در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیینها، میراث گذشتگان ما هستند که به روح آدمی لطافت میبخشند. در سرزمین ما نیز همواره این آیینها بخش عمدهای از فرهنگ مردمی بودهاند که با ورود اسلام، گسترش و عمق بیشتری یافتهاند.
عشق و علاقه بیمثال ایرانیان به ائمه اطهار(ع) و بهویژه مظلومیت و شهادت تراژیک امام حسین(ع) و یاران باوفایش، بخش مهمی از آیینهای این مرز و بوم را در 1400 سال گذشته شکل داده است. ایرانیان هر سال یاد و خاطره مقاومت و مبارزه بینظیر سیدالشهدا را در مقابل کفر یزید و خاندان بنیامیه زنده نگه میدارند و به واسطه آن، روح و ذهن خود را صیقل میدهند، چرا که معیار و مبنای انسان شدن، نزدیک شدن به درجات عالیهای است که اهل بیت، شاخص و الگوی آن هستند. جانبازی امامحسین(ع) فراتر از جغرافیای جهان تشیع و اسلام تاثیر میگذارد و هر آزادهای را در مبارزه علیه ظلم و جور آماده و مقاوم میسازد. حتی گاندی در استقلال هند و مبارزه در برابر امپریالیسم انگلستان از رفتار و کنش امام حسین(ع) الگو گرفته است.
تعریف آیین
در تعریف آیین آمده است: آیینها کارهای نمادین، متعارف و مرسومی هستند که در جوامع انسانی برای بهرهگرفتن از نیروهای فراطبیعی انجام میشوند. رهبری و اجرای آیینها میتواند به دست افراد خاص آن جامعه انجام شود یا افراد عادی نیز آن را انجام دهند. همچنین ممکن است آیینها به طور آشکار یا در خفا انجام شوند.
این آیینها در روزگار ما رنگ و لعاب خاص خود را گرفتهاند، اما باز هم ریشه در همان سنت و گذشته دیرینه ما دارند. اگر ما با یاد شهدای کربلا شلهزرد، حلیم و شلهقلمکار میپزیم و شربت، شیرینی و فطیر به عزاداران و سوگواران میدهیم، هدف رسیدن به آرامش درونی است. این همسویی و اتصال با معناست که محفلی را برای بهتر زیستن رقم خواهد زد. ما در جوار حسین(ع) و خاندان پاکش احساس امنیت و آرامش میکنیم، چرا که آنان را چراغ هدایت و کشتی نجات میپنداریم.
مردم مناطق مختلف ایران به لحاظ گوناگونی زبانی، فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی، آیینهای عاشورایی خود را بسیار متفاوت برگزار میکنند. اگر چه پرداختن به تمام این مراسم، کاری نشدنی است، اما میتوان از آن میان آیینهای شاخصی را برشمرد که به لحاظ نمایشی و هنری چشمگیرتر هستند.
گلاوفتان در خرمآباد
آیین گلاوفتان یا گلمالان یکی از سنتهای مردم خرمآباد لرستان است. صبح روز عاشورا، عزاداران خود را با گِلی مرکب از گلاب و خاک غربال شده آغشته کرده و آماده عزاداری میشوند. مردم لرستان در محرم، آیین و باورهای خود را در عزای سالار شهیدان با رسوم خاصی مانند پوشاندن لباس سقایی و سقایی کردن به یاد امام حسین(ع)، همراهی دستههای عزاداری با پای پیاده و برهنه، پاشیدن کاه و خاشاک بر سر، چهل منبر، تراش عباس و بویژه آیین گلمالان در روز عاشورا نشان میدهند.
آیین گلمالان یکی از آیینهای دیرینه شهر خرمآباد است و مردم این دیار با آغشته کردن خود با گل که خاص روز عاشوراست، شور خاصی به عزاداری سالار شهیدان داده و موجب ایجاد تمایز میان عزاداری مردم خرمآباد با دیگر شهرهای کشورمان شدهاند.
مردم این دیار درگذشته فقط بر سر و شانههای خود گل میگرفتند، اما امروزه به شکل وسیعتر تمام بدن خود را گل میمالند. این آیین از قدیمالایام تا چندسال گذشته مختص مردم این شهر بوده که از چندی پیش در بعضی از شهرستانهای کشور نیز رواج پیدا کرده است.
آیین گلمالان دارای چند مرحله است که از روز هفتم محرم که به روز تراش عباس موسوم است، شروع میشود. روز هفتم، عزاداران حسینی لباس مشکی برتن کرده و خود را بیش از پیش برای عزاداری آماده میکنند. از این روز بهبعد عدهای از مردان عزادار هر محله برای افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع کردن و گردآوری هیزم در سطح شهر میپردازند تا در صورت سردی هوا و بارش برف و باران عزادارانی که در گل میافتند از سرما حفظ شوند.
غروب روز تاسوعا خرمآباد سراسر اندوه و ماتم است، همه بیتابند و انتظار مراسم را میکشند و عزاداران خاک نرم و پاکیزهای را در میدانهای شهر و در مقابل جایگاههایی که آجرچینی شدهاند، مهیا میکنند.
شب پیش از عاشورا، عزاداران حسینی 2 دسته شده و با سرودن ابیاتی مانند: «امشبی را شه دین در حرمش مهمان است، مکن ای صبح طلوع، عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است، مکن ای صبح طلوع» خود را برای صبح عاشورا و مراسم گل اوفتان آماده میکنند.
صبح عاشورا، عزاداران گِل عاشورا را که با خاک رس و گلاب مهیا شده، برتن و سر و صورت خود مالیده و سپس با هیزمهایی که از قبل تدارک دیدهاند، آتش درست میکنند و گلهایشان را خشک میکنند تا با روشن شدن هوا با لباسهای گلی و یکدست به عزاداری بپردازند.
در اولین ساعات این روز صدای آشنا و دلگیرانه ساز و دهل یا نوای سوزناک و غمانگیزی موسوم به «نوای چمریونه» (آهنگ و موسیقی اندوهباری است که در سوگ و عزای افراد بزرگ در ریتمهای متفاوت با سرنا و دهل نواخته میشود) عاشقان حسین(ع) را دعوت به حضور در مراسم عزاداری میکند، عزاداران و هیأتها هر کدام به شکل منسجم ابتدا با سرودن شعر مراسم را آغاز میکنند: «امروز، عاشورا یا عید قربان است.»
روضهخوانی سنتی در تهران
در تهران قدیم، محرم صدها منبر در کوچهها و معابر میگذاشتند و روضه میخواندند. پلههای این منابر را با کاهگل تازه میپوشاندند و روی آنها شمع میگذاشتند. مؤمنانی که نذر میکردند، باید 41 شمع از مقدسان شیعه را به 41 منبر میبردند. کار نشاندن شمع بر پلههای 41 منبر باید پیاده انجام میشد تا نیت افراد برآورده میشد. جوانان و بیشتر افرادی که نامشان حسین بود، در این مراسم پیراهن سیاه میپوشیدند و شیپور و سنج مینواختند و میخواندند: «شاه حسین، حسین، حسین.»
شب عاشورا مسجدها چراغانی میشدند و مردها صورت خود را گل میمالیدند و با سینه باز و پای برهنه، سینهزنی میکردند. اغلب مردی با تکهای پنبه یا اسفنج، دسته عزاداری را دور میزد و اشکهای عزاداران را جمع میکرد و در یک بطری میچلاند. میگفتند که این مایه شفابخش بیماریها و باطل السحر حوادث ناگوار است.
نخلگردانی در یزد
از جمله مراسم عزاداری که با وسعت زیادی در نقاط مختلف ایران و با تاثیر از شرایط فرهنگی و اقلیمی خاص آن مناطق به اجرا درمیآید، مراسم نخلبرداری یا نخلگردانی است که نمادی از تشییع پیکر مقدس سیدالشهدا(ع) در روز عاشوراست. در میان تمام مراسم این چنینی، نخلگردانی در یزد از نظر جمعیتی که گرد هم میآیند، قدمت آن و بزرگی و ابهت نخلی که بر دوش گرفته میشود، آیینی بسیار تاثیرگذار است.
نکته: در زمانهای که جهان غرب در پی یافتن معنای گم شده زندگی است، ما باید بیشتر از گذشته به آیینهای سوگواری محرم و صفر صادقانه و عاشقانه نگاه کنیم و آنان را چون گوهری ناب برای ارزش نهادن به هویتمان پاسداری کنیم
با این حال، مراسم نخلگردانی در تمام نقاط کشور از بسیاری جهات شباهتهای زیادی با هم دارند. نخلها همه از جنس چوب هستند و آنها را به شکل برگ درخت یا سرو میسازند. معمولا وزن نخل زیاد است و جابهجا کردن آن نیاز به کمک دهها نفر دارد. نخل را به عنوان نمادی از تابوت شهدای کربلا میشناسند و ریشه سنتی کهن دارد. تفاوت دیگر مراسم یزدیها با دیگر شهرها به گویش محاورهای آنها برمیگردد که به نخل، «نقل» میگویند. آنان معتقدند که «نخل» یا «نقل» نشانی از قامت برافراشته شهداست که بر دوش میگیرند.
دکتر اسلامی ندوشن در این باره میگوید: «با آن که نخل به کار رفته در مراسم مذهبی هیچ شباهتی به درخت خرما ندارد، اما آن را با نام این درخت مینامند. شاید به این علت که اصلش از جنوب غربی ایران و بینالنهرین است. نخل، شباهت زیادی به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه ایرانیان یعنی جاودانگی، رشادت، زندگی اخروی و آزادگی که یادآور روحیات و خصایل امام حسین(ع) است. همچنین این مراسم بازتابی است از «نقل» حکایت کربلا».
مراسم نخلبندی و نخلگردانی در یزد به این صورت است که چند روز پیش از شروع محرم، «باباها»ی (خادمان) میدان شروع به تزیین و آذین بستن نخل میکنند. آذینبندی نخل حداقل یک هفته طول میکشد. در طول این مدت، باباهای میدان، زیورآلات و وسایل مربوط به تزیین نخل را که قدمت آنها به دوره صفویه میرسد از انبار بیرون آورده و تمام روز را با پاهای برهنه به این امر میپردازند.
بستن نخل نیاز به مهارت و سلیقه خاصی دارد و خادمان میدان، شیوههای آن را از پدر و اجداد خود آموختهاند. آنها ابتدا بدنه نخل را با پارچه سیاه میپوشانند، آن گاه روی پارچه سیاه را شمشیربندان میکنند. برای این کار، صدها شمشیر و خنجر برهنه ـ بعضی از آنها جنس بسیار خوبی دارند و نام سازنده آنها روی آنها حک شده ـ را در دو ردیف بر دو بدنه نخل میبندند. به طوری که هر دو طرف نخل، شمشیربندان میشود و هیچ جای خالی در آن باقی نمیماند. سپس تزئینات دیگری از قبیل آینههای بزرگ قابدار، منگولهها و دستمالهای ابریشمی رنگی و زری را در دو سوی نخل میبندند و بر تارک آن، جقههای فلزی از جنس فولاد و برنج و همرنگ آنها پرهای طاووس یا میوه انار میگذارند و نخل را مکانی زیبا و خوشبو میکنند. داخل آن نیز زنگهای بزرگی را با طناب میآویزند و بچهها هنگام حرکت، آنها را به صدا درمیآورند.
روز بلندکردن نخل، دهها نفر از مردان محله، زیر پایههای نخل رفته، آن را با عظمت تمام به حرکت درمیآورند و چون جنازهای باشکوه، آن را از میان موج جمعیت عبور میدهند. نخلگردانان نخل را تا مسیری میبرند یا آن را چند بار دور حسینیه محل میچرخانند.
دیگر شهرهای کشورمان نیز که شاهد برپایی مراسم نخلگردانی هستند، بیشتر در شهرها و آبادیهای اطراف کویر مرکز ایران قرار دارند، یعنی از جنوب خراسان گرفته تا سمنان، دامغان، خمین، نواحی قم، کاشان، ابیانه، خور و بیابانک، زواره، اردستان، نائین و... با وجود این، در بین این مناطق، بیشترین، گستردهترین و شاخصترین نخلها در استان یزد متمرکز است. به گونهای که میتوان گفت، هیچ آبادی نیست که یک یا چند نخل امام حسین (ع) در آن یافت نشود.
طشتگذاری در اردبیل
آیین طشتگذاری یکی از آیینهای سنتی عزاداریهای محرم ویژه اردبیل است که همه ساله 3روز قبل از محرم توسط دستههای عزاداری با شکوه و شیوه خاص خود ابتدا در حسینهها، مساجد و تکایای این شهر برگزار میشود.
در این آیینها دستههای سینهزنی و زنجیرزنی به یاد لب تشنگان نهر فرات مشک یا کوزهای را پر از آب کرده و آن را همراه با طشتی که اغلب بر دوش ریشسفیدان محلهها حمل میشود به مساجد و حسینهها میآورند.
سپس عزاداران با زنجیرزنی و سینهزنی و نالههای «یا حسین» طشت را در مکان خاصی که با شمعهای روشن و تصاویر ائمه معصومان(ع) تزیین شده است، قرار میدهند.
یافتن هویت راستین
برگزاری سوگواریهای واقعه جانکاه سال 61 هجری قمری در کربلا، یکی از راههای آرامش بخشیدن به روح و جان آدمی است.
اگر به تحقیقات بزرگان تئاتر از قبیل یرژی گروتفسکی، پیتر بروک و یوجینو باربا و دیگران مراجعه کنید، آن وقت درک بهتری از آیینهای خود خواهیم کرد که آنان در غربت غرب، انسان تهی از معنا را به دلیل از کف نهادن آیینها و سنتهای خود مبتلا به افسردگی و امراض روحی و روانی دیدهاند و به همین خاطر در پی احیای آیینها و سرچشمههای بنیادین زندگی انسان برآمدهاند تا بتوانند با آشنایی دوباره انسان مدرن با تئاتر، او را در جهت یافتن هویت راستین و بازگشت به اصل و معنای حقیقیاش راهبری و راهنمایی کنند.
بنابراین بهتر است به ریز و درشت آیینهای خود، صادقانه و عاشقانه نگاه کنیم و آنان را چون گوهری ناب برای ارزش نهادن به هویتمان پاسداری کنیم که در نبودن همینهاست که دیگر هیچ معنا و مامنی برای زندگی باقی نخواهد ماند.
رضا آشفته / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: