در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید کمتر کسی بداند که او لیسانس بازیگری دارد و چند سالی است برای اینکه از قالب فردوسیپور خارج شود در عرصه بازیگری هم کمتر ظاهر شده ، اما باز هم دست روزگار و البته به قول خودش محبت و صمیمیت دست اندرکاران برنامه خنده بازار او را وادار کرد تا یکبار دیگر در نقش فردوسیپور ظاهر شود.
حامی فرد اولین کسی بود که در برنامه طنز «گلهای 79» تیپ طنزی از عادل فردوسیپور ارائه داد، اما قبل از پیوستنش به جمع عوامل خنده بازار سامان گوران در بخش 90 در نقش عادل ایفای نقش کرد که البته با آمدن حامیفرد حالا فرصت مقایسهای برای مخاطبان ایجاد شده و حتی با اینکه گوران هم طرفداران خودش را داشت، عدهای به این نتیجه رسیدهاند که حامیفرد، هم به لحاظ صدا و هم به لحاظ فیزیک چهره شباهتهای بیشتری به فردوسیپور دارد و چهره کمتر اغراق شده و نزدیک به واقعیتی را از او به تصویر میکشد.
حضور دوباره او در این نقش بهانهای شد تا با او درباره خنده بازار و پیوستنش به این مجموعه به گفتوگو بنشینیم.
شما چند سالی است که کمتر در عرصه بازیگری حضور دارید، شاید بد نباشد برای آغاز گفتوگو از دلایل این اتفاق بگویید.
من کار تصویری را از سال 74 و در برنامه «طنز3» شروع کردم که اولین تجربهام با حضور منوچهر آذری بود. با مهران غفوریان هم سال 78 در برنامه «گلهای 78» همکاری کردم و در این برنامه بود که تیپ فردوسیپور را گرفتم و به اصطلاح گل کرد.
در سری اول «زیر آسمان شهر» هم در نقش داماد غلام شیشلولبند بازی کردم و سریال «دیوانه در شهر» هم یکی دیگر از کارهای من است، اما مجددا در برنامه «شبکه سه و نیم» داریوش کاردان در نقش فردوسیپور ظاهر شدم که به خاطر تشابه چهره و صدا این تیپ روی من ماند و انگار همه من را عادل فردوسیپور میدیدند.
برای سری ماه رمضان خنده بازار هم از من دعوت شد تا همین نقش را بازی کنم، اما نپذیرفتم تا اینکه مجددا به لوکیشن این برنامه دعوت شدم و آنقدر فضا صمیمی و دوستداشتنی بود که احساس کردم ارزشش را دارد با این گروه همکاری کنم و اینطور شد که دوباره عادل فردوسیپور خنده بازار شدم.
یعنی طی این سالها از صدا و سیما دور بودید؟
در این مدت فقط از بازیگری دور بودم و در رادیو تهران کمابیش فعالیت میکردم. دو سال با برنامه آفساید همکاری کردم که البته با اینکه ورزشی بود، هیچ ربطی به فردوسیپور نداشت و در حال حاضر هم بخشهایی داریم که طنز اجتماعی است و به صورت هفتگی پخش میشود.
دلیل دوریتان از برنامههای تصویری چه بود که حتی پیشنهادهایی مثل خنده بازار را هم رد میکردید؟
شاید مهمترین دلیلش این بود که سعی میکردم از فردوسیپور فرار کنم. احساس میکردم این همه درس نخواندهام که فقط در تیپ فردوسیپور خلاصه شوم و برای همین هم بار اول دعوت بچههای خنده بازار را قبول نکردم، البته چند سالی هم هست ریاست روابط عمومی یکی از شرکتهای خصوصی را بر عهده دارم و همین امر هم باعث شده کمتر فرصت کنم جلوی دوربین ظاهر شوم.
فکر میکنم اولین نفری بودید که سراغ تیپ عادل فردوسیپور رفتید؟
بله. اولین بار بود که چنین اتفاقی میافتاد و همانطور که میبینید مثل اینکه تلاشهایم برای فرار از تیپ فردوسیپور جواب نداده و فکر میکنم آخرین نفر هم خودم باشم.
با توجه به اینکه میگویید همیشه از نقش فردوسیپور فراری بودید پس چرا فقط در بخش 90 هستید؟
طبق صحبتی که کرده بودیم قرار بود من دربخشهای دیگر هم باشم، اما به خاطر اینکه اواسط کار به مجموعه پیوستم تمام بازیگران برای بخشهای مختلف انتخاب شده بودند و حتی بسیاری از آنها هم ضبط شده بود. مثلا بازیگران بخش مکتبخانه، سیاهبازی و... مشخص بودند و از وقتی من شروع به کار کردم فقط یکی، دو قسمت باقی مانده بود و عملا نمیشد من هم وارد این قسمت ها بشوم، اما امیدوارم در سری جدید این اتفاق بیفتد و نقشهای مختلفی را به واسطه خنده بازار تجربه کنم.
قبل از اینکه به جمع خنده بازاریها اضافه شوید خودتان هم این برنامه را دنبال میکردید؟
بله یکی، دو قسمت از برنامه عید را دیدم و اتفاقا از کار آقای گوران هم خوشم آمد، اما بیشتر در سری ماه رمضان این برنامه را دنبال کردم و احساس میکنم، هم به لحاظ متن و هم به لحاظ سوژه خیلی بهتر شده بود.
تا به حال شما را با گوران مقایسه کردهاند؟
قبل از ورودم مطمئن بودم که این مقایسه پیش میآید و به قول معروف به تعداد همه آدمها، سلیقههای متفاوتی وجود دارد. خیلیها واقعا معتقدند سامان گوران از من بهتر بود اما در عین حال خیلیها هم برعکس، فکر میکنند بازی من شبیهتر است. باید به همه این نظرها احترام گذاشت.
به عنوان اولین کسی که تیپ فردوسیپور را در برنامههای طنز آورد؛ برخوردی که با خودش داشتید چطور بود؟
حامیفرد: خدا را شکر عادل فردوسیپور منظور ما را دقیقا متوجه شده و میداند که هدف ما تمسخر او نیست. ما درواقع فردوسیپور را بهانهای کردهایم برای بیان طنزآمیز اتفاقاتی که در حوزه فوتبال کشور رخ میدهد
من همیشه گفتهام عادل فردوسیپور شخصیت بسیار نقد پذیری دارد و خودم خجالت میکشیدم که با این شخص روبهرو شوم. حتی یک بار هم رفتم و در 90 به صورت زنده با یکدیگر برنامه را اجرا کردیم که خاطره خوبی برای من است. خدا را شکر عادل فردوسیپور منظور ما را دقیقا متوجه شده و میداند که هدف ما تمسخر او نیست. درواقع شاید نقطه تمرکز بسیاری، فقط دیدن چهره طنزی از عادل فردوسیپور باشد، اما ما درواقع فردوسیپور را بهانهای کردهایم برای بیان طنزآمیز اتفاقاتی که در حوزه فوتبال کشور رخ میدهد. موضوعات ما مشکلات فوتبال است و اگر دقت کرده باشید، وزن دیالوگها بیشتر از اینکه روی فردوسیپور باشد روی مهمانان برنامه است و فکر میکنم این شیوه موفقتر است.
قرار بود خنده بازار در سری جدید از شوخی با برنامههای تلویزیون کمکم دور شود، اما در حال حاضر شاهدیم که بخش برنامه کودک اضافه و بخش 90 هم حفظ شده. دلیل حفظ این بخش را با توجه به اینکه بخش هشت هم حذف شده در چه میدانید؟
« 90» به دلیل موضوع فوتبال، جای کار بسیاری دارد و دست نویسندهها و کارگردان برای ایجاد موقعیتهای طنز باز است. همانطور که میدانید یکی از مسائل و مشکلات روز کشور ما فوتبال است و به نوعی همه درگیر مسائل و حاشیههای این ورزش هستند. فکر میکنم تا وقتی که فوتبال هست میتوان موضوع طنز هم از آن استخراج کرد، اما از طرف دیگر سوژه برای « هشت » کم بود و گروه احساس میکردند اگر بخواهند این موضوع را ادامه بدهند موضوعات، کشش چندانی برای مخاطب نخواهد داشت و فعلا این بخش را متوقف کردهاند.
خودتان هم به اصطلاح فوتبالی هستید یا فقط 90 را به خاطر فردوسیپور دنبال میکنید؟
نه، به فوتبال علاقه دارم. بعد از گذشت این سالها دیگر تکیه کلامهای عادل یا حرکاتش را به خوبی میدانم و 90 را صرفا به خاطر فوتبالش دنبال میکنم. البته در ابتدای کار خنده بازار به خاطر اینکه چند سال از کار تصویری دور بودم، کمیطول کشید تا به اصطلاح یخ من آب شود، اما از کارگردان و تهیهکننده گرفته تا بازیگران آنقدر انرژی به من تزریق کردند که خیلی سریع به بازیگری برگشتم.
بعضی معتقدند بازی در برنامههایی که ساختار قسمتی دارند راحتتر است، اما در مقابل هم هستند کسانی که عقیده دارند، بازی در این نوع کارها مشکلتر از بازی در یک سریال است. شما در کدام دسته قرار میگیرید؟
آثاربرنامه های قسمتی مسائل و مشکلات خودش را دارد. شاید سریال طنز ساختن خیلی راحتتر باشد، برای اینکه داستان و بازیگران و کلیت مجموعه مشخص است، ولی مثلا برای «بخش 90» کمبود سوژه مهمترین مشکلی است و نیاز به خلاقیت زیادی دارد. در مجموع خودم برنامههای قسمتی را بیشتر دوست دارم. شاید این مساله بین بازیگران زیاد مرسوم نباشد، اما من معتقدم بازیگری که بتواندبرنامههای قسمتی بازی کند فضای پویاتری را تجربه میکند و در عرض چند ساعت مجبور است تیپهای متفاوتی را بگیرد. مثلا سیاوش مفیدی را در هر قسمت میبینید که چند تیپ را اجرا میکند. خیلی سخت است که یک بازیگر به سرعت از یک قالب خارج شود و دوباره گریم کند و شخصیت دیگری را بازی کند و این اتفاق در یک سریال رخ نمیدهد.
فکر نمیکنید خنده بازار به دلیل کم شدن برنامههای طنز در تلویزیون رشد کرده است؟
باید این را هم مد نظر قرار دهید که شبکههای ماهوارهای جدیدی کار خود را آغاز کردهاند که اگر واقعبین باشیم باید بگوییم مخاطب خاص خودشان را هم دارند. در واقع اگر در مقابل کاهش برنامههای طنز افزایش برنامههای ماهوارهای را هم درنظر بگیرید متوجه میشوید که برنامه خنده بازار مخاطب زیادی دارد. حتی این برنامه مخاطب پیگیر هم دارد و شاید اگر ما ساخت چنین برنامههایی را افزایش دهیم مردم بیشتر مشتاق شوند که برنامههای صدا و سیما را دنبال کنند.
در جریان انتقادهایی که به خنده بازار وارد میشود، هستید؟
کم و بیش بله و باید بپذیریم که انتقاد امری طبیعی است و هر کاری، هم طرفدار دارد و هم منتقد. خود ما هم در همان لحظه تولید، گاهی منتقدانه به بخش ها نگاه میکنیم.
مبینا بنیاسدی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: