در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردم حالا دیگر هم کمتر کتاب میخوانند و هم کمتر مجله و نشریاتی را مطالعه میکنند که سواد و شعور آنها را بالا میبرد. تلویزیون آمده و همه را مجذوب خود کرده است. اما در عصر رسانهها برخی هم بر این باورند که تلویزیون با تولیدات فاخر خود میتواند راحتتر سطح سواد و تفکر و همچنین سلیقه مردم را ارتقا بخشد. چون مردم با تصویر بیشتر از کلمه ارتباط برقرار میکنند.
کارشناسان رسانه بر این باورند که با نقد آثار تلویزیونی میتوان سطح کیفی آثار این رسانه را بالاتر برد و قشر تحصیلکرده و فرهیخته را هم به مشتریان تلویزیون افزود. اما نقد را باید منتقد بنویسد. یعنی کسی که با نگاهی متفاوتتر از مردم عادی به برنامههای تلویزیون نگاه میکند. سعید قطبیزاده یکی از منتقدان و نویسندگان حوزه سینما و تلویزیون بر این باور است که منتقد کسی است که نقدش را مینویسد. کسی که درباره یک اثر تلویزیونی یا سینمایی خوب حرف میزند، سخنران خوبی است نه منتقد خوبی!
به گفته قطبیزاده، نقد اساسا یک کار ادبی است که باید مکتوب شود تا ماندگار و تاثیرگذار شود. اما این منتقد در ادامه میگوید:50 درصد از کسانی که مدعی هستند منتقدند، ترجیح میدهند درباره آثار یا در تلویزیون حرف بزنند یا با خبرگزاریها گفتوگو کنند و نظر خود را بگویند. آنها توان نوشتن اظهارات خود درباره یک اثر را ندارند، بنابراین منتقد نیستند! از 50 درصد باقیمانده هم 45 درصد اصلا منتقد نیستد. چون آنها سلیقه و نوع نگاه خود را به یک اثر به نام نقد در نشریات منعکس میکنند. آنها با دیدن یک فیلم یا یک سریال برداشت آنی و سریع خود را مینویسند و سایتها و بیشتر روزنامهها و نشریات هم چون برای پر کردن صفحات خود به آن مطالب نیاز دارند؛ این نوشتههای بی محتوا را منتشر میکنند. در صورتیکه منتقد کسی است که صاحب دیدگاه، بینش و جهانبینی است و اصلا سلیقه خود را در نقدی که مینویسد دخیل نمیکند.
این گفته قطبیزاده درباره منتقد پذیرفتنی است چون منتقد باید حوزه فعالیت خود را بشناسد. مثلا اگر درباره تلویزیون و آثارش مطلب مینویسد، به همه جوانب این حوزه احاطه داشته باشد. ساختار، فرم، فیلمنامه و دیگر اجزای یک اثر را بشناسد تا بتواند درباره مثلا یک فیلم نقد بنویسد. از طرفی باید صاحب «قلم» هم باشد. یعنی نویسنده باشد، روان و قابل فهم بنویسد. اما سوال اینجاست، کسانی که دارای این ویژگیها نیستند چرا دست به قلم میبرند و درباره آثار تلویزیونی مطلب مینویسند؟ یکی از مهمترین دلایل این گرایش بازار تقاضای نقد است که به اصطلاح داغ است. حالا دیگر همه نشریات و روزنامههای مکتوب و رسانههای مجازی به این نکته واقف هستند که میتوانند بخشی از مخاطبان تلویزیون را به مشتریان خود تبدیل کنند. مخاطبان تلویزیون تمایل دارند تا درباره آثاری که در تلویزیون میبینند، مطالبی را هم بخوانند و درباره این آثار بیشتر بدانند. این مطالب میتواند در شکل خبر، گزارش، گفتوگو و نقد منتشر شود. جذابیتهای تلویزیون باعث شده تا بخش هنری روزنامهها و مجلات بخشی از صفحات خود را به تلویزیون اختصاص دهند. برخی از این نشریات تخصصی هستند مثل روزنامه جامجم و مجله سروش که صفحات تخصصی هم فقط مختص تلویزیون و آثار آن دارند، اما بیشتر نشریات در کنار پرداختن به حوزههای هنری دیگر به تلویزیون هم روی خوش نشان میدهند. البته گاهی هم مجله معتبری مانند مجله فیلم صفحات ابتدایی مجله را به تلویزیون اختصاص میدهد. این بازار کار پررونق باعث شده تا خیلی از جوانانی که به هنر و تلویزیون حتی کمی علاقه دارند، به این بازار جذب شوند. حتی گاهی برای این افراد میزان حقالتحریر هم مهم نیست. مهم این است که نام آنها به عنوان منتقد در نشریهای چاپ شود! برای سردبیران این نشریات هم مهم نیست که ارزش مطلبی که نوشته شده چقدر است. آنها فقط میخواهند صفحات خود را پرکنند و به تیراژ خود بیفزایند.
آموزش انتخاب درست
عباس یاری یکی از بنیانگذاران مجله فیلم در گفتوگو با خبرنگار جامجم درباره اختصاص دادن صفحاتی از این مجله به نقد، گفتوگو، گزارش و خبر آثار تلویزیونی، میگوید: تلویزیون مخاطبان زیادی دارد. ما به این نکته توجه داریم بیشتر کسانی که به سینما و فیلم علاقهمند هستند، تلویزیون هم تماشا میکنند. ما در مجله فیلم نقد آثار تلویزیونی را هم چاپ میکنیم تا به این وسیله سطح سلیقه مردم را ارتقا بخشیم. ما در مجله فیلم نقد مینویسیم تا به مردم یاد بدهیم آثار خوب را انتخاب و تماشا کنند. این آثار هم میتواند تلویزیونی باشد و هم سینمایی. در اصل ما سالهاست تلاش میکنیم در حوزه تصویر انتخاب درست را به مردم آموزش بدهیم.
احسان رضایی، سردبیر صفحات هنری و فرهنگی روزنامه تهرانامروز هم بر این باور است که فراگیری مخاطب تلویزیون آنها را تشویق کرده تا به تلویزیون جدیتر بپردازند. او دراین باره میگوید: برای ما تلویزیون اولویت دارد چون مردمی که تلویزیون تماشا میکنند، بیشتر از مردمی هستند که به سینما میروند. بنابراین ما باید نیاز این گروه وسیع از مردم را برآورده کنیم و درباره آثار تلویزیونی مطلب منتشر کنیم.
رضایی در پاسخ به این پرسش که آیا توجه شما به آثار تلویزیونی در روزنامه تهرانامروز به دلیل بالا بردن تیراژ روزنامه هم میتواند باشد؟ میگوید: پرداختن به آثار تلویزیونی تیراژ روزنامه ما را افزایش نمیدهد، اما مخاطب بیشتری را درگیر خود میکند. البته ناگفته نماند روزهایی که گفتوگو با افراد چهره و مطرح تلویزیونی داشتهایم یا گزارشی از برنامهای که مخاطب زیادی دارد، روی فروش روزنامه تاثیر داشته است.
نقد تاثیری بر تلویزیون ندارد
وحید سعیدی، دبیر گروه تلویزیونی روزنامه هفتصبح هم درباره رویکرد این روزنامه به برنامههای تلویزیونی میگوید: ما فقط اخبار تلویزیونی را که برای مردم جذاب است، منتشر میکنیم و اگر برنامهای به اصطلاح گُل کند و مخاطبان زیادی پیدا کند، با عوامل اصلی آن گفتوگو میکنیم، چون بازهم برای مخاطبانمان جذاب است. اما هیچگاه برنامههای تلویزیونی را «نقد» نمیکنیم! سعیدی معتقد است که نقد برنامههای تلویزیونی در کشور ما نه تاثیری برمخاطب دارد، نه برنامهسازان. شاید نقدهایی که در این سالها نوشته شده نقدهای درست و علمی نبوده که تاثیر هم نداشته؟ سعیدی در پاسخ به این سوال میگوید: تلویزیون و نقد آثار آن برای منتقدان تبدیل به حیاط خلوت شده است. این رسانه منتقد جدی ندارد چون منتقدان کارشناس و صاحب دیدگاه، تلویزیون تماشا نمیکنند!
این گفته خود به خود یک سوال اساسی است؛ چرا منتقدان میگویند ما تلویزیون تماشا نمیکنیم؟ آیا این یک پُز روشنفکری است یا آنها واقعا وقت و حوصله تماشای آثار تلویزیونی را ندارند که در ادامه بر آنها نقد هم داشته باشند؟
عباس یاری در پاسخ به سوال بالا میگوید:ما به همه منتقدانی که با مجله فیلم همکاری میکنند توصیه میکنیم که تلویزیون تماشا کنند. یک منتقد واقعی نباید خود را از اصلیترین رسانهای که میلیونها نفراز مردم مخاطب آن هستند، دور نگهدارد.
تاثیر نقد به زمان نیاز دارد
امیر پوریا، منتقد و نویسنده سینما و تلویزیون با ذکر این نکته که تلویزیون در تمام دنیا باید برنامههای خودش را با پایینترین سطح سلیقه و فکر مردم همسان کند، میگوید: برنامههای تلویزیون باید به گونهای باشند که عادیترین مردم در شهرستان یا روستایی دورافتاده هم آن را بفهمند.
شفاعی: تلویزیون باید برای خودش منتقد پرورش دهد. امانه منتقد سفارشینویس، بلکه باید درهای خود را به روی منتقدان باز کند و آنها را با شیوههای برنامهسازی در تلویزیون آشنا و آنها را تشویق کند تا درباره آثار تلویزیونی نقدهای جامع و بیطرفانه بنویسند
اما با همه اینها نباید این دیدگاهها باعث شود تا آثار تلویزیونی نقد نشوند. اگر برای این آثار نقد کارشناسی و علمی نوشته شود، در درازمدت میتواند هم روی سلیقه مردم و هم برنامهسازان و مدیران تاثیر مثبت داشته باشد. اما در کشور ما رابطه تلویزیون با منتقدان خوب نیست.
برخی، منتقدان را تعدادی روشنفکر میدانند که قصدشان فقط تخریب تلویزیون و آثار آن است. مدیران تلویزیون آثار این رسانه را با آمار ارزشگذاری میکنند. مثلا میگویند طبق آمار، فلان سریال 80 درصد بیننده داشته، پس اثر خوبی است و منتقدان اگر این سریال را از نظر محتوایی بررسی کرده و به آن امیتاز پایینی دادهاند، نگاهشان یا درست نبوده یا مغرضانه بوده است. در صورتیکه نقد میتواند جریانساز باشد و جلوی ساخت آثار نازل را در تلویزیون بگیرد. البته عباس یاری هم ضمن صحبتهایش این نکته را یادآور میشود که مجله فیلم یک مجله خصوصی است که به دور از هر نوع نگرش خاص یا محفل ویژه برنامههای تلویزیون را نقد و بررسی میکند، بنابراین مدیران تلویزیون باید به نقدهای منصفانه که از سوی کارشناسان نوشته میشود، توجه بیشتری نشان دهند.
بیان سلیقه، نقد نیست!
نقد منصفانه چگونه نقدی است؟ این هم پرسش خوبی است؛ سحر عصر آزاد، منتقد حوزه سینما و تلویزیون هم بر این باور است که نقد میتواند تاثیرگذار باشد. اما نقدی میتواند چنین کارکردی داشته باشد که بیطرفانه نوشته شود و کاملا علمی باشد. نگاه شخصی نباید به آن حاکم باشد و سلیقه هم در آن اعمال نشود. عصرآزاد هم مانند قطبیزاده به نقد مکتوب اعتقاد دارد و میگوید: نقدهایی که تلویزیون خودش تولید و پخش میکند به نظر من ارزش چندانی ندارد. به این دلیل که در اینجور نقدها منتقد و سازنده اثر رودرروی یکدیگر قرار میگیرند و معمولا از منتقد قبل از ضبط برنامه خواسته میشود تا درباره اثر مثبت صحبت کند. از طرفی این نقدها زمانی برگزار میشود که نمایش اثر به پایان رسیده است. وقتی اثری تمام شده، نقد آن بیفایده است.
احسان رضایی اما از رویکرد روزنامه تهرانامروز درباره تلویزیون چنین میگوید: ما از کلیت تلویزیون حمایت میکنیم، اما زمانهایی هم که لازم باشد نقدهای خود را بر این آثار هم منتشر میکنیم.
امسال تلویزیون در کل خوب شروع کرد. برنامههای ترکیبی خوبی را روی آنتن فرستاد و با پخش سریال ساختمان پزشکان، طنز را بار دیگر در تلویزیون زنده کرد. ما همه اینها را میبینیم و درباره آنها مطالب خوبی هم مینویسیم، اما از کنار آثار ماه رمضان امسال بسادگی عبور نمیکنیم و آنها را یکجور عقبگرد برای تلویزیون میدانیم و نظراتمان را هم مینویسیم.
پس شما بر این باورید که نقد بر روند کیفی تلویزیون تاثیرگذار است؟رضایی در پاسخ به این پرسش میگوید: بله! اما همیشه نه! گاهی نقدی بر اثری نوشتهایم و بازخوردهای آن را دیدهایم و متوجه شدهایم، نقدی که منتشر کردهایم هم روی مدیران و هم برنامهساز تاثیر مثبت داشته است.
نقد جریانسازی نمیکند
بازهم یک سوال، یک نقد در چه زمانهایی تاثیرگذار است؟ آرش شفایی، دبیر بخش هنری روزنامه قدس با اشاره به این نکته که پرداختن به تلویزیون بنا به مخاطب فراگیر این رسانه برای روزنامهای مانند قدس که بیشترین مخاطب آن در استان خراسان هستند، میگوید: سعی ما در این روزنامه بر این است که با پیشفرض جلو نرویم و کیفیت آثار را در نظر بگیریم. اگر اثری به شعور مخاطب احترام گذاشته باشد، ما هم به شیوههای مختلف از آن حمایت میکنیم.
شفاعی بر این باور است که نقدهای برنامههای تلویزیون تاثیر چندانی بر کسی ندارد و نمیتواند جریانسازی کند، چون سفارشدهنده برنامهها به تهیهکنندگان نسبت به این نقدها حساسیت ندارند و اصلا برایشان مهم نیست که یک منتقد یا یک نشریه درباره آثار تلویزیونی چه نظری دارد. البته مردم گاهی به نقدها روی خوش نشان میدهند.
شفاعی معتقد است که تلویزیون منتقد ویژه خود را ندارد. او میگوید: بیشتر منتقدانی که دست به قلم دارند و نظرشان کارشناسانه است در زمینه سینما نقد مینویسند و آنهایی که مدعی هستند نقادند و تلویزیون میبینند، در اصل منتقد نیستند، بلکه سلیقه خود را درباره یک اثر مینویسند.
برای حل این مشکل، شفاعی پیشنهاد میدهد، تلویزیون باید برای خودش منتقد پرورش دهد. اما اینگفته به این معنا نیست که منتقد سفارشینویس تعلیم دهد. بلکه باید درهای خود را به روی منتقدان باز کند و آنها را با شیوههای برنامهسازی در تلویزیون آشنا و آنها را تشویق کند تا درباره آثار تلویزیونی نقدهای جامع و بیطرفانه بنویسند.
دبیر بخش هنر روزنامه قدس هم این نکته را تایید میکند که منتقد تلویزیون بسیار کم است. او هم معتقد است، منتقدی که کار فرهنگی میکند، همه وقت خود را به تلویزیون اختصاص نمیدهد. در صورتیکه منتقد تلویزیون باید همه یا بیشتر برنامههای این رسانه را تماشا کند تا بتواند ارزیابی درستی از آثار آن داشته باشد.
پذیرش نقد منصفانه
حسین سهیلیزاده یکی از پرکارترین کارگردانان تلویزیون بر این باور است که نقد برای کار هنری لازم است. او میگوید: یک اثر هنری که فیلمها و سریالهای تلویزیونی هم جزو آنها هستند باید صورت گیرد تا سازنده به نقاط قوت و ضعف خود پیببرد.
وی میگوید: من همیشه نقدهایی را که بر آثارم منتشر میشود، میخوانم و اگر نقدی منصفانه و بدون غرضورزی باشد حتما مورد توجه قرار میدهم. اما اغلب نقدهایی که منتشر میشود، غیر کارشناسانه است و نشان میدهد که نویسنده از فضای تلویزیون و ساخت و ساز در آن بیخبر است و به همین دلیل سلیقه خود را درباره یک اثر نوشته است.
سهیلیزاده در پاسخ به این پرسش که آیا نقد آثار تلویزیونی روی مدیران تلویزیون هم تاثیر دارد یا نه؟ میگوید: مدیران تلویزیون بعد از خواندن یک نقد متوجه میشوند که این نقد چقدر واقعی و درست است یا به چه میزان سلیقه و نگاه خود نویسنده است. بنابراین نباید توقع داشت که مدیران روی همه نقدها حساسیت به خرج بدهند و آنها را در آثار تلویزیون اعمال کنند.
سروش صحت که بیشتر منتقدان به سریال ساختمان پزشکان او روی خوش نشان دادند، میگوید: برخی از کارگردانان به نقدهایی که درباره آثارشان نوشته میشود، توجه نمیکنند اما من همه نقدها را به دقت میخوانم و به مطالبی که در آنها عنوان شده است، فکر میکنم. مطالبی که مستند باشد و نویسنده برای آنها دلایل قابل قبول داشته باشد در ذهنم نگه میدارم و از کنار برخی نقدها هم عبور میکنم چون به صحبتهایی که در آن نقد شده، اصلا اعتقادی ندارم.
صحت در پاسخ به این پرسش که از سریال کمدی چارخونه تا موفقیت ساختمان پزشکان آیا نقدهایی که بر این آثار نوشته شد روی کار شما تاثیر داشت یا خیر؟ میگوید: مطمئنا نقدهای کارشناسانه غیرمستقیم تاثیر خود را روی ذهن من گذاشته و در کارم موثر بوده است.
عباس یاری هم هر چند تاکید میکند که نقدهای مجله فیلم بیطرفانه است و به نوعی حمایت از آثار فاخر تلویزیون است، اما به این نکته هم اشاره دارد که مدیران دوست دارند که همیشه از آثار شبکههای مختلف تلویزیون تعریف و تمجید شود.
اگر قرار است که تلویزیون صاحب شأن و منزلت خاص شود باید آثارش توسط کسانی ساخته شود که تلویزیون را جدی میگیرند و حاصل کارشان را میتوان چندین و چند بار از تلویزیون پخش کرد و مردم هم از تماشای آنها دلزده نمیشوند. تلویزیون حالا دیگر نباید اثری را تولید و پخش کند که حتی عامیترین قشر مردم همه رغبتی به تماشای آن ندارند.
انجمن منتقدان تلویزیون
چند سال پیش رئیس سازمان صدا و سیما نشستی را با منتقدان و نویسندگان تلویزیون و سینما برگزار کرد. در این نشست از منتقدان خواسته شد تا نقدهای کارشناسانه خود را منتشر کنند چون اینگونه نقدها باعث ارتقای کیفی آثار تلویزیونی میشود. شاید بهتر بود بعد از این دیدار و نشست، روابط عمومی صدا و سیما انجمن منتقدان تلویزیون را تشکیل میداد، همانگونه که خانه سینما انجمن منتقدان سینما را راهاندازی کرده است.
منتقدان تلویزیون وقتی صاحب انجمن شوند به ماهیت سازمان بیشتر آشنا میشوند و آنوقت است که میتوان از آنها انتظار داشت نقدهای کارشناسانه خود را بنویسند تا برنامهسازان و مدیران با دیدگاه آنها آشنا شوند.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: