منافقین باید از عراق بروند

دو هفته قبل، عضو عالی‌رتبه و مشاور رییس مجلس اعلای اسلامی عراق به ایران آمد تا به گفته خودش دیدارهایی با مقامات ایرانی داشته باشد.
کد خبر: ۴۴۶۲۸۶

وقتی از سید محسن حکیم می‌پرسم به طور مشخص با چه کسانی دیدار داشته است،‌ از ذکر جزییات رایزنی‌هایش امتناع کرده و می‌گوید: تقریبا با همه افراد ذی‌ربط در پرونده عراق گفت‌وگو کردم.

در دفتری حوالی میدان فلسطین میزبانمان می‌شود. تازه از مشهد برگشته و آن طور که می‌گفت الان باید به عراق بازگشته باشد. وقتی می‌گویم زیارت قبول، برنامه‌ای برای سفر به قم هم دارید؟ با لبخند می‌گوید: چند روز پیش قم بودم.

این مصاحبه در شرایطی انجام می‌شود که بنابر توافق و برنامه‌های از قبل اعلام شده، دو رویداد مهم در عراق در آستانه وقوع است؛ یکی خروج نیروهای آمریکایی از عراق که پنجشنبه گذشته انجام شد و دیگری پایان ضرب‌الاجل دولت عراق به اعضای گروهک تروریستی سازمان مجاهدین خلق برای ترک این کشور.

تحقق مورد اول در دسترس‌تر است، اما درباره دومی همه امیدوارند این اتفاق بیفتد، چراکه جز رنج و آزار، کسی خاطره‌ای از آنها ندارد.

تا بیش از یک سال قبل عراق کانون اخبار و تحولات منطقه بود و روزی نبود که یکی دو خبر مهم از این کشور در صدر اخبار رسانه‌های دنیا قرار نگیرد، اما در یک سال گذشته و بخصوص در ماه‌های اخیر دیگر این گونه نیست. این به چه معناست؟ آیا مشکلات عراق رفع شده؟ یا فکر می‌کنید تحولاتی که کشورهای دیگر منطقه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، باعث به حاشیه رانده شدن اخبار مربوط به عراق شده است؟

قطعا پرونده عراق یکی از پرونده‌های پیچیده و بغرنجی است که منطقه شاهد آن بوده است. ده‌ها سال یک نظام سیاسی بسته‌ بر عراق حاکم بود و بعد از سال 2003 میلادی ما شاهد تحولات عمیق و بزرگی در عراق بودیم. تاثیر‌گذاری این اتفاق بر منطقه هم بسیار زیاد بود، چرا که عراق تاثیر زیادی بر کشورهای عربی و همچنین خاورمیانه دارد. عراق به لحاظ جمعیتی بعد از مصر دومین کشور پرجمعیت عرب است.

بی‌تردید وجود ذخایر عظیم نفتی و موقعیت سوق‌الجیشی عراق همراه عمق تاریخی و فرهنگی، وجود حرم ائمه اطهار و حتی تعدادی از سرشناسان اهل تسنن نظیر عبدالقادر گیلانی در این کشور باعث شده عراق کشور متفاوتی محسوب شود و هر گونه تغییری در آن، تاثیرات ویژه‌ای در منطقه ایجاد کند.

از طرف دیگر، تنوع و تکثری که به لحاظ قومی و نژادی و دینی در عراق وجود دارد، ‌این کشور را به کشور مهمی در جهان و همین طور در منطقه خاورمیانه تبدیل کرده است، لذا اوضاع و تحولات عراق تاثیر شگرفی در کل تحولات منطقه دارد، اما این‌که چرا اخیرا مسائل عراق کمی به حاشیه رفته،‌ طبیعی است و هر دو علتی که شما به آن اشاره داشتید ‌در این امر دخیل است.

ما امروز شاهدیم عراق روزهای پرتنش خود را طی کرده و بعد از پشت‌سر گذاشتن سه انتخابات مهم، اصطلاحا روی ریل قرار گرفته است.

دوم این‌که تحولات مهم و کلیدی که در کشورهای عربی منطقه رخ داده، باعث کمرنگ‌تر شدن اخبار سایر کشورها شده است.

تاکنون به این شکل در سطح گسترده سابقه نداشته ما شاهد باشیم مردم با استفاده از الگوی اسلامی، چنین تغییراتی را در کشورهایشان ایجاد کنند بنابراین هردو علت ذکر شده می‌تواند باعث کاهش تمرکز خبری رسانه‌ها بر موضوع عراق باشد.

پیش از آغاز مصاحبه گفتید در حال حاضر یک ثبات نسبی در عراق به وجود آمده است. می‌خواستم بپرسم در شرایط فعلی وضعیت گروه‌های مختلف عراقی اعم از قومی و مذهبی به چه شکل است؟ آیا اختلافات سابق حل و فصل شده یا مشکلات همچنان باقی است؟

روند مردم‌سالاری روندی وسیع است. در یک جامعه متکثری که در آن هم سنی و هم شیعه و هم عرب و آشوری و کرد و ترکمن حضور دارد طبیعتا تکثر آرا وجود دارد و تکثر آرا نیز به نوبه خود اختلاف آرا دارد. این اختلاف آرا مهم نیست، بلکه مهار صحیح این اختلاف عقاید مهم است.

هنر در این است که بتوان سلیقه‌های متعدد و مختلف را به میدان آورد و از ظرفیت همه آنها استفاده کرد و در راستای هدف غایی که در نظر گرفته شده، ‌بهره لازم را ببریم.

در مورد عراق هم که برای اولین بار در حال تجربه دموکراسی در تاریخ خود است، این اختلافات تا حدودی طبیعی است و ما به هیچ و جه نگران این اختلافات نیستیم چون تدارکاتی برای این موارد توسط نهادهای حقوقی، ‌سیاسی و قضایی در نظر گرفته شده و اختلافات در این چارچوب قابل حل است.

به تحولات منطقه اشاره کردید. نگاه حزب شما و همچنین سایر احزاب برجسته عراقی به این تحولات چگونه است؟

یک اجماع کلی در عراق نسبت به تحولات منطقه وجود دارد و همه از این تغییرات استقبال می‌کنیم. این تحولات بر پایه دو مبنای اساسی است. یکی مردم و دیگری اسلام. محور تغییرات و تحولات کشورهایی نظیر مصر، ‌تونس، لیبی و یمن اسلام است، لذا ما قطعا از این تحولات استقبال کرده و خود را کنار مردم این کشورها می‌دانیم. البته نسبت به حوادث سوریه توضیحاتی وجود دارد.

دقیقا می‌خواستم همین را از شما بپرسم. برخی کشورها درمورد بحرین و سوریه، ‌نگاه متفاوتی دارند. نگاه دولت و احزاب عراقی درمورد تحولات سوریه چگونه است؟

در رابطه با سوریه، ‌اجماع گروه‌های سیاسی عراق بر سر ضرورت اجرای اصلاحات ساختاری در نظام سیاسی سوریه است. این دیدگاه را حتی خود گروه‌های سوری و دولت آقای بشار اسد نسبت به وقایع سوریه دارند، اما بحث بر سر این است که با چه راهکار و مکانیسمی این اصلاحات صورت بگیرد؟ ما معتقدیم برای این که اصلاحات اساسی به شکل صحیح و مکانیسم‌های درست انجام بگیرد، به فرصت و وقت بیشتری نیاز هست تا دمشق بتواند این تغییرات را با کمترین هزینه ایجاد کند.

به هر حال سوریه سال‌های سال است که با یک ساختار بسته کشور را مدیریت می‌کرده است لذا دگردیسی در این ساختار نیازمند ابزارهای لازم برای ایجاد انعطاف مورد نظر است. در غیر این صورت یا ساختار می‌شکند یا دیگران را می‌شکند. غیر از این دو حالت رخ نخواهد داد بنابراین به نظر نمی‌رسد تحریم‌ها و تعلیق عضویت‌ها راهکار صحیحی برای خروج سوریه از بحرانی باشد که در آن وجود دارد.

چراکه سوریه هم مانند عراق از تکثر قومیتی و مذهبی برخوردار است و اعراب، کردها، دروزی‌ها، ‌مسیحی‌ها و اقلیت‌های دیگری در این کشور زندگی می‌کنند. بنابراین با در نظر گرفتن کل این شرایط باید مسائل سوریه را مورد تحلیل قرار دهیم.

می‌خواهم اشاره جزیی‌تر به این ساز و کارهایی که توصیه می‌کنید داشته باشید. به هر حال حدود 10 ماه از شروع درگیری‌ها در سوریه می‌گذرد و افرادی کشته شده‌اند. پیشنهاد شما برای پایان این وضعیت در سوریه با نکاتی که گفتید، چیست؟

بازیگرها در سوریه زیادند و فقط دولت سوریه بازیگر این عرصه نیست که ما بخواهیم موضوع را بسادگی تحلیل کنیم.

منظورتان بازیگران خارجی است؟

هم بازیگران خارجی و هم داخلی که شامل گروه‌های تندرو هستند. در سوریه این طور نیست که یک ملتی تظاهرات بکند و دولتی هم آنها را سرکوب کند. اگر این گونه بود که شرایط تحلیل مساله خیلی راحت‌تر بود. دولت سوریه اعلام کرده تاکنون 1100 پلیس و مامور امنیتی‌اش کشته شده‌اند.

سوال این است که چه کسی اینها را می‌کشد؟ ‌آیا می‌شود باور کرد که یک تظاهرات مسالمت‌آمیز انجام شود و بعد این همه کشته بر جای بماند؟ قطعا این طور نیست و گروه‌های مسلح، ‌تندرو و خلافکار نیز در بین مردم هستند که دست به چنین اقداماتی می‌زنند. باید بین تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم و رفتار این گروه‌ها و شکل برخورد دولت سوریه با این دو دسته،‌ تفکیک قائل شویم.

به هر حال مطالبات مردم که دست به اسلحه نبرده‌اند نیز به حق است، اما عملکرد گروه دیگر که دست به اقدام مسلحانه می‌زنند، سلاح قاچاق به کشور وارد کرده و باعث ناامنی در کشور می‌شوند، قابل قبول نیست چراکه تهدیدی هم برای سوریه محسوب می‌شوند و هم برای همسایگان این کشور. پس در درجه اول باید این تفکیک را قائل بشویم.

از سوی دیگر اگر برخورد دولت سوریه با مردم بیش از عرف بین‌المللی در برخورد با تجمعات مسالمت‌آمیز باشد، آن را محکوم می‌کنیم، اما هرگز از رفتار گروه‌هایی که امنیت دولت و مردم سوریه را تهدید کرده و به خطر می‌اندازند،‌ حمایتی نداریم. بازهم تاکید می‌کنم اگر چنین تفکیکی را در مورد سوریه قائل نشویم،‌ اشتباه کرده‌ایم و شاهد یک نوع ابهام در این زمینه خواهیم بود.

به نظر شما آیا نحوه برخورد دولت سوریه با معترضین بر مبنای عرف بین‌المللی بوده است؟

ما با دولت سوریه در این زمینه هم نظریم که در آغاز اعتراضات مردمی، برخوردهایی صورت گرفت که شاید نیازی به آن نبود و می‌شد بهتر و آرام‌تر با جنبش برخورد کرد، اما به مرور زمان دیدیم که دولت سوریه سطح برخوردش با تجمعات مردمی را تعدیل کرد به این شکل که چند نشست با حضور گروه‌های مختلف معترض برای مذاکره تشکیل داد و گاردش را باز کرد و اعتراضات را شنید.

البته این اقدامات قطعا کامل نیست، اما گامی بود برای این‌که یک سری اصلاحات ساختاری در قانون اساسی، ‌اداری و معیشتی صورت بگیرد. ما به دقت شرایط سوریه را زیر نظر داریم و همزمان با تمامی طرف‌های ذی‌ربط با این موضوع تماس مداوم داریم و امیدواریم که شاهد حل صحیح و درست بحران سوریه از طرق معمول آن باشیم.

این رایزنی‌ها از طرف مجلس اسلامی اعلای عراق صورت می‌گیرد یا دولت عراق؟

هر دو. البته دولت عراق چندی قبل یک ابتکار عمل جدیدی را برای حل بحران سوریه ارائه کرده است. با آقای نبیل العربی دبیرکل اتحادیه عرب نیز که به بغداد آمده بود، در این خصوص رایزنی کرد. دولت عراق سعی دارد تا هم با دولت آقای بشار اسد و هم گروه‌های مخالف گفت‌وگو داشته باشد تا یک راهکار معقول پیدا شود. البته در این خصوص بنده از افشای جزییات معذورم.

چه اشتراکاتی باعث رایزنی مجلس اعلای عراق با طرف‌های سوری شده است؟

حکیم: منافقین به دفعات مرتکب اعمال جنایتکارانه شده‌اند. آنها در جنایاتی که در دوره صدام علیه ملت عراق صورت گرفت، بویژه در انتفاضه سال 1370 مشارکت داشتند

این رایزنی‌ها جزو وظایف ذاتی کشورهای منطقه است چراکه امنیت و ژئوپلتیک منطقه تفکیک‌ناپذیر است. البته امنیت در جهان تفکیک‌ناپذیر است و امنیت دسته‌جمعی، ‌یکی از مبانی منشور سازمان ملل متحد است.

در منطقه ما این مساله بیشتر محسوس است و امنیت سوریه، ‌امنیت ماست و بالعکس و اینها هیچ یک تفکیک‌ناپذیر از دیگری نیست. بنابراین ما در مذاکره مستقیم و مستمر با طرف‌های مختلف سوری هستیم تا با کمترین هزینه این اصلاحات ساختاری را در سوریه اجرا کرده و به این طریق امنیت در سوریه را که امنیت همه ما می‌باشد، تامین کنیم.

شما از بهار گذشته نیز، شروع به رایزنی‌هایی با دولت بحرین کردید. آیا نتیجه‌ای از این رایزنی‌ها گرفتید؟ آیا راضی‌کننده بود؟

خیر. نتایج این رایزنی‌ها اصلا ما را راضی نکرد. با این حال ما همچنان در حال گفت‌وگو با دولت بحرین و همچنین رهبران معترضین هستیم، چون بحرین را موضوع خودمان می‌دانیم و این مساله هم به لحاظ امنیتی و هم ژئوپلتیکی با عراق گره خورده است.

اکثر معترضان بحرینی خواهان سرنگونی کل نظام نیستند بلکه خواستار مشروطه سلطنتی هستند و این خواسته قابل تحقق و بحق مردم بحرین است. دولتمردان بحرینی نیز بهتر است هرچه سریع‌تر این را در نظر بگیرند تا هزینه‌هایی که بر کشورشان تحمیل می‌شود، کمتر و کمتر شود.

آن موقع بحث میانجیگری مجلس اعلا بین تهران و منامه نیز مطرح بود. آیا هنوز این میانجیگری پابرجاست و ادامه دارد؟

آنچه بود میانجیگری بین دولت ایران و دولت بحرین نبود بلکه رایزنی با تمام طرف‌های ذی‌ربط با موضوع بحرین بود. بدون شک ایران یکی از محورهای مهم مساله بحرین است. 1250 کیلومتر مرز مشترک با کل منطقه دارد و دارای جایگاه مهمی در خاورمیانه است. برای همین بسیار طبیعی است که ما شاهد رایزنی با جمهوری اسلامی ایران باشیم تا به یک راه حل معقول و کم‌هزینه‌تر برای حل و فصل بحران‌های منطقه دست یابیم.

پیش‌بینی‌تان نسبت به روند تحولات بحرین چیست؟

تشکیل کمیته حقیقت‌یاب حوادث بحرین و اعلام گزارش آن اگرچه کافی نیست، اما یک گام بسیار مهم بود و دست روی یک سری مسائل مهم گذاشت. امیدواریم دولت بحرین نتایج کمیته تحقیق را مورد توجه قرار بدهد. هیچ کس خواهان دخالت در امور داخلی هیچ کشوری نیست، اما از سوی دیگر این حق مردم است که بتوانند آزادانه رای و نظر خود را بیان کنند.

خواسته مردم بحرین نیز این است که هر کس یک رای داشته باشد. این طور نباشد که در هر حوزه‌ای هر پنج هزار نفر یک فرد را انتخاب کنند و در حوزه‌ای دیگر، ‌هر هزار نفر. مبارزان بحرینی خواهان این هستند هر نفر یک رای، مبنای فعالیت سیاسی در کشورشان قرار بگیرد. امیدواریم که به زودی این مطالبه مردم برآورده شود.

شما در صحبت‌هایتان به حضور بازیگران خارجی در سوریه اشاره کردید. این بازیگران خارجی در بحرین هم حضور دارند. در پاسخ به این تشابه، چه توضیحی دارید؟

اولا این مساله در بحرین به اندازه سوریه مشاهده نمی‌شود. ضمن این که جایگاه سوریه متفاوت‌تر است. سوریه خط مقدم مقاومت است لذا حساسیت‌ها نسبت به سوریه و جایگاهش در منطقه بیش از دیگر کشورهاست و در این باره هیچ جای شکی وجود ندارد.

با این اوصاف پیش‌بینی شما از روند تحولات سوریه چیست؟

ما همه تلاش می‌کنیم آنچه صلاح ملت،‌ دولت و منطقه است انجام شود. در واقع همه متفق‌القول هستیم که باید اصلاحات زیرساختی سیاسی،‌ اداری، ‌قانونی و معیشتی در این کشور صورت بگیرد. دولتمردان سوریه کاملا متوجه این موضوع هستند و آمادگی اجرای اصلاحات در یک جدول زمانی خاص را دارد.

اعضای گروهک تروریستی منافقین تا پایان سال میلادی یعنی کمتر از یک ماه دیگر از طرف دولت عراق فرصت دارند خاک عراق را ترک کنند. آیا می‌توان امیدوار بود تا چند هفته دیگر شاهد تخلیه این اردوگاه از اعضای منافقین باشیم؟

نکته‌ای که در ابتدا باید عرض کنم آن که اصل حضور سازمان تروریستی منافقین در عراق، هم طبق قانون اساسی عراق و هم قوانین جهانی یک جرم بین‌المللی است. قطعنامه‌های شورای امنیت بخصوص آنهایی که بعد از حادثه 11 سپتامبر نظیر 1368 و 1373 به تصویب رسید،‌ بر این نکته تاکید دارد که هر گونه حمایت مالی، لجستیکی، ‌تسلیحاتی و اعطای جا و مکان به این نوع گروه‌ها نه‌تنها ممنوع بلکه جرم است.

این قطعنامه نیز براساس بند هفتم منشور سازمان ملل به تایید رسید. سال 2003 و زمانی که مرحوم حکیم رئیس شورای حکومتی عراق بود، مصوبه‌ای شورای حکومتی داشت مبنی بر اخراج اعضای این گروهک از عراق، ‌پلمپ دفاترش و مصادره اموال منقول و غیرمنقول آنها.

همچنین اعلام شد هر شهروند عراقی اگر شکایتی علیه عناصر این سازمان دارد می‌تواند در دادگاه‌های صالحه عراق مطرح کند، اما این مصوبه با دخالت آمریکایی‌ها محقق نشد و بعدها در دولت آقای جعفری و آقای مالکی باز طرح‌هایی مبنی بر اخراج منافقین مصوب شد، اما بازهم متاسفانه با دخالت نیروهای غربی این هدف محقق نشد.

اکنون نیز با تاخیر قرار است اعضای سازمان تروریستی منافقین از عراق اخراج شوند. هیچ سندی در وزارت کشور عراق وجود ندارد که حضور آنها در عراق را مشروعیت بخشد. هر تبعه خارجی که بخواهد در کشوری بماند یا باید ویزا داشته باشد یا اجازه اقامت یا پناهندگی سیاسی و اجتماعی، اما ما هیچ سندی دال بر قانونی بودن حضور منافقین در عراق که نداریم هیچ،‌ بلکه اتفاقا برعکسش موجود است. یعنی طبق تمام اسناد بین‌المللی، ‌حضور آنان در عراق غیرقانونی است.

کمیساریای عالی پناهندگان نامه‌ای به اعضای این سازمان می‌نویسد که آیا شما تمایلی دارید به عنوان پناهنده در عراق بمانید که پاسخ منفی می‌دهند.

می‌بینید که این افراد نه پناهنده‌اند و ‌نه ویزا دارند. خب سوال اینجاست که بر چه اساسی در عراق حضور دارند؟ منافقین ادعا می‌کنند که ما یک حقی داریم که کسب شده است! این چه حقی است که آنها دارند؟ مثل این می‌ماند که کسی بدون اجازه و ظالمانه وارد خانه‌ای بشود؛ 30 سال هم که بگذرد این تصرف عدوانی است و هیچ حقی برای طرف برای ادامه حضور به وجود نمی‌آورد.

مورد دیگر این‌که منافقین به دفعات و کرارا قوانین عراق را زیرپا گذاشته و نقض کرده‌اند. عراق رسما به آنها ابلاغ کرده بود تا تعیین تکلیفشان، حق فعالیت سیاسی ندارند، نباید با گروه‌های سیاسی داخل و خارج عراق ارتباط‌گیری کنند و‌ نباید تبلیغات داشته باشند، اما می‌بینیم که نه‌تنها این‌گونه نیست بلکه اعضای سازمان منافقین هر روز در حال نقض این قوانین هستند؛ آنها فعالیت سیاسی دارند،‌ سایت‌ها و شبکه ماهواره‌ای‌شان فعال است و علاوه بر آن نسبت به گروه‌های مختلف عراقی تجسس می‌کنند.

مجموعه این دلایل کافی است تا ثابت کند منافقین باید عراق را ترک کنند و همین الان هم دیر شده است. آنها مدتهاست که حضورشان در عراق غیرقانونی و مخرب است.

از جنایت‌های اعضای گروهک تروریستی در داخل عراق بگویید.

آنها به دفعات مرتکب اعمال جنایتکارانه شده‌اند. منافقین در جنایاتی که در دوره صدام علیه ملت عراق صورت گرفت، بویژه در انتفاضه سال 1370 مشارکت داشتند. هم اکنون نیز ده‌ها شکایت علیه منافقین در دادگاه‌های عراق وجود دارد، بنابراین هیچ‌گونه توجیه و منطقی برای ادامه حضور آنها در عراق وجود ندارد و باید هرچه زودتر خاک عراق را ترک کنند. این تکلیفی است که حتی بر اساس قوانین بین‌المللی نیز بر عهده دولت عراق می‌باشد.

بنابر توضیحات شما، ضرورت ترک خاک عراق توسط منافقین کاملا احساس می‌شود. با این حال من پاسخ سوال قبلی‌ام را نگرفتم که آیا شما امیدوار هستید منافقین تا پایان سال میلادی کشورتان را ترک کنند؟

حکیم: آیا می‌شود باور کرد یک تظاهرات مسالمت‌آمیز در سوریه انجام شود و بعد این همه کشته بر جای بماند؟ قطعا این طور نیست و دست‌های مشکوک گروه‌های وابسته در کار است که دست به‌چنین اقداماتی می‌زنند. باید بین تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم و رفتار این گروه‌ها تفکیک قائل شویم

بله امیدواریم. دولت عراق اقداماتی را برای پایان بخشیدن به حضور اعضای این گروهک تروریستی در عراق انجام داده است. در سال 2003 وقتی صدام سقوط کرد حدود3900 نفر از اعضای این گروهک در عراق حضور داشتند.

نزدیک 600 نفر از آنها همان موقع به خاطر عفو عمومی که رهبر معظم ایران اعلام کرد به ایران بازگشتند. این افراد نیز بر اساس اظهاراتشان به سازمان‌های صلیب‌سرخ و حقوق بشری از این‌که به ایران بازگشتند، ابراز رضایت کردند. الان هم بیش از یک سوم اعضای باقیمانده که در حال حاضر حدود 3300 نفر هستند ابراز تمایل کرده‌اند به ایران بازگردند.

912 نفر از آنها دارای اقامت و تابعیت در 12 کشور اروپایی هستند و دولت عراق در حال حاضر مشغول مذاکره با این کشورهاست تا شرایط بازگشتشان به آن کشورها را فراهم آورد.

کمیساریای عالی پناهندگان، کمیته صلیب سرخ، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و خود آمریکا نیز باید برای مابقی افرادی که مایل به بازگشت به ایران نیستند، فکری بکند.

بحث‌هایی مطرح بود که این افراد را در زلاندنو و شیلی جای بدهند، اما این کشورها حاضر نشدند آنها را بپذیرند چرا که منافقین یک سازمان تروریستی است و هیچ کشوری حاضر نیست تروریست‌ها را در کشور خود جای دهد.

چندی قبل بحث‌هایی مبنی بر جابه‌جایی اردوگاه اشرف در داخل خود عراق مطرح بود که البته با مخالفت ایران مواجه شد. نگاه دولت عراق به این مساله چگونه بود؟

بله چنین طرحی مطرح شد، اما نکته جالب این‌که هیچ یک از استان‌های عراق حاضر نشدند آنها را بپذیرد. یعنی شوراهای استان‌های عراق با جابجایی مکان این سازمان و اعضای تروریستش مخالفت کردند. به هر ترتیب این ضرب‌الاجلی که عراق به آنها داده حتما باید اجرا شود.

البته فشارهایی بر دولت عراق وارد می‌شود که ضرب‌الاجل داده شده توسط دولت عراق، ‌برای مدت شش ماه دیگر تمدید شود، اما تاکنون دولت آقای مالکی نسبت به این موضوع مقاومت کرده و ما امیدواریم که تا آخر نیز مقاومت کند.

در حال حاضر هم خیلی از اعضای خانواده‌های منافقین با آنها در ارتباطند و فقط حدود 70 نفر در فهرست سیاه ایران قرار دارند و بقیه آنها می‌توانند از عفو عمومی ایران استفاده کرده و به کشورتان برگردند.

ظاهرا سران این گروهک، رایزنی‌های گسترده‌ای را با اتحادیه اروپا آغاز کرده‌اند و برخی از اخبار هم حاکی از موفق بودن نسبی این رایزنی‌هاست. فکر می‌کنید این رایزنی‌ها بازهم نتیجه بدهد؟

منافقین توانسته‌اند طی سه سال گذشته به خاطر رایزنی‌هایی که با برخی کشورهای اروپایی داشته‌اند، ‌اسمشان را از فهرست گروهک‌های تروریستی این کشورها خارج کنند. به همین خاطر این کشورها می‌توانند به منافقین اجازه اقامت بدهند.

به هر ترتیب وظیفه عراق نیست به آنها جا و مکان بدهد و این وظیفه کشورهای مدعی حقوق بشر و حامیان این گروهک تروریستی است. ملت عراق دیگر توان پذیرش ادامه حضور اعضای این سازمان را در خاک مقدس عراق ندارد و آنها باید هرچه زودتر عراق را ترک کنند.

خود شما تا حالا از نزدیک اردوگاه اشرف را دیده‌اید؟ البته می‌دانم به کسی اجازه نمی‌دهند داخل اردوگاه شود و منظورم حضور در اطرافش است.

خیر. من شخصا آنجا حضور نداشته‌ام. البته این را بگویم که زمین‌هایی که آنها گرفته‌اند متعلق به مردم عراق است. منافقین در ابتدا حدود 50 کیلومتر‌‌ (‌20 در 25)‌ از اراضی را به عنوان مقر خودشان گرفته بودند. با شکایت مردم و حکم دادگاه بخشی از این اراضی را تحویل مردم دادند و در حال حاضر 20 کیلومتر مربع از خاک عراق را تصرف کرده‌اند و تجهیزاتی نظیر تصفیه آب، نیروگاه برق و کارخانه برای خودشان دارند و خلاصه یک شهرک کامل برای خودشان درست کرده‌اند.

الان نیز در دادگاه‌های عراق، شکایت‌های زیادی از مردم به خاطر تصرف عدوانی منافقین در جریان است و این علاوه بر شکایت‌هایی است که درباره جنایات آنها مطرح است. شاید جالب باشد بدانید در دادگاه‌های آمریکا نیز 12 پرونده شکایت از اعضای سازمان تروریستی منافقین مطرح است.

نیروهای آمریکایی در حال ترک عراق هستند. امنیت عراق که با وجود آمریکایی‌ها تعریف چندانی نداشت. فکر می‌کنید بعد ازاین به چه صورت بشود؟

معتقدم خروج 160 هزار نیروی نظامی آمریکا هیچ تاثیری در ایجاد ناامنی در عراق نخواهد داشت. با وجود آنها نیز ما شاهد ناامنی و بی‌ثباتی در عراق بودیم. به همین خاطر هم خود عراقی‌ها و هم خود آمریکایی‌ها براین باورند که خروج نیروهای نظامی آمریکا هیچ تاثیری در بروز ناامنی بیشتر در عراق ندارد.

امروزه عراق دارای زبده ترین نیروهای امنیتی و مبارزه با تروریسم است. جمعیت عراق 33 میلیون نفر است، اما تعداد نیروهای امنیتی اسلحه به دست عراق یک میلیون نفر است که در طول سالیان گذشته، آموزش دیده و مهارت‌های مقابله با بروز ناامنی‌های داخلی را یافته‌اند.

البته خب قطعا انتقال از یک وضعیت به یک وضعیت دیگر،‌ آثاری دارد و ما این عوارض را احتمالا در مدت سه تا چهار ماه شاهد خواهیم بود، اما ا ین به آن معنی نیست که نگران خروج نیروهای آمریکایی باشیم.

آیا عراق برنامه‌ای درخصوص همکاری‌های منطقه‌ای برای تامین امنیتش بعد از خروج آمریکایی‌ها دارد؟

بله،‌ قطعا همین طور است و یکی از برنامه‌های مهم عراق همین است و در حال حاضر نیز گفت‌وگوهای بسیار مفصلی را با کشورهای همسایه‌اش آغاز کرده است تا تمهیدات لازم را برای خروج نیروهای خارجی داشته باشد. البته بعد از سرنگونی صدام، بر اساس طرح همزیستی مسالمت‌آمیز، احترام متقابل، عدم دخالت در امور داخلی کشورها،‌ حسن همجواری، حل مشکلات معوقه سابق، یک رابطه دوستانه‌ای بین عراق و همسایگانش ایجاد شده است و بغداد توانسته گام‌های موثری در این خصوص بردارد. البته هنوز برخی پرونده‌ها نظیر کویت معطل است و لاینحل مانده است، اما امیدواریم با عقلانیت سیاسی و مدیریتی که در عراق وجود دارد، حل و فصل شوند.

اخیرا عملیات انتحاری زیادی علیه زائران ایرانی در عراق صورت گرفته است. در واقع نحوه حملات تغییر کرده و کاروان‌های ایرانی در کنار جاده‌ها مورد حمله قرار می‌گیرند. عراق چه برنامه‌ای برای مبارزه با این نوع عملیات تروریستی و حفاظت از جان اتباع ایرانی دارد؟

اولا باید بدانیم که دو ملت ایران و عراق با توجه به مشترکات مذهبی و دینی، جغرافیایی و ژئوپلیتیک، رابطه‌ای ناگسستنی و دیالکتیک با یکدیگر دارند. خیلی‌ها مایل نیستند این ارتباط به این شکل باقی بماند چرا که رابطه، قدرت منطقه‌ای بسیاری را برای تهران و بغداد و ملت‌هایشان فراهم می‌کند. سال گذشته بیش از یک میلیون و 200 هزار زائر ایرانی به عراق آمدند و نصف همین مقدار هم زائر عراقی به ایران رفت. هرچند این نوع سفرها باید بیش از اینها باشد، اما در کل مشترکات مذهبی، ظرفیت بسیار بالایی بین دو کشور ایجاد کرده است. وجود 1336کیلومتر مرز مشترک نیز ظرفیتهای دیگری ایجاد کرده است.

متاسفانه برخی که از این همکاری متضرر هستند، تلاش زیادی می‌کنند که تاثیر این مشترکات کمرنگ شده و بین دو کشور،‌ گسل ایجاد شود. با این حال 150 پروتکل و معاهده بین دو کشور داریم و شاید هیچ هفته‌ای نشود که مسوولان یکی از 2 کشور، ‌مهمان دیگری نشود.

این ارتباطات روز افزون است. دشمنان سعی می‌کنند که این روابط را از بین ببرند لذا دست به اقداماتی از این نوع می‌زنند، اما باید بدانند همان‌طور که تاکنون موفق نبوده‌اند، ‌بعد از این هم موفق نخواهند شد و نمی‌توانند هیچ شکافی بین دو کشور برادر و دوست ایجاد کنند.

بدون تردید زیارت امام حسین(ع) نیز یکی از ارزش‌ها و باورها و مقدساتی است که در شیعیان وجود دارد. آنها حاضرند نه تنها مال که حتی جان خود را در راه زیارت امام حسین(ع)‌ از دست بدهند.

در تاریخ آمده که در زمان‌های گذشته، هر کسی که به زیارت اباعبدالله می‌رفت،‌ دستش را قطع می‌کردند، اگر باز هم می‌رفت آن یکی دستش را قطع می‌کردند و همین‌طور پایش را اگر که باز به کربلا می‌رفت.

با این حال بودند افرادی که نه دست برایشان ماند نه پا. همان‌طور که آن موقع با قطع دست و پا نتوانستند عشق به اهل بیت را در دل مردم بکشند، الان هم نمی‌توانند با بمبگذاری و عملیات انتحاری،‌ خللی در اراده و عشق مردم به امام حسین(‌ع) ایجاد کنند.

خب این درست، ‌اما این دلیل نمی‌شود که حفظ امنیت و جان زائران را دست‌کم گرفت.

قطعا همین‌طور است و به خاطر همین دولت عراق تاکنون تمهیدات خوبی را برای حفاظت از جان زائران ایرانی مهیا کرده است.

همین گفته شما درباره تغییر نوع عملیات تروریستی که به بمب‌گذاری در مسیر کاروان‌ها کشیده شده،‌ نشان‌دهنده پیشرفتی است که ما در اجرای برنامه‌های امنیتی داریم.

تروریست‌ها قبلا به داخل حرم می‌رفتند و بمبگذاری می‌کردند، اما الان دیگر نمی‌توانند و به همین خاطر در جاده‌ها و نقاط دوردست این کار را می‌کنند که البته در این منظور هم در مواردی موفق شده‌اند.

اطلاع دارید که مقامات عراقی، برنامه‌ای برای مقابله با ا ین نوع عملیات دارند یا نه؟

بله؛ تیم‌های ویژه‌ای هم در وزارت کشور عراق و هم در دفتر فرماندهی کل قوا تشکیل شده و اعضایش به طور مستمر در حال ارائه گزارش اقدامات مناسب انجام شده در این زمینه هستند بنابراین در پاسخ به سوال شما باید بگویم که دولت اقدامات محافظتی بیشتری را برای حفظ جان زائران تدارک دیده است.

در پایان اگر صحبتی با مردم ایران به عنوان مهمانی از عراق دارید، بگویید.

مایلم خطاب به ملت عزیز و شهیدپرور ایران بگویم. عراق شرایط سختی را پشت سر گذاشت، اما شرایط عراق به رغم مشکلاتی که وجود داشته، روبه پیشرفت است.

مردم ایران بدانند که عراق کشور دوست و همسایه مردم ایران است و ان‌شاءالله از این به بعد هیچ گاه اقدامات غیردوستانه علیه ملت و دولت ایران نخواهد داشت و دو ملت و دو کشور با بهترین ارتباطات ممکن، می‌توانند‌ آینده درخشان و امیدوار کننده‌ای برای هر دو ملت و کل منطقه به ارمغان بیاورند و نقش موثری را در روند تحولات منطقه داشته باشند.

مریم جمشیدی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها