کتاب‌های گویا، عامل ارتقای سطح فرهنگ

اگر زمانی تولید کتاب گویا در ایران از دغدغه‌های نابینایان به شمار می‌رفت و آنها از کمبود چنین مراکزی شکایت داشتند و هرچند هنوز هم اوضاعشان بهبود پیدا نکرده است، ولی امروز به طور رسمی در شبکه‌های رادیویی ـ اینترنتی شاهد تولید کتاب گویا هستیم؛ آن هم با صدای دوبلورهای معروف و امکانات مجهز.
کد خبر: ۴۴۱۳۵۹

البته در این شبکه‌ها معمولا کتاب‌های تخصصی خوانده نمی‌شود؛ زیرا هر لحظه ممکن است کسی رادیوی خود را روشن کند، بنابراین نمی‌توان از قبل سطح فکری مخاطبان را سنجید یا محدود کرد. ولی حداقل نابینایان می‌توانند با رمان‌ها و کتاب‌های روان‌شناسی و بعضی کتب غنی ادبیات فارسی فارغ از دغدغه سفارش دادن به مراکزی چون حسینیه ارشاد، رودکی و... آشنا شوند.

افراد دست‌اندرکار در تولید چنین برنامه‌هایی معمولا از استقبال نابینایان از این کتاب‌ها خبر ندارند. گرچه همگی آنها دورادور شنیده‌اند که یکی از مخاطبانشان این گروه هستند و دورادور شنیده‌اند که حتی بهزیستی قصد داشته این برنامه‌ها را در یک بسته کامل در اختیار متقاضیانش قرار دهد، ولی هنوز این ابراز تمایل‌ها راه به جایی نبرده است.

یکی دیگر از رسالت‌های مهم تولید کتاب گویا آشنایی نسل دوم مهاجران ایرانی در دیگر کشورهاست. کودکانی که خواندن و نوشتن فارسی را بلد نیستند و در نهایت فقط می‌توانند فارسی صحبت کنند. این کودکان با شنیدن چنین کتاب‌هایی علاوه بر تقویت زبان فارسی، با فرهنگ ایرانی و اسلامی نیز آشنا می‌شوند. اگر رادیوها به خواندن کتاب‌های تازه منتشر شده هم اهمیت بدهند، این کودکان می‌توانند با وضعیت داخلی جامعه ایران و طرز فکر ایرانیان معاصر خود آشنا شوند. این یکی از دلایل مهم خوانده شدن کتاب‌های کودکانه در برنامه‌های رادیویی است.

رضایت ناشران

مهم‌ترین سوالی که درباره صوتی کردن کتاب‌ها ایجاد می‌شود، این است که آیا ناشران در جریان این اتفاق‌ها هستند و رضایت دارند؟‌ اگر ناشری ناراضی بود چه اتفاقی می‌افتد؟ ‌‌یعنی دوباره سراغ بحث عدم رعایت قانون کپی‌رایت در ایران باید برویم.حمیدرضا صحراگرد، مدیر سابق سایت ایران صدا، درباره نحوه گزینش کتاب‌های گویا در این سایت می‌گوید: کتاب‌های ایران صدا به چند دسته تقسیم می‌شوند. نخست کتاب‌هایی که براساس حمایت‌های رادیویی به نمایش رادیویی تبدیل می‌شوند. مثلا افراد گروه، کتاب بینوایان را به نمایش رادیویی تبدیل می‌کنند و به تعداد شخصیت‌های رمان یا داستان، گوینده نیز دارند. دسته دوم کتاب‌هایی است که مراکز مختلف به ما سفارش می‌دهند. مثلا ستاد اقامه نماز کتاب‌هایش را برای گویا شدن به ما سفارش می‌دهد. دسته سوم کتاب‌هایی است که خودمان انتخاب می‌کردیم.

حال سوال مهمی که مطرح می‌شود، این است که ناشران در برابر گویا شدن کتاب‌هایشان چه عکس‌العملی نشان می‌دهند؟ براساس صحبت‌های صحراگرد، در کتاب‌هایی که به نمایش رادیویی تبدیل می‌شوند، اساسا متن کتاب تغییر می‌کند و نمایش در حقیقت اقتباسی از کتاب اصلی است که اینجا هیچ ناشری نمی‌تواند ادعایی داشته باشد. تکلیف کتاب‌های سفارشی هم که کاملا مشخص است و چه خوب می‌شد اگر ناشران حرفه‌ای کشورمان کتاب‌هایشان را برای صوتی شدن، به رادیو معرفی کنند. می‌ماند آن دسته از کتاب‌هایی که بنا بر سلیقه گویندگان یا سردبیر چنین برنام‌هایی خوانده می‌شود. صحرا گرد در این‌باره می‌گوید: معمولا حق چاپ کتاب برای ناشر محفوظ است و نه حق تکثیر صدای آن. پس باید پیش از هر چیز به سراغ نویسنده کتاب برویم و از او برای گویا شدن کتابش اجازه بگیریم. اگر نویسنده حق هرگونه بهره‌برداری از کتاب را بر عهده ناشر گذاشته باشد، باید از ناشر اجازه گرفت. او تاکید می‌کند که تاکنون با هیچ ناشری در این باره به مشکل برنخورده است.

حسین قلعه‌قوند، که از سال 74 تا 81 سردبیر برنامه کتاب شب در رادیو تهران بوده است، در این‌باره می‌گوید: ما قانون کپی‌رایت نداریم. مجموعه داستان‌ها و بخصوص شعرها در کشور ما با تیراژ پایینی به چاپ می‌رسند. ناشران باید از چنین برنامه‌هایی تشکر هم بکنند، زیرا همین کتاب‌های گویا عاملی برای تبلیغ کتابشان است. به نظر من ناشران وقتی نیت فرهنگی اهالی رادیو را باور کنند، دیگر کار به شکایت و مشکل نمی‌رسد.

کار فرهنگی؛ شاید این مساله یکی از مهم‌ترین عواملی است که موجب می‌شود ناشری از تبدیل شدن کتابش به کتاب گویای رادیویی شکایت نداشته باشد. صحرا گرد می‌گوید: ما برای تولید کتاب گویا در پی کسب در آمد شخصی نیستیم. این وظیفه رسانه‌ ملی است که مردم را به کتابخوانی دعوت کند. توزیع و رشد فرهنگ وظیفه رسانه‌ ماست و در نهایت به نفع کشورمان است. همان‌طور که آگاه کردن مردم از وضعیت سلامت و بازار اقتصادی کشور وظیفه رسانه‌های ماست و بابت چنین اقداماتی از مخاطبان خود هزینه‌ای دریافت نمی‌کنند.

نحوه گزینش متن

محسن حکیم معانی، سردبیر کنونی بخش کتاب گویای رادیو تهران، در باره انتخاب کتاب‌ها می‌گوید: متن بعضی از کتاب‌ها باید مقابل چشم خواننده باشد. داستان‌هایی که تصویرسازی قوی دارند، برای رادیو مناسب‌تر است. داستان‌های ذهنی را هم کمتر در رادیو می‌خوانند. معیار ما برای انتخاب کتاب، قابلیت شنیداری آن است.

البته روند تولید کتاب‌های صوتی می‌تواند، با ابتکارهای دیگری نیز همراه باشد. مثلا قلعه‌قوند در طول مدت سردبیری‌اش در رادیو تهران، به نقد کتاب هم می‌پرداخته است. او توضیح می‌دهد که ما زمانی خط قصه رمان‌های مشهور 400 صفحه به بالا را پیدا کرده و آن را به عبارتی بازنویسی می‌کردیم. در این تنظیم و تلخیص رادیویی دقت می‌کردیم که هر شب داستان در یک تعلیق نیمه تمام بماند. پس از 6 شب داستان‌خوانی، در شب هفتم منتقدانی را دعوت می‌کردیم و به نقد و بررسی ساختاری و محتوایی داستان می‌پرداختیم.

همین امر موجب می‌شد که مخاطبان ما معمولا از قشر تحصیلکرده و دانشجویان باشند. تا جایی که حتی بعضی از مخاطبان پزشک و جراحمان به ما می‌گفتند که ما گاهی برنامه را ضبط می‌کنیم تا در فرصت مناسب آن را گوش کنیم.

کتاب گویا؛ عامل افزایش فروش یا کاهش مخاطب؟

کتاب گویا برای افراد نابینا یک ضرورت است که باید برای خرید یا درخواست تولید آن به دست دیگران اقدام کنند. اما آیا تولید کتاب گویا برای قشر کتابخوان جامعه باعث کاهش شمارگان کتاب می‌‌شود یا بیشتر جنبه تبلیغی دارد و همین افراد نیز به خاطر مانوس بودن با کتاب، نسخه مکتوب آن را هم خریداری می‌کنند؟

مسلما برای گروهی که به علت کمبود وقت یا به دلیل طی کردن مسافت‌های طولانی سراغ کتاب گویا می‌آیند، دیگر خرید نسخه مکتوب لازم نیست. اما چون کتاب‌های گویا به طرق مختلف تهیه می‌شوند تولیدکنندگان آن معتقدند این کار نه تنها فروش کتاب را کاهش نمی‌دهد بلکه موجب استقبال بیشتر مخاطبان می‌شود و مطالب کتاب نیز در ذهن‌ها بیش از پیش تثبیت می‌شود.

صحراگرد معتقد است که هیچ چیز لذت بخش‌تر از خواندن اصل کتاب نیست زیرا فهم خواننده از متن بیشتر می‌شود. او می‌گوید: از طریق کتاب گویا فقط فرهنگ مطالعه و سطح آگاهی در جامعه افزایش پیدا می‌کند. برای افزایش سطح مطالعه نیز من به ناشران پیشنهاد می‌کنم که کتاب‌هایشان را در سه دسته به مخاطب برسانند؛ 1‌ـ‌ فقط مکتوب 2ـ فقط صوتی 3ـ ترکیب مکتوب و صوتی. زیرا ما گاهی به علت کمبود وقت به صورت صوتی کتاب را گوش می‌کنیم و بعدها شکل مکتوبش را مطالعه می‌کنیم. هر چند شواهد نشان می‌دهد که در آینده‌ای نه چندان دور ما به سمت تولید اینچنینی کتاب پیش‌می‌رویم.

او حتی پیشنهاد می‌کند که کتاب‌های صوتی نیز باید دسته بندی شوند. مثلا ما باید مجموعه‌هایی داشته باشیم که در آن هر یک از کتاب‌های معروف و مهم را فقط در 5 دقیقه خلاصه کنند. این سی‌دی‌ها برای عصر سرعت که ما در حال سپری کردن آن هستیم، مناسب است.

قلعه‌قوند، از سردبیران پیشین برنامه‌های نمایشی در اداره کل برنامه رادیو، رواج کتاب صوتی را در افزایش یا کاهش فروش کتاب نسبی می‌داند و می‌گوید: گاهی فردی کتاب گویا را می‌شنود و اتفاقا مشتاق می‌شود تا اصل کتاب را بخواند. گاهی هم فرد با شنیدن خلاصه کتاب متوجه می‌شود، این کتاب مورد نظرش نیست و در کتابی دیگر باید به دنبال خواسته‌های خود باشد. پس به نحوی خرید کتاب‌ها آگاهانه و از روی نیاز می‌شود.

گویندگان توانا و معروف

در انتخاب گوینده کتاب‌های گویا شهرت تنها عامل جذب مخاطب نیست. گویندگانی باید دست به این کار بزنند که توانایی درست خواندن و فهم درست متن را هم داشته باشند. حکیم معانی می‌گوید: اگرچه اسم و رسم خواننده در جلب مخاطب مهم است، ولی فهم درست و صدای خوب بر شهرت اولویت دارند. اگر خواننده فهم درستی از متن نداشته باشد بسادگی مخاطب را از دست می‌دهیم. ما در عین حال سعی می‌کنیم با گویندگان باسابقه رادیو همکاری کنیم.

قلعه‌قوند درباه انتخاب گوینده می‌گوید: صدای بازیگران مشهور معمولا موجب افزایش تعداد مخاطبان می‌شود.

در تولید چنین کتاب‌هایی بازار خیلی مهم است. ما باید برای آگاه کردن مردم از آثار ادبی خوب از هر راهکار درستی استفاده کنیم.

حورا نژاد صداقت / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها