در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هونتهلار پیرو موجی که در 25 سال اخیر امثال مارکوفان باستن، رود فان نیستل روی، پاتریک کلای ورت، رافایل فان درفارت و درک یومیت را از صحنه لیگ هلند و بویژه باشگاه آژاکس این کشور به فوتبال اروپا معرفی کرده، راهی سایر کشورها و لیگهای این قاره شد و هر چند در رئال مادرید و میلان ناموفق نبود، اما حجم کم استفاده از وی در این باشگاههای کلاسیک، سبب شد که او از شاکله سردرآورد. با این که وی فقط در نیمفصل دوم مسابقات سال پیش اروپا به گیلزن کرشن رفت و به این سبب وقت جا افتادن کافی در بوندس لیگا را در ابتدای کارش نیافت و بلافاصله ندرخشید، ولی او امسال همان بوده که پیراهن آبیهای گیلزن کرشن از استخدام وی میجستهاند.
در این حد فاصل هم فلیکس ماگات که هونتهلار را از آث.میلان برای شالکه خرید و جانشین او رالف رانگ نیک که فقط 7 ماه در شالکه دوام آورده و خستگی مفرط و استرس مستمر، وی را وادار به حاشیهنشینی کرد، رفتهاند و نزدیک به 3 ماه است که هموطن آشنای هونتهلار یعنی هاب استیونس از نو سکاندار شالکه شده و بعد از فترتی 9 ساله از نو این تیم را در دست گرفته و بدیهی است که همین تغییر و روش کار استیونس سهم مهمی در شکوفایی هونتهلار داشته باشد.
هونتهلار با یک روند قوی با پشتوانهای روشن به نقطه کنونی رسیده است. گلزنی برای او در بدو کارش در اردویزی (لیگ هلند) آسانترین کار بود و از این طریق در 138 بازیاش در این عرصه، مجموعا 138 گل برای تیمهای کوچک هیرن وین و بزرگ آژاکس به ثمر رساند. امکان نداشت این گلزنیهای مستمر از چشم باشگاههای بزرگتر اروپا دور بماند و اینچنین بود که وی در نیمفصل 2009 ـ 2008 جذب رئال مادرید شد تا یک رود فاننیستل روی جدید برای کهکشانیها باشد. او در 20 بازیاش در لالیگا که شماری از آنها فقط با استفاده از وی در نیمه دوم همراه بود 8 بار گلزنی کرد که با توجه به مجموع دقایقی که از وی بهرهگیری شد، آمار بدی نبود، اما تعدد مهاجمان حاذق و توقعات وحشتناکی که همیشه از بازیکنان رئال وجود دارد، پایهگذار جدایی او از جمع کهکشانیها و کوچ وی از برنابئو به سنسیرو شد و وی پیراهن آث.میلان را به تن کرد.
شباهتها
شاید این هم از دست قضا و قدر بود زیرا برند شوستر آلمانی و معروف همواره هونتهلار را با فان باستن قیاس کرده و کیفیت آنها را شبیه به هم دانسته است و هونتهلار با انتقال به سنسیرو به باشگاهی رفت که سالها قلعه فان باستن و محل درخششهای وی بود. شوستر که پیشینه هدایت رئال مادرید را هم دارد، میگوید: «شباهتهای کاری هونتهلار با فان باستن به حدی میرسد که آدمی تصور میکند هونتهلار از روی او کپیبرداری شده و عمل موسوم به «Cloning» روی او انجام پذیرفته است! نوع حرکت و دویدن هونتهلار، تکیه او روی فاکتور قدرت، شوتزنیهایش با هر دو پا و توان سرزنیاش همه چیزهایی است که هونتهلار را در مسیر فان باستن قرار میدهد.»
اما هونتهلار در جمع قرمز و سیاههای شهر میلان هم چندان ماندگارتر از رئال نبود و فقط یک فصل برای میلان توپ زد که تنها بعد از رفتن او بود که توانست به 7 سال دوریاش از اسکودتو پایان بخشد و در پایان فصل گذشته قهرمان «سری A» شود. هونتهلار همانطور که قبلا نیز نوشتیم از سن سیرو به گیلزن کرشن رفت و 14 میلیون یورویی که صرف جذب وی شد، بیشترین رقمی بوده که شالکه تاکنون برای خرید یک بازیکن پرداخته است.
سرمایهگذاری درست
اما هونتهلار ارزش این سرمایهگذاری را داشته است، زیرا در این باشگاه بسیار موفق و نویدبخش بوده و از زمان پوشیدن پیراهن شالکه بندرت عقبگردی داشته و حرکت استوارش در مسیری روبهجلو و در راه پیشرفت بوده است.
محیط گیلزن کرشن هم برای هونتهلار بسیار مطبوع بوده است. وی میگوید: «یک حسن شالکه حضور بسیار زیاد تماشاگران پرشور و هوادارانش گرداگرد مسابقات تیم است و این فقط شامل بازیهای خانگی تیم نمیشود و حتی وقتی به زمین رقبا میرویم، میبینم خیلی از هواداران ما هم به آنجا آمدهاند. من مشابه حمایت وسیع از این تیم را حتی در رئال و میلان ندیده بودم و برایم چیزی تازه و عجیب و باارزش است. وقتی اینچنین با وسعت و همیشه از شما حمایت میشود، نیرویی تازه مییابید و کارآمدتر عمل خواهید کرد.»
رفع تردیدها
شاید هم کارنامه هونتهلار در فصل گذشته رقابتهای لیگ آلمان درخشان نبوده باشد زیرا او در 24 دیداری که در این چارچوب به میدان رفت بیشتر از 8 گل نزد و حتی در یک مقطع رنجآور در هزار دقیقه متوالی گلی به ثمر نرساند اما او در راهاندازی حملات شالکه موثر بود و این که گاه در ترکیب ثابت قرار نمیگرفت و فقط در نیمه دوم به زمین گسیل میشد، نیز دلیل خوب و موجهی برای اکتفا به آمار اندگ گلزنی فوق بود.
با این حال هونته لار از هفتههای پایانی فصل گذشته تا به حال بسیار موفقتر و پرتداومتر نشان داده و تردیدهایی را که شاید پیشتر در خصوص کیفیت کارش در گیلزن کرشن به وجود آمده بود به فراموشی سپرده است. او در فینال جام حذفی آلمان که شالکه آن را 5 بر صفر از تیم دسته دومی دوییسبورگ برد، 2 بار گلزنی کرد و این جام نخستین کاپ مهم فتح شده توسط وی دور از خاک وطنش بود.
آمار هونتهلار در این فصل از آن هم بهتر شده است به طوری که بعد از ماریو گومز، ماشین گلزنی بایرنمونیخ در رده دوم جدول گلزنان بوندسلیگا نشسته است و در «لیگ اروپا» هم 3 بار دروازه رقبای شالکه را فرو ریخته است. لوئیس هولتبی یکی از جوانان لایق پرشمار شالکه میگوید: «حتی اگر سر این جوان را از بدنش قطع کنید، راه گلزنی را مییابد. ما از قبل هم میدانستیم سانتر فورواردهای هلندی در شناسایی کوچکترین فضا و شیارها در خطوط دفاعی رقبا، استادند، اما هونتهلار گاهی کارهایی میکند و در زوایایی گل میزند که حتی اسلاف نامدارتر وی در گذشته انجام نداده بودند». هورست هلد مهاجم سابق تیم ملی آلمان و مدیر داخلی فعلی شالکه نیز اظهار میدارد: «اگر کار گلزنی و پست سنتر فوروارد را مبنا بگذاریم، هونتهلار از بهترینهای دنیا در این زمینه است و اینک کمتر کسی به او میرسد.»
در یک قدمی رکورد
هونتهلار حتی در مسابقات مقدماتی یورو 2012 نیز جایی که کشورش 9 بازی از 10 مسابقه خود را برد و به طور مستقیم و با اقتدار راهی مرحله نهایی شد 12 گل برای لالههای نارنجی به ثمر رساند و با احتساب آن در 49 بازی ملیاش زننده 30 گل بوده که معدلی عالی است و فاصلهاش با رکورد گلزنی در تیم ملی هلند که در دست پاتریک کلایورت معروف و بازنشسته است، از 10 گل فراتر نمیرود. هونتهلار به واقع فقط یک گل کم داشت تا با حدنصاب گلزنی در مرحله انتخابی مسابقات «یورو» که در اختیار دیوید هیلی است، برابری یابد.
در ترکیب دلخواه فان مارویک
هونتهلار در واپسین روزهای سال 2011 و در طلیعه 2012 میگوید: «هدف من برای سال تازه تکرار و تجدید دستاوردهای اخیرم در سطوح باشگاهی و ملی است. شاید به نظر آید که شانس فراوانی برای قرار گرفتن در ترکیب ثابت کشورم در مرحله پایانی رقابتهای جام ملتهای اروپا دارم، اما این چیزی است که فقط با استمرار در گلزنی در 5 ماه باقی مانده از رقابتهای باشگاهی این فصل نصیبم خواهد شد.»
با وجود این، هیچ یک از رقبای هلند از برخورد با این تیم در مسابقات یورو 2012 که خرداد و تیر 91 در خاک اوکراین و لهستان برگزار میشود، استقبال نخواهد کرد، زیرا خط آتش هلند اضافه بر هونتهلار، کوییت و فاندرفارت را هم در بر دارد و وسلی اشنایدر هم با این که فقط یک هافبک است، ید طولایی در گلزنی دارد و این ثروت و موهبتی برای برت فان مارویک سرمربی لالههای نارنجی است که این همه مهره طراز اول در خدمت دارد و اگر جز این بود با آنان فاتح مدال نقره جام جهانی 2010 در خاک آفریقا نمیشد. اگر گلهای هونتهلار سال بعد در مرحله نهایی یورو همان قدر پرشمار و هنرمندانه باشد که گلها و نمایشهای اخیر وی بودهاند، حضور مجدد لالههای نارنجی در یک فینال بزرگ دیگر هیچ کس را متعجب نخواهد کرد.
سایت یوفا / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: