یوسف حسینعلی‌زاده ‌/‌ کارشناس ارشد منابع طبیعی

طبیعت، قربانی گمنام تهران

تهران هیچ وقت با طبیعتش خوب تا نکرده است ولی هنوز رشته کوه‌های البرز، تهران امروز را همچون آویز طلایی در دامنه‌های جنوبی خود با افتخار نگه داشته است. تهران در عین حالی که بزرگ‌ترین مرکز کارخانجات صنعتی، مواد غذایی و بزرگترین قدرت اقتصادی و بازار مصرف کشور است، بزرگ‌ترین مرکز تولید آلاینده‌های محیط زیست کشور هم به حساب می‌آید.
کد خبر: ۴۲۹۰۰۰

به شهادت تاریخ جمعیت 20 تا 30 هزار نفری تهران سال 1006، سال 1270 به 160 هزار نفر، سال 1357 به بیش از 5 میلیون نفر و سال 1387 به بیش از 13 میلیون نفر رسیده در حالی که همچنان دست از پذیرش مهاجران و ا فزایش جمعیت برنمی‌دارد و این جمعیت رو به رشد به ناچار از سر و کول طبیعت بالا می‌روند. برای همین است که امروز تمام چشم‌اندازها و مناظر طبیعی شهر در دامنه‌های جنوبی البرز، به عنوان پیشانی پایتخت در پشت برج‌ها گم شده و کوچه‌باغ‌های شمیران و قنات‌های روان نیاوران در زیر آسمانخراش‌ها دفن شده و هوای خنک و دلنواز دربند و درکه بوی دود می‌دهد.

این روزها قامت درختان سرسبز الهیه در سایه شهر عمودی از حسرت دیدارآفتاب خسته شده و قد خم می‌کنند. خط آسمان در فضاها و بافت‌های ناهمگون شهر ناپدید شده، و انس با طبیعت گمشده برای هر دلتنگ و خسته از زندگی در پس پنجره‌های گرد و غبارگرفته ناممکن می‌شود و دیگر از گلدان‌های مصنوعی بازیافتی هم کاری جز اشغال فضایی که روزی به گلدان‌های شمعدانی اختصاص داشت بر نمی‌آید؛ گلدان‌هایی که حتی قادر به جذب حشرات هم نیستند تا بماند تحریک احساسات زمخت انسان عصر آهن.

اما اگر همه ایران تهران می‌شد اوضاع تا حد زیادی فرق می‌کرد، آن وقت مساحت تهران، 165 میلیون هکتار می‌شد و در یک درصد عرصه کشور بیش از 20 درصد جمعیت کشور جمع نمی‌شدند، تا بیش از 10 هزار نفر در هر کیلو متر مربع زندگی کنند و رکورد آلودگی هوا و آب‌های زیرزمینی، ترافیک، آلودگی صوتی، ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی را برای قربانی کردن طبیعت تهران حفظ کنند و مهم‌ترین سرمایه‌های انسانی یک کشور در بدترین شرایط زیست محیطی حتی به عمر طبیعی نیز نرسند؛ اما فاجعه این است که هنوز از جذابیت تهران چیزی کم نشده آن هم به این علت که طعم طبیعت با ذائقه‌ها غریبه شده است. معامله پایاپایی که در تهران حاکم شده چندان عادلانه نیست، در شهر ما پرندگان این نوازندگان طبیعت، جای خود را به سوت و بوق وسائط نقلیه داده‌اند در حالی که سونامی سرب و جیوه در اقیانوس تهران، بی‌محابا از ساحل نه چندان آرام زندگی‌ها گذشته و تا عمق رگ‌های انسان‌ها و آوندهای گیاهان طبیعی و دست کاشت پیش می‌رود. باران‌های اسیدی نیز که درختان شهر و آخرین بازماندگان طبیعت شهر را جوانمرگ می‌کنند.

سال‌ها است ارتفاعات پیرامونی، تهران را بسان گودالی ساخته و جولان هوا را در آن محدود کرده در حالی که متوسط ارتفاع 2000 متری تهران از سطح آب‌های آزاد دنیا، کاهش غلظت اکسیژن در هوای این شهر را سبب شده است و آب و هوای کویری دشت‌های قزوین، کویر قم و مناطق خشک استان سمنان تاثیر منفی شان برآب و هوای تهران را گذاشته‌اند و هوای گرم و خشک به همراه گرد و غبار را به ریه‌های مردم شهر می‌فرستند. این در حالی است که رشته کوه البرز نیز همچون سدی طبیعی از گذر رطوبتِ برخاسته از دریای خزر به سوی تهران جلوگیری می‌کند و اتفاقات طبیعی دیگر از این دست که شاید بدشانسی نادر برای تهران به حساب بیایند هر چند که خودشان جای ملاحظه و محاسبه در طراحی شهری را خالی می‌کنند. با وجود این تهران نیاز به درمان دارد، به ازای ورود هر خودرو به ترافیک شهر باید 5‌/‌1 هکتار جنگلکاری شود، ولی اولین لازمه رساندن سرانه فضای سبز در تهران از 1700 متر به 2500 متر وجود زمین است برای همین است که به اعتقاد کارشناسان چاره‌ای نیست جز این‌که با یک عزم ملی تمام کارخانجات بزرگ از تهران و پیرامون آن به سایر استان‌ها منتقل شوند، تا شاید فضایی برای بازگشت درختان زالزالک، گوجه وحشی، زرشک، انجیر، بادام کوهی، داغ داغان، سنجد، سماق و... به تهران و البرز جنوبی باز شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها