در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا بلیرون برای اجرای این طرح در نظر گرفته شد؟
دلیل اصلی انتخاب بلیرون آن بود که این منطقه از نظر گردشگری مورد توجه افراد زیادی قرار گرفته است و بیشک هر جا که توریست در آن رفتوآمد کند احتمال وجود زباله دور از انتظار نیست. ما این کار را به صورت نمادین با هماهنگی شورای اسلامی بلیرون و شهرداری داوود دشت انجام دادیم. این حرکت بهگونهای فرهنگسازی برای گردشگرانی بود که در منطقه حضور داشتند.
آیا کوهنوردان گروه شما کار جمعآوری زباله از طبیعت را همیشه انجام میدهند؟
بله، کوهنوردان در هر نقطه از طبیعت که حضور یابند، این کار را وظیفه خود میدانند که زباله را از محیط زیست جمعآوری کنند.
مشابه این کار را در مناطق دیگر که جاذبه گردشگری هم داشته باشد، انجام دادهاید؟
در سال گذشته آبشار لپور و آبشار گزو و بعضی از مناطق کوهستانی دیگر توسط گروه کوهنوردی طبرستان جوان، جامعه کوهنوردی و هیات کوهنوردی شهرستان بابل پاکسازی شد؛ ما در کنار برنامههای کوهنوردی، پاکسازی محیط زیست را هم یکی از وظایف خود میدانیم.
شما که دوستدار طبیعت هستید، وقتی با این صحنهها مواجه میشوید که عدهای از گردشگران با ریختن زباله محیط را آلوده میکنند، چه احساسی دارید؟
وقتی میبینم مردم در طبیعت زباله ریختهاند خیلی ناراحت میشوم. همه افرادی که به عنوان گردشگر به طبیعت میآیند قطعا هدفی به جز آرامش، تفریح و استراحت ندارند؛ ولی متاسفانه بعد از گذراندن ساعات خوش در دل طبیعت، محیط را با ریختن زباله برای سایر گردشگران نامناسب میکنند. بسیاری از افراد این کارها را ندانسته انجام میدهند و به نظرم اگر مردم بدانند کوهها، جنگلها و رودخانهها چه فواید و نقشی در زندگی آنها دارند قطعا از آلوده کردن آن میپرهیزند. برای مثال برخی از مردم نمیدانند که درختان علاوه بر پاکسازی هوا چه فواید دیگری دارند. به همین دلیل است که ما همیشه میگوییم آشنا کردن مردم با این نکات نیاز به فرهنگسازی دارد.
آیا با گردشگران در رابطه با حفظ محیط زیست صحبت کرده اید؟ برخورد گردشگران با این موضوع چگونه بوده است؟
کار آموزش چهره به چهره زیاد اتفاق افتاده است و بیشتر مردم از این کار استقبال میکنند و عده کمی از گردشگران در برابر این نوع کارها مقاومت و واکنش نشان میدهند. برای مثال یک بار در جاده فیروزکوه از شیشه ماشین مدل بالایی که جلوی من در حرکت بود ظروف یک بار مصرف غذا را به بیرون پرت کردند. وقتی متوجه این مساله شدم خودم را به آن ماشین نزدیک کردم و از راننده خواستم بایستد. پس از توقف به راننده گفتم شما وقتی در منزل چیزی میخورید هم پسماند حاصل از آن را در اتاقها رها میکنید؟ وقتی این حرف را زدم راننده از من عذرخواهی کرد و همین مساله(آموزش چهره به چهره) باعث شد که با هم دوست شویم و حالا او هم مثل خود من یک سطل کوچک در ماشینش دارد که دیگر زباله را در طبیعت و جاده نریزد. این موارد مهم است ولی لازم است تاکید کنم باید برنامههای کلان برای آموزش این رفتار داشته باشیم.
فرهنگسازی در زمینه نریختن زباله باید مثل آموزش بستن کمربند ایمنی یا نکشیدن سیگار در اماکن عمومی باشد
به نظرتان کار جمعآوری زباله از طبیعت خستهکننده نیست؟
وقتی انسان عاشق طبیعت باشد پاکسازی آن برایش خستهکننده نخواهد بود. اینکه دوباره به یک منطقه که پاکسازی شده است مراجعه کنید و ببینید آنجا زباله ریختهاند، آزاردهنده است. بعضی وقتها هم رفتار برخی از مردم آزار دهنده میشود مثلا یک بار که ساحل را پاکسازی میکردیم، یک نفر مقداری پوست میوه را به سمت ما انداخت و گفت این را هم جمع کنید؛ البته وقتی برایش توضیح دادیم که ما کوهنورد و از اقشار تحصیلکرده جامعه هستیم که این کار را به شکل نمادین برای فرهنگسازی و آموزش به گردشگران انجام میدهیم، متنبه شد و عذرخواهی کرد. همه اینها نشان میدهد که آموزشهای وسیعتری باید از سوی رسانههای جمعی برای گردشگران انجام شود بهگونهای که فرد، طبیعت را خانه دوم خود بداند. فرهنگسازی در زمینه نریختن زباله باید مثل آموزش بستن کمربند ایمنی یا نکشیدن سیگار در اماکن عمومی باشد که هر فردی اجرای آن را وظیفه خود بداند.
به فرهنگسازی اشاره کردید؛ غیر از رسانهها، افرادی که این فرهنگ را قبول کردهاند، چطور میتوانند آن را برای سایر گردشگران جا بیندازند؟
ریختن زباله در طبیعت به دلیل عدم فرهنگسازی به یک عادت تبدیل شده است و افرادی که زباله نمیریزند باید بهگونهای سایرین را متوجه این امر کنند که ریختن زباله در طبیعت کار ناشایستی است. این افراد فقط میتوانند تذکر دهند و با رفتار درستشان سرمشق دیگران باشند.
بسیاری از گردشگران دلیل ریختن زباله در طبیعت را نبود سطل زباله در آن محدوده میدانند. آیا این میتواند توجیه خوبی برای این کار باشد؟
شاید یکی از عوامل این رفتار عدم نصب سطل زباله باشد ولی این دلیل نمیشود افراد پسماند غذایی خود را در طبیعت رها کنند. خیلیها دهها کیلو غذا و وسایل مختلف را با خود به دامان طبیعت، بالای کوه و... میبرند ولی حاضر نیستند 2 کیلو پسماند غذایی را پایین بیاورند. باید این پسماند غذایی را جمع کرد و در صورت نبود سطل زباله در آن منطقه، زبالهها را در سطلهایی که در شهرها وجود دارد، ریخت.
در مناطقی مانند جنگلها هم میتوان پسماندهای غذایی را در چالههایی دفن کرد.
بهاره جلالوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: