چهره‌ها و حادثه‌ها

برای مادرم دوبار گریه کردم

سال گذشته بود که محسن محمدسیفی، با عملکردی بسیار عالی چهارمین طلای کاروان ایران در بازی‌های آسیایی گوانگجو را به دست آورد و در کسب عنوان چهارمی ایران در شانزدهمین دوره بازی‌ها نقش اساسی ایفا کرد. ووشوکار جوان تیم ملی با این مدال، تصویری از خود روی سکوی بازی‌ها به ارمغان گذاشت که به این زودی‌ها از ذهن پاک نمی‌شود.
کد خبر: ۴۴۶۱۱۸

اشک‌های سیفی روی سکوی قهرمانی بازی‌های آسیایی خیلی‌ها را به گریه انداخت، اما بسیاری از آنهایی که همراه این ورزشکار کشورمان اشک ریختند، نمی‌دانستند که او چرا می‌گرید؟ بعد از یک سال با سیفی درباره اشک هایش حرف می‌زنیم؛ اشک‌هایی که خاطره تلخی را به یادش می‌آورد: «وقتی به بازی‌های آسیایی گوانگجو رفتم، یک سال بود که پدرم را از دست داده بودم. مادرم بسیار غصه می‌خورد. وقتی طلا گرفتم، می‌دانستم که چقدر توانسته‌ام مادرم را خوشحال کنم. به همین خاطر چون مطمئن بودم، مادرم پای تلویزیون نگاهم می‌کند، ناخودآگاه گریه می‌کردم. وقتی برگشتم تا چند روز از خوشحالی مادرم خوشحال بودم تا این‌که بیماری‌اش به سراغش آمد و من در فاصله یک ماه و نیم بعد از بازی‌های آسیایی مادرم را از دست دادم. هنوز وقتی به ضربه‌ای که خوردم، فکر می‌کنم، بدنم می‌لرزد. در عرض یک سال هم پدر و هم مادرم را از دست دادم. نمی‌دانستم باید چطور ادامه می‌دادم.»

سیفی درباره روزهای بعد از فوت مادر حرف‌های جالبی دارد: آنقدر افسرده شده بودم که تصمیم گرفتم ووشو را کنار بگذارم. مدتی بعد از بازی‌های آسیایی باید در رقابت‌های جهانی شرکت می‌کردیم. من نمی‌خواستم در این رقابت‌ها حاضر شوم. بالاخره با اصرار مسوولان فدراسیون و دوستانم راضی شدم که در اردوها شرکت کنم و تمریناتم را از سر بگیرم.

با شروع تمرینات، دوباره از نظر بدنی آماده شدم تا این‌که در تیم اعزامی قرار گرفتم. با این شرایط دوباره به چین رفتم، چند ماه قبل در همین کشور مدال طلا گرفتم. وقتی با نشان طلا روی سکو ایستادم، دوباره گریه‌ام گرفت. دفعه قبل اشک می‌ریختم چون می‌دانستم که مادرم هست و مسابقه‌ام را می‌بیند. این بار گریه می‌کردم چون می‌دانستم، دیگر نیست تا من با مدالم خوشحالش کنم.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها