قضایی

امروزه در بحث آسیب‌شناسی جرایم مسلحانه، مهم‌ترین سوالی که پیش می‌آید این است که این سلاح‌ها از کجا می‌آیند و چگونه در دسترس مجرمان و بزهکاران قرار می‌گیرند؟ مطابق قوانین جمهوری اسلامی، حمل سلاح غیرمجاز تا 10سال حبس به دنبال دارد. قانون مجازات قاچاق سلاح و مهمات، قانونی است که برای جلوگیری از جرایم دیگر مانند سرقت مسلحانه و قتل وضع شده و مبارزه با این جرایم جدی است و نیروی انتظامی به‌طور جدی پیگیر مبارزه برای کاهش این‌گونه جرایم است و تاکنون تلاش‌های بسیاری در این زمینه صورت‌گرفته است.

اما با وجود وضع قوانین بازدارنده و سختگیری‌هایی که درباره حمل سلاح‌‌های غیرمجاز می‌‌شود، جرایم مسلحانه همچنان ادامه دارد. سوال اینجاست که این سلاح‌‌ها از کجا می‌‌آیند؟ در پاسخ باید به چند نکته اشاره کرد: در کشورهای همسایه ایران امنیت کافی وجود ندارد. بسیاری از سلاح‌ها از طریق مرز کشورهایی چون عراق، افغانستان و پاکستان وارد می‌‌شوند. در این کشورها مردمی که از مسائل مختلف مانند بیکاری و فقر رنج می‌برند دست به قاچاق سلاح به خارج از مرزهای کشورشان می‌‌زنند و این سلاح‌‌ها به دست افراد خلافکار می‌افتد.

نکاتی که گفتم درباره سلاح‌های جنگی بود، اما نکته مهم دیگر استفاده از سلاح شکاری است، چرا که در بعضی موارد نیز افراد سوءاستفاده‌گر دست به سلاح شکاری می‌برند و به همنوعان خود صدمه می‌زنند. درباره سلاح‌های شکاری نیز احتمال استفاده غیرمجاز از این سلاح‌ها وجود دارد. البته در موارد کمی از این سلاح‌ها استفاده می‌شود و اگر قوانین مربوط به صدور اسلحه شکاری رعایت شود، مشکلی پیش نخواهد آمد.

این تفکر که فکر کنیم این فاجعه را صرفا یک اسلحه گرم به وجود آورده اشتباه است. رواج جرایم مسلحانه دلایل مختلفی دارد. نباید فراموش کنیم که تنها دسترسی به سلاح، منجر به ارتکاب سرقت یا قتل نمی‌شود. دلایل دیگری چون فقر، بیکاری، مشکلات اقتصادی و فشارهای دیگر ممکن است فردی را به طرف چنین اعمال خشنی سوق دهد. باید بررسی کرد این فرد چه شخصیتی داشته، در چه خانواده‌ای بزرگ شده، وضعیت روحی‌اش چگونه بوده، وضع زندگی‌اش چگونه بوده، آیا کار داشته، فقیر نبوده و... از سوی دیگر اگر به ریشه جرایم پرخطری چون جرایم مسلحانه نگاه کنیم به مساله ساده و مهم دوران کودکی و روند تربیتی مجرم می‌رسیم. افزایش روحیه پرخاشگری می‌تواند از دیگر دلایل رواج رفتارهای پرخطر در جامعه باشد.

کلثوم کریمی، مشاور خانواده

ممکن است برای بسیاری از ما پیش آمده باشد آنقدر عصبانی شده باشیم که به قول معروف خون جلوی چشم‌هایمان را گرفته باشد و نفهمیم چه می‌کنیم. در چنین مواقعی برایمان مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد و قادر به دیدن و فکر کردن درباره عواقب کارمان نیستیم. در این حالت ممکن است به خود یا افراد دیگر آسیب‌های جدی وارد کنیم؛ آسیب‌هایی که چیزی جز یک عمر پشیمانی به دنبال ندارد.

این اتفاق ممکن است برای هر کسی بیفتد. در چنین مواقعی همه چیز از ذهن انسان می‌رود و تنها عصبانیت می‌ماند، اما اگر ما به سلامت از این بحران گذر کنیم، زمانی که آرام شدیم خدا را شکر می‌کنیم که دست به کارهای خطرناک نزده‌ایم و از کسانی که سعی کرده‌اند ما را آرام کنند تشکر می‌کنیم. کنترل خشم یکی از مهم‌ترین راه‌های پیشگیری از وقوع جرایم خشن است.کنترل خشم شاید ساده نباشد، اما غیرممکن نیست. روان‌شناسان عقیده دارند کنترل خشم باید از طریق راهکارهای طولانی‌مدت و میان‌مدت انجام شود. در دراز‌مدت باید الگوهای رفتاری مناسب ایجاد کرد و به اشتغالزایی اهمیت داد. در میان‌مدت نیز باید افسردگی‌های اجتماعی را کاهش داد، از گسترش فیلم‌ها و بازی‌های خشونت‌بار جلوگیری و شهروندان را با حقوق شهروندی آشنا کرد.

زمانی که عصبانی می‌شویم چه بکنیم؟ اولین گام این است که بدانیم خشمگین هستیم. گاهی ما رفتارهای پرخاشجویانه را انجام می‌دهیم بی‌آن‌‌که بدانیم خشمگین هستیم. خودآگاهی اولین مرحله کنترل خشم است. بعد از آگاهی از خشم دومین مرحله که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است به تعویق انداختن عکس‌العمل است. وقتی متوجه شدیم خشمگین هستیم، باید از نشان دادن واکنش سریع بپرهیزیم. دور شدن از محیط، نفس عمیق و حتی یک لیوان آب خوردن به این موضوع کمک می‌کند، چرا که در خشم ما یک وقفه ایجاد می‌کند، عصبانیت تا حد کمی تعدیل می‌شود و به ما این فرصت را می‌دهد که به عواقب کار خود فکر کنیم و دچار جنون آنی نشویم.در این مواقع باید به خود بگوییم من الان عصبانی هستم و ممکن است رفتار خطرناکی از من سر بزند، من می‌توانم این مساله را حل کنم، لازم نیست به کسی که مرا عصبانی کرده جواب بدهم، نمی‌گذارم او بیشتر از این مرا عصبانی کند، لازم نیست همین الان واکنش نشان بدهم و خونسردی خودم را حفظ می‌کنم.اما در مواجهه با یک فرد خشمگین، مهم‌ترین کمکی که دیگران می‌توانند بکنند، این است که بعد از آن که فرد عصبانی را از محیط دور کردند به حرف‌های او گوش دهند. باید بدون این‌که حرف او را قطع کنیم به او گوش بدهیم. لازم نیست حتما او را قانع کنیم که مقصر چه کسی است. باید به او یادآور شویم اکنون عصبانی است و زمان دیگری را می‌توان به تجزیه و تحلیل و پیدا کردن مقصر اختصاص دهد. اگر خودمان او را عصبانی کرده‌ایم و تقصیر ما بوده، باید بپذیریم و عذرخواهی کنیم.

این تکنیک‌ها نیاز به تمرین دارند، اما اگر فردی با تمرین و تکرار آنها باز هم نتوانست خشم خود را کنترل کند به بیماری خشم مبتلاست. فرد نباید این مساله را شوخی بگیرد و باید برای درمانش به روان‌شناس مراجعه کند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها