چرا لندن و چلسی را به عنوان شهر و تیم بعدی خود انتخاب کردی؟
آنها دوره جدیدی را با مربی تازه شروع کردهاند و میخواهند با بازیکنان جدید و سبک بازی متفاوت از گذشته در بازیها حضور پیدا کنند. آنها مرا بخشی از این طرح میدانستند و به سراغم آمدند. پیشنهادشان به والنسیا خوب بود. من 4 سال در آن تیم بازی کرده بودم ولی شرایط مالی باشگاه اصلا خوب نبود و برای من در زمان مناسبی این پیشنهاد مطرح شد. از انتخابی که داشتم کاملا راضی هستم. گل زدن در اولین بازی میتواند بار روانی را از ذهن شما بردارد و جایگاه خوبی برای شما در بین هواداران ایجاد کند. برای من این اتفاق رخ داد و فکر کنم خوششانس بودم که این امکان را پیدا کردم.
در رسانهها صحبت از لیورپول و تاتنهام هم بود، اما چلسی با دستی پر (23 میلیون پوند) به سراغ شما آمد.
آینده در والنسیا کمی مبهم بود و تنها پیشنهاد واقعی هم از چلسی رسیده بود.
البته من اصلا در جریان مذاکرات نبودم، چون نمیخواستم در صورت عدم موفقیت در این انتقال از نظر روحی ضربه بخورم.
فرناندو تورس در این انتقال چقدر مهم بود؟
ما خیلی با هم درباره این انتقال صحبت کردیم. وقتی به باشگاه جدیدی میروید مهم است بازیکنی را از قبل بشناسید. فرناندو از این که به چلسی رفتم و با او بازی میکنم خیلی خوشحال بود و فکر میکرد میتوانم خیلی زود با فوتبال انگلستان خودم را وفق دهم.
ویلاس بواس به شما چه گفت؟
او مربی خوبی است و با این که با کل تیم به زبان انگلیسی صحبت کرد، جلسهای خصوصی با من به زبان اسپانیایی داشت. او به 4 زبان صحبت میکند و از نظر تاکتیکی مربی آگاهی است. وقتی با او صحبت کردم واقعا مرا تحتتاثیر قرار داد. به نظرم مهم است به باشگاهی بروید که مربی واقعا شما را میخواهد. او به من گفت میخواهد فوتبال تهاجمی پورتو را در چلسی داشته باشد و برای این کار به بازیکنانی با مشخصات من نیاز دارد.
فوتبال انگلستان چقدر با اسپانیا متفاوت است؟
تفاوتها خیلی زیاد است. در اینجا بازی خیلی سریعتر است و بیشتر فیزیکی و درگیرانه است. اما تمرینات تفاوت چندانی ندارد و از این بابت هم تعجب کردم. در اینجا هم مثل اسپانیا روی کنترل توپ و تلاش برای از دست ندادن آن تاکید زیادی میشود.
آیا موفقیت بازیکنان اسپانیایی، راه را برای حضور شما در خارج از کشور فراهم کرده است؟
البته که اینطور است. در گذشته بازیکنان اسپانیایی عادت به بازی در انگلستان نداشتند اما حالا تعداد زیادی از آنها به انگلستان و سایر کشورهای اروپا میروند.
در آماری که سال قبل در لالیگا منتشر شد شما 8 گل و 8 پاس گل داشتید و از این نظر در بین 10 نفر اول لیگ بودید، اما فقط 2 نفر از این فهرست ـ شما و کازورلا ـ از رئال و بارسا نبودید. آیا این موضوع تاکیدی بر این نکته نیست که بازیکنان خوب اسپانیا حتما باید به یکی از این دو تیم بروند؟
شاید باور نکنید، اما خودم هنوز این آمار را نشنیده بودم. بازیکنان خوب زیادی در اسپانیا بازی میکنند ولی به نظرم نباید از لغت مجبور استفاده کرد چون با این که عناوین قهرمانی سالهای اخیر بین رئال و بارسا تقسیم شده، اما من در سال اول حضورم در والنسیا قهرمان جام حذفی شدم.
نکته مشترک دیگر بین شما و کازورلا این است که هر دو بازی را از رئال اوویدو شروع کردید.
من در بورخس به دنیا آمدم و از همان دوران کودکی فوتبال را دوست داشتم و بعد به تیم لافرسندا در شمال اسپانیا رفتم. در تیم جوانان رئال اوویدو حضور داشتم و تیم ما آن زمان اینقدر خوب بود که به جام یوفا رسید و بعد از آن بود که به جوانان رئال رفتم.
رئال کهکشانی...
بله. من همزمان با دیوید بکام به تیم رسیدم. باید اعتراف کنم ترسیده بودم. یادم میآید در سفر به مادرید دائما در اضطراب بودم. ستارههای زیادی در تیم بودند و حتی تماشای تمرین آنها از نزدیک در تیمی مثل رئال مادرید برایم جالب بود. من در آنجا توانستم به تیم دوم رئال برسم.
حتما با آن ستارهها تصور میکردید رسیدن به تیم اول باید خیلی مشکل باشد؟
وقتی در باشگاهی مثل رئالمادرید هستید بدون این که کسی به شما بگوید میدانید موقعیت زیادی نخواهید داشت. 3 سال بعد از آن تیم دوم مادرید تقریبا تمامی ما در لالیگا بازی میکردیم ولی هیچکدام به تیم اول مادرید نرسیدیم. البته من از مسوولان آن باشگاه واقعا متشکرم چون در سالهای تعیینکننده، آموزشی را که باید در اختیار من گذاشتند.
ولی نباید به بازیکنان جوانی مثل شما موقعیت داده میشد؟
شاید ولی در باشگاهی مثل مادرید انتظارات خیلی بالاست. وقتی جوان هستید به اعتماد و زمان نیاز دارید. در مادرید این موارد اصلا در اختیار بازیکنی مثل من گذاشته نمیشد. بهترین پیشنهاد آنها به من در سال آخر حضورم در آنجا پیوستن به فهرست تیم برای مسابقات لیگ قهرمانان به عنوان نفر آخر بود!
دیلی میرور / مترجم: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم