زندگی به روایت دو برادر

دو برادر؛ هر دو عاشق فیلمسازی؛ هر دو عاشق نوشتن درام‌هایی که بتوانند آنها را تصویری کنند.
کد خبر: ۴۴۶۹۰۲

برادر بزرگ‌تر حمید نام دارد و برادر کوچک‌تر، سعید. نام‌خانوادگی‌ آنها هم نعمت‌الله است.

هر دو برادر در دو ـ سه سال اخیر ثابت کرده‌اند که قرار است در سینما و تلویزیون متفاوت باشند. اما این تفاوت را در نوع نگاه و سلیقه این دو برادر هم می‌توان دید.

حمید حدود 10 سال از سعید بزرگ‌تر است، برای همین می‌توان گفت که سعید در کنار برادر بزرگ‌تر به سینما علاقه‌مند شده است ـ در فیلم بی‌پولی حمید نعمت‌الله اشاره‌ای به علاقه دو برادر به سینما می‌کند ـ سعید شاید در کنار برادر بزرگ‌تر چم و خم نوشتن برای سینما را یاد گرفته باشد، اما نوع روایت را خودش آموخته و اصلا کاری به زاویه نگاه حمید و روایت دراماتیک او نداشته است. هر کدام از برادرها راه خود را رفته‌اند.

حمید نعمت‌الله با ساخت فیلم‌های بوتیک و بی‌پولی در سینما نشان داد که به روایت واقعی از اتفاقات اعتقاد دارد.

او تلاش می‌کند واقعیت‌های جاری در زندگی را تصویری کند. این نویسنده و کارگردان در تله‌فیلم‌های «ای دوست مرا به خاطر بسپار» و «فریدون مهربان است» هم به شیوه فیلمسازی خود وفادار ماند و زمانی‌که فیلم «بی‌پولی» را ساخت، نشان داد که چقدر با نگاه ظریف و هوشمندانه‌ای پیرامون خود را وارسی می‌کند و چیز‌هایی را می‌بیند که شاید دیگر مردم بسادگی از کنار آن می‌گذرند.

در بی‌پولی دیالوگ‌های بسیار حساب‌شده وجود دارد که بیشتر آنها برای ایرج (بهرام رادان) نوشته شده است؛ دیالوگ‌هایی واقعی که به نوعی آسیب‌شناسی «بی‌پولی» هستند.

در یکی از این دیالوگ‌ها ایرج می‌گوید: پول خوشبختی نمیاره، اما بی‌پولی بدبختی میاره (نقل به مضمون)! تا قبل از بی‌پولی مردم در فیلم‌ها به دو گروه مرفه و ندار تقسیم می‌شدند اما در بی‌پولی مردمی به تصویر کشیده شدند که فقیر و ندار نبودند اما بی‌پول بودند!

در سریال وضعیت سفید که تا قبل از ماه محرم از شبکه 3 سیما پخش می‌شد، حمید نعمت‌الله روایت دراماتیک خود را کامل کرد و نشان داد که روایتش از زندگی بسیار به واقعیت نزدیک است.

او تلاش می‌کند زندگی را مقابل دوربین تصویر کند و اعتقادی به نمایشی کردن زندگی ندارد و این درست مقابل زاویه نگاه برادرش سعید است.

سعید نعمت‌الله برخلاف برادر بزرگ‌تر به نمایش اعتقاد دارد. او تمایلی به روایت واقعیت ندارد. او همه تلاش خود را می‌کند تا شخصیت‌سازی کند و برای آدم‌هایی که خلق می‌کند درام و دیالوگ بنویسد و برای آنها زندگی خلق کند.

سعید نعمت‌الله با سریال رستگاران که سیروس مقدم آن را کارگردانی کرد، به شهرت رسید. در آن‌زمان خیلی‌ها گفتند که این نویسنده می‌خواهد در شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی از مسعود کیمیایی پیروی کند و شخصیت‌هایی مانند آثار او بسازد.

نعمت‌الله از این گفته‌ها استقبال کرد و آن را برای خودش افتخاری دانست. شاید به همین دلیل در سریال «زیر هشت» زاویه نگاه خود را به کیمیایی نزدیک‌تر کرد و حتی خشونت پنهانی را که در آثار کیمیایی دیده می‌شود هم به کار خود وارد کرد و از رفاقت‌ها و خیانت‌ها گفت.

زیر هشت را سیروس مقدم با وفاداری به تلخی و خشونتی که در فیلمنامه موجود بود، ساخت و مسوولیت همه گزند‌گی آن را هم به عهده گرفت.

البته در زمان ساخت رستگاران و زیر هشت، سعید نعمت‌الله در گفت‌وگوهایی عنوان کرد که با کارگردان‌هایی کار می‌کند که به نوشته او وفادار باشند و اگر هم روزی تصمیم گرفتند که مثلا دیالوگ‌ها را تغییر دهند، حتما با او مشورت کنند تا او خودش این کار را انجام دهد.

اما وقتی محمدمهدی عسگرپور سریال جــراحت را بر اساس فیلمنامه‌ای از سعید نعمت‌الله ساخت، بسیاری از منتقدان این نکته را یادآوری کردند که سعید هم می‌تواند نگاهی لطیف‌تر و واقعی‌تر به زندگی داشته باشد.

جراحت داستانی پر فراز و نشیب داشت و از همه مهم‌تر این‌که امضای عسگرپور را هم پای خود داشت. نشانه‌هایی در این سریال بود که در کارهای دیگر عسگرپور هم می‌توان آنها را دید.

در کارهای عسگرپور از فیلم‌هایی مانند قدمگاه و اقلیما گرفته تا سریالی مانند گل‌های گرمسیری، بدی‌ها و تلخی‌ها در کنار خوبی‌ها و شیرینی‌های زندگی هستند.

آدم‌ها تک‌بُعدی نیستند و در طول قصه حالات روحی مختلف خود را نشان می‌دهند. در جراحت سکان‌ کار دست عسگرپور بود؛ شاید به همین دلیل کفه نمایش در این سریال ‌کمرنگ شد و دیالوگ‌ها و اتفاقات واقعی‌تر بودند.

حالا هم سریال«شیدایی» به نویسندگی سعید نعمت‌الله و کارگردانی عسگرپور از شبکه 3 در حال پخش است؛سریالی که با جراحت تفاوت‌های زیادی دارد و سعید نعمت‌الله را پشت بیشتر شخصیت‌ها می‌توان دید که دارد به آنها جان می‌دهد.

امیر جعفری بازیگر نقش حمید را قبلا در سریال زیر هشت دیده‌ایم؛ به همان اندازه تلخ اما در اینجا خشن‌تر و گل‌درشت‌تر.

در شیدایی می‌توان دیالوگ‌های نمایشی بیشتر شنید، دیالوگ‌هایی که علاقه‌مندان حتما آنها را در دفترچه جمع‌آوری دیالوگ‌های ماندگار یا دوست‌داشتنی ثبت می‌کنند.

تا‌ این‌جای کار قدرت نوشته نعمت‌الله بر کارگردانی عسگرپور به اصطلاح چربیده است. هر چند هنوز هم در برخی سکانس‌ها می‌توان لطافت نگاه عسگرپور را دید.مثل سکانس‌هایی که طاها که گرمی عشق را در قلب خود حس کرده است، سرخوشانه در مزرعه‌ای بزرگ با گل‌های زیبای زرد در کنار باغبان کار می‌کند...

شیدایی در ابتدای راه است. هنوز فرصت زیاد است تا نشست و این سریال را دید و فهمید آیا مردم شیدایی را لطیف و عاشقانه می‌پسندند یا زمانی این شیدایی به دلشان می‌نشیند که خشونتی پنهان آن را زخمی کرده باشد.

طاهره آشیانی - گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها