یک خاطره

کلاهبرداری با تصادف ساختگی

با سلام به بروبچه‌های تپش و تشکر از زحمات شما.
کد خبر: ۴۴۲۳۷۴

امیدوارم در مطرح کردن مسائل و مشکلات حوادثی موفق باشید. اما انتقادی دارم که چرا فقط به سرقت‌های آشکار می‌پردازید و کمتر دیدم که مشکلاتی مثل کلاهبرداری در خیابان را مطرح کنید. البته نمی‌دانم می‌شود اسم آن را کلاهبرداری یا زورگیری تحت پوشش مختلف گذاشت یا نه.

برای روشن شدن مشکل می‌خواهم حادثه‌ای که برایم رخ داد را برایتان تعریف کنم. روزی که خیلی عجله داشتم تا به سر کار بروم در یکی از بزرگراه‌ها ترافیک شدیدی حاکم بود و خودروها لاک‌پشتی حرکت می‌کردند. من نیز در افکار خودم غرق بودم. سرعتی هم نداشتم که بخواهد خطرآفرین باشد. یک لحظه احساس کردم که صدایی از پشت خودرو شنیده شد و عابری که مرد مسنی بود از پشت به خودروام ضربه‌ای زد. زیاد توجه نکردم و به راه خود ادامه دادم. به تقاطعی رسیدیم که باید منتظر دستور مامور راهنمایی و رانندگی باشیم. نا‌گهان آقایی میانسال زد به شیشه خودرو. شیشه را که پایین کشیدم با عصبانیت گفت مرد حسابی به مردم می‌زنی و فرار می‌کنی؟

پرسیدم منظورتان چیست؟ چه شده؟

گفت چند دقیقه پیش دیدمتان که به پیرمردی زدی و او بر زمین افتاد و تو به راهت ادامه دادی. حداقل ترمز می‌کردی ببینی طرف مرده یا زنده است. یادم افتاد که از پشت ضربه‌ای به خودروام خورده بود. خودرو را کنار کشیدم و با آن آقای معترض صحبت کردم. با موتورسیکلت آن آقا به نقطه‌ای که به قول او تصادف رخ داده بود، برگشتم و دیدم پیرمردی با سر و وضع مندرس کنار بزرگراه نشسته و آه و ناله می‌کند. خلاصه پیگیر شدم دیدم طوری نشده بود، ولی می‌گفت استخوان‌هایش شکسته و باید منتظر پلیس بمانیم و خسارت می‌خواهد. هر چه می‌گفتم تو از پشت خودرو رد می‌شدی چطور من به تو ضربه زده‌ام گوش نمی‌داد. خلاصه آقایی که مرا مطلع کرده بود اصرار داشت که پولی به پیرمرد بدهم و قال قضیه را بکنم. دیدم با وضعیت کاری و عجله‌ای که دارم این کار بهتر است. مبلغ 100 هزار تومان برای پرداخت قسط بانکی در کیف داشتم که دادم به پیرمرد و شماره تلفن هم دادم که چنانچه نیاز بود، تماس بگیرد.

به محل کار برگشتم و دیگر خبری نداشتم که بعد از 2 روز پیرمرد تماس گرفت و گفت هزینه درمان گران تمام شده و باید مجددا پول بدهم. این بار 300 هزار تومان درخواست داشت. هر چه می‌گفتم که دیگر ندارم توجه نمی‌کرد. خلاصه پول قرض کردم و به او دادم.بعد که داستان را برای دوستان تعریف کردم، آنها می‌گفتند که طرف تلکه‌بگیر است و نباید آن روز پول به او می‌دادم. بعد که منتظر شدم تا دوباره تماس بگیرد و این بار درخواست ملاقات و بردن او به پزشک بکنم دیگر تماس نگرفت. این ماجرا را تعریف کردم تا بگویم بعضی افراد هم با این شگرد و کلک از مردم پول می‌گیرند و حقه می‌زنند، خواهش می‌کنم چنانچه چنین افرادی نیز دستگیر یا بازداشت می‌شوند به مردم معرفی شوند تا همه از این شگردها آگاه شوند.

تهران ـ روزبه سلیمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها