در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من نشانیها دارم از مردان بیادعا. مثل نشانههای تو در جای جای این مرز و بوم، روی کوههای صعبالعبور، مرزهای دور، شهرهای این سرزمین نور، نشانههایی از اوج عزت و اقتدار، نشانههایی از جوانمردی و ایثار، نشانههایی از مقاومت و مردانگی در مقابل دشمنان. من نشان از نوجوان سیزده سالهای به نام حسین فهمیده دارم، شهید راه عشق و فارغالتحصیل مدرسه عشق. من نشان از وزیری دارم بسیجی؛ آن هم در دولت رئیسجمهوری بسیجی، او که به اسارت رفت و با شهادت اوج گرفت؛ شهید محمد جواد تندگویان. من بسیجیها را در فتح خرمشهر دیده بودم، تو مثل من نشانی از بسیجیها داری، از بینشانهها، در هورالعظیم، در فتح آبادان، آزادسازی مهران، من نشانی دارم از بینشانهها، از آنها که وقتی از امواج خروشان اروندرود گذشتند و خود را به فاو رساندند، پرچم سبز گنبد حرم رضوی را بر گلدستههای مسجد جامع این شهر به اهتزاز درآوردند.من نشانهها را میشناسم، در 8 سال دفاع مقدس، در روزهای پس از جنگ، در دوران عظمت و اقتدار ،وقتی که مثل شعب ابیطالب(ع) در محاصره اقتصادی بودیم در زمان سازندگی و پیشرفت. من مثل تو نشانهها را میشناسم، وقتی که این همه دستاورد علمی را میبینم.بسیجی نشان دارد از بینشانهها، در تندباد حادثهها وقتی مردانه میایستد و دچار فتنه روزگار نمیشود.کاش بسیجی میشدیم، مثل بسیجیها، مثل آنها که نامشان ثبت دفتر عشق شد، مثل آنها که در کوی بندگی خوب درخشیدند. مثل آنها که در بیعت با مقتدای خویش، رسالت خود را به سرمنزل مقصود رساندند.کاش بسیجی میشدیم، مثل آنها که در صحنه کارزار، هیچ نهراسیدند و این همه عزت و شرف را آفریدند. کاش بسیجی میشدیم، بسیجی و در روی زمین با اوج ملکوت همراز میشدیم. کاش بسیجی میشدیم و با تفکر بسیجی، مدینه فاضلهای را میساختیم.کاش بسیجی میماندیم، مثل روزهای خوب خدا، مثل دوران دفاع، مثل آن روزها که پای خاکریزها بودیم و بیتوقع، در پی انجام تکلیف بودیم.
محمد خامهیار / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: