در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید این خاطرات در اعماق ذهن او چال شده باشند، اما هرگز از بین نرفتهاند. او پیوسته خود را سرزنش میکند و فکر میکند شایسته دوست داشتن نیست و نمیتواند باعث خوشبختی شود، اما سبب بدبختی، چرا!
حالا شیما که زنی بالغ و بزرگ شده است فکر میکند نمیتواند شایسته دوست داشتن باشد. به همین دلیل هر وقت وارد رابطهای جدی میشود و به ازدواج فکر میکند همه چیز را به هم میزند یا با کسانی که برای ازدواج با او پیشقدم میشوند طوری از تردیدها و نگرانیهایش صحبت میکند و بر نظرات منفی آنان در مورد خودش صحه میگذارد که شانس یک ازدواج خوب را از دست میدهد.
او فکر میکند چون وقتی بچه بوده زیاد گریه میکرده پدرش به خاطر او با مادرش دعوا میکرده و به همین دلیل از هم جدا شدند.
واقعیت این است که مادر شیما که نمیدانسته او را چطور توجیه کند وقتی با پدرش دعوا میکرده و شیما سوال میکرده چرا دعوا میکنید میگفته به خاطر این که تو گریه میکنی. او فکر میکرده با این کار هم دلیل دعوای پدرش را که اعتیاد او بوده پنهان میکند و هم باعث میشود شیما آرامتر باشد.
احساس گناه
حس تقصیر و گناه فقط نوعی نگرانی درباره گذشته نیست بلکه نوعی بیتحرکی و سکون در زمان حاضر به خاطر مسائلی است که در گذشته اتفاق افتاده است. این بیتحرکی میتواند طیفی از یک ناراحتی ساده تا افسردگی جدی را در بر بگیرد.
اگر از گذشته خود درس بگیرید و سعی کنید از تکرار برخی رفتارهای خاص اجتناب کنید در آن صورت گرفتار حس گناه نشدهاید. زمانی احساس گناه میکنید که نمیتوانید به دلیل رفتارهای خاص قبلیتان اکنون دست به کار فعالیتی شوید.
کسی که با این حس درگیر میشود کمکم اعتماد به نفسش را از دست میدهد و به سادگی تسلیم شرایط میشود، زیرا خود را فردی فاقد صلاحیت موفقیت و شایسته تنبیه از سوی شرایط و موقعیتها و افراد میپندارد.
اولین تقصیر
شاید به خاطر نیاورید که اولین بار چه زمانی احساس گناه به سراغ شما آمد، اما واقعیت این است که ما این حس را در سالهای اولیه زندگی درک میکنیم. در سالهای بزرگسالی هم این حس را بر خود تحمیل میکنید و با آن در قبال شکستها خود را تنبیه میکنیم.
گاهی احساس گناه رسوبات باقیمانده از تربیتهای نادرستی است که بزرگترها در زمان کودکی بر ما روا داشتهاند. این جمله را حتما همه ما شنیدهایم: اگر یکدفعه دیگر این کار را بکنی بابا دوستت ندارد یا باید از خودت خجالت بکشی... و خیلی جملات مشابه دیگر که احساس گناه را در ما تقویت میکند.
در زندگی زناشویی این خلقیات به صورت عذرخواهی مکرر و خود ملامت کردن به خاطر رفتارهای قبلی مشاهده میشود. این واکنشها نتیجه سلطهطلبی بزرگسالان در زمان کودکی ما بوده است. حتی شما به خاطر کارهای نادرستی که کردهاید نیز ممکن است هرگز خود را نبخشید.
در اسلام امکان توبه را برای این گذاشتهاند که انسان سبک بار شود. اگر بنا باشد بابت هر گناه تا آخر عمر خود را سرزنش کنیم باید یک عمر را فقط به سرزنش به خاطر گذشته به سر ببریم و این خود ما را از انجام تکالیف حال حاضر بازمیدارد و حضور را از ما میگیرد.
در حالی که اگر از گذشته خود درس بگیرید راه رشد و تکامل فردی خود را فراهم میکنید، بنابراین احساس تاسف انرژی و توان شما را صرف خود میکند.
مقصرپروری در خانواده
مادر عادت دارد جلوی بچهها که حالا بزرگ شدهاند خود را به مریضی بزند و برای آنها توضیح دهد: باید تشکهای شما را باز میکردم و همه را تمیز و نرم میکردم و دوباره درست میکردم. به خاطر کار زیاد از پا افتادهام.
گاهی نیز به آنها یادآوری میکند: به خاطر به دنیا آوردن شما قدرت و سلامتیام را از دست دادم. شاید گفتن این حرف هرگز سلامتی را به او برنگرداند، اما مگر بچهها بودند که تصمیم گرفتند به دنیا بیایند. آنها قبل از این که باشند نمیتوانستند مقصر مشکلات ما باشند.
باید به مادرانی شبیه موردی که برایتان مثال زدیم گفت: اگر تصمیم گرفتهاید فرزندان زیادی داشته باشید مسوولیتش را بپذیرید و بچهها را خودجوش و مسوولیتپذیر بار آورید نه این که انسانهایی با احساس گناه پرورش دهید. این کار نه به شما و نه به آنها کمکی نمیکند.
اگر کاری را نمیتوانید انجام دهید سعی کنید به بچهها بفهمانید کارها با کمک شما سبکتر میشود و انجام کارها با یکدیگر خوشایندتر و زیباتر است. کار را از همان ابتدا برای بچه به یک بازی تبدیل کنید تا برایتان سبک شود. او را خوب تربیت کنید تا مجبور به سرزنش و ایجاد حس گناه نشوید.
متاسفانه ایجاد حس تقصیر یکی از موثرترین روشها برای بهرهبرداری والدین از کودکان است: اشکال ندارد که ما تنها بمانیم. تو برو مثل همیشه خوش باش... نگران ما نباش!
جمله: تو به ما بیاحترامی کردی برای فرزندی که همسر آیندهاش را خودش انتخاب کرده است و همسایهها چی فکر میکنند؟ آنها مدام از ما در موردتان سوال میکنند برای فرزندی که بچهای ندارد از این جمله است. گویی همه صف کشیدهاند از کاری که کردهاید اطلاعات کسب کنند و بابت آن والدین شما را سرزنش کنند.
آنها فشار خون، دیابت، ضعف و ناتوانی و همه مشکلات را گردن فرزندان و حرفهایی که دوست ندارند بشنوند، میاندازند.
حسین ـ الف توانست بورسیه رشته موسیقی در ایتالیا شود. او آرزو داشت در این رشته دکتری بگیرد و منتظر چنین موقعیتی بود، اما در کشور برایش این امکان فراهم نبود. دیگر چیزی نمانده بود که برای رفتن آماده شود که مادرش گفت: من بیتو میمیرم. او یک بار هم سکته کرده بود.
اکنون چند سال از آن موضوع میگذرد و مادر حسین هنوز در قید حیات است، اما از آن موقعیت با حسرت یاد میکند.
گاه در چنین موقعیتهایی حتی مرگ والدینی که خود بیماریهای سختی دارند میتواند بر دوش شما بیفتد.
شما با یک یادآوری ساده به کودکان در مورد این که چرا کارشان خوشایند نیست میتوانید رفتارهای ناخوشایند و ضداجتماعی آنان را مهار کنید و تلقین احساس گناه در آنان را کنار بگذارید.
مقصرپروری در ارتباط با همسر
اگر دوستم داشتی مرا با این همه گرفتاری رها نمیکردی بروی ماموریت! من به خاطر تو زحمت بارداری را تحمل کردم وگرنه علاقهای به بچه نداشتم و... جملاتی از این قبیل برای زندگی زناشویی مضر است، زیرا احساس گناه را در مرد تقویت میکند و جلوی رشد و تکامل او را میگیرد و او را خالی از اعتماد به نفس و مدیون نگه میدارد.
زنی پس از 10 سال زندگی مشترک از همسرش جدا شده بود. وقتی از او سوال کردم چرا جدا شدید شما که زندگی خوبی داشتید، گفت: ما زندگی خوبی داشتیم تا این که در یک مشاجره همسرم گفت: اگر من با فلان دختر ازدواج کرده بودم همه این شرایط سخت را راحتتر پشتسر میگذاشتم ولی با تو نمیتوانم. شاید این حرف او جدی نبود و در آن لحظه میخواست من بابت شرایط ناخواسته زندگیمان احساس تقصیر کنم، اما از نظر من او تیر خلاص را به زندگی مشترکمان زد. من دیگر با کسی که به خاطر هویتم محکومم میکرد نمیتوانستم زندگی
کنم.
جالب است بدانید کودکان نیز این روش را از شما یاد میگیرند. آنها بیهوده گریه میکنند و خود را به زمین میاندازند تا شما احساس گناه کنید و چیزی را که میخواهند برایشان بخرید یا میگویند: اگر مامان فلانی بود این کار را میکرد.سعی کنید ریشه احساس گناه بیهوده را از همان ابتدای زندگی مشترک در خود و خانوادهتان بخشکانید و روشهای کاربردیتری برای خوشبختی به کار ببرید.
زهره زیارتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: