در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برنامه ماه عسل ولی در میان دیگر نمونهها از ابداع منحصر به فرد دیگری نیز برخوردار است که آن را از نمونههای مشابه متمایز میکند. این ابداع خلاقانه عبارت است از دعوت هدفمند و برنامهریزیشده مهمانان به برنامه با انگیزه برطرف کردن مشکلات آنها یا دست کم برانگیختن حس همدردی مخاطب نسبت به آنها در سالهای گذشته و شنیدن داستان زندگیشان امسال و به فکر فرو رفتن، یعنی نوعی استفاده بهینه از ابزار رسانه. نمونهای که همین امسال به موازات ماه عسل از شبکه یک سیما در حال پخش است. برنامهای است با عنوان «شهر باران» بااجرای هادی نائیجی. این برنامه اگرچه از اجرای مجری ـ کارشناس خوب و جامعالاطرافی مثل هادی نائیجی بهره میبرد، اما نه فقط در دکور و طراحی تولید ضعیف عمل کرده و از جذابیت بصری لازم برخوردار نیست، بلکه کارگردانی تلویزیونی قابل قبولی هم نداشته و قادر نیست مخاطب را با خود نگه دارد و مانع عوض کردن شبکه برای تماشای برنامه مشابهی همچون ماه عسل بشود.
در ماه عسل، برخلاف شهر باران، کسانی که به برنامه دعوت میشوند افراد موفقی نیستند یا بهتر است بگوییم موفق به معنای مصطلح نیستند. این شخصیتها افرادی معمولی هستند که حضورشان در برنامه بهانهای است برای هدایت توجه تماشاگر به زوایای پنهانی از جامعه که معمولا مورد غفلت بوده یا دستکم در رسانه فراگیری همچون تلویزیون که بر مدار مشاهیر و شخصیتهای شناختهشده میچرخد، چندان مورد عنایت نیستند و این توجه نه از سر دلسوزی و ترحم، بلکه از سر بصیرت و بینش بالاست. این افراد اگرچه در ظاهر موفق به نظر نمیرسند، اما چه بسا الگوهایی مناسبتر از شخصیتهای مشهور و شناختهای شده باشند و این میتواند ریشه در آستانه صبر بالا و مثالزدنیشان داشته باشد. بااینحال، ماه عسل فقط در پی آن نیست که به مخاطب خود الگو معرفی کند و از موضع بالا به او راه و رسم درست زندگی کردن بیاموزد، بلکه در صدد است شرایطی را فراهم آورد که تماشاگر نه فقط قدر داشتههای مادی و معنوی خود را بیشتر بداند، بلکه در راه دستگیری از دیگرانی که نیازمند توجه او هستند نیز بکوشد.
ماه عسل برنامهای است کاملا همخوان با حال و هوای ماه مبارک رمضان که ماه ضیافت و یاد خداست. هدف این برنامه فقط سرگرم کردن مخاطب و به وجود آوردن ساعاتی خوش برای او که به موجب آن سختی لحظات باقیمانده تا افطار را راحتتر تحمل کند و متوجه گذر زمان نشود، نیست.
سازندگان این برنامه توجه داشتهاند که برنامه گفتوگومحور صرفا با حرفهای معنوی و شعارهای مذهبی، ویژگی ماهویاش را که خواهناخواه غربی و مبتنی بر اصول پذیرفته شده رسانهای و جهانی است از دست نمیدهد. این قبیل برنامهها در همهجای دنیا بر محور جنجال و حاشیه میگردند و پای ثابتشان ستارگان ورزش و سیاست و سینما و دیگر چهرههای معروف و مشهور است که جذابیتشان برای مخاطب فقط به دلیل فاصله حسرتآمیزی است که مخاطب با این سوژهها دارد.
ماه عسل یک برنامه گفتوگو محور دینی است نه چون در ماه مبارک رمضان و در لحظه افطار پخش میشود یا چون در آن سخن از دعا و طلب استعانت از خداوند برای رفع گرفتاری نیازمندان میشود، اینها ظواهری است که همه میتوانند به آن پایبند باشند و دستکم برای تظاهر، رعایتش کنند. اتفاقی که در برنامه ماه عسل میافتد یک اتفاق کمنظیر رسانهای است که میتوان آن را ماهیتا دینی و معنوی دانست و این مهم عبارت است از استفاده ابزاری از رسانه نه برای افزودن بر حسرتها و ناکامیهای مخاطبان بلکه برای برداشتن باری از دوش آنها و کنار زدن سنگهایی که بر سر راه خوشبختی آنها قرار گرفته یا دست کم ارج نهادن به صبر و شکیبایی آنها.
پیگیری موضوعات مطرح شده در برنامه و رها نکردن آن در حد طرح مساله، موجب نوعی تعامل مفید میان مخاطب و اثر میشود که به رد و بدل شدن تماس تلفنی و پیامک محدود نمیشود. به عنوان نمونه برنامه خبری 20/30 در نتیجه همین پیگیریها به یک برنامه تلویزیونی فعال در فضای منفعل رسانهای کشور تبدیل شده و توانسته دست کم در اینخصوص رضایت کامل اکثر بینندگان را با خود به همراه داشته باشد. این همان اتفاقی است که خیلی قبلتر از 20/30 ، در برنامه ماه عسل سالهای پیشین رخ داده بود، منتها به شکلی متفاوت که متناسب با یک برنامه گفتوگومحور ساده تلویزیونی است. اینجا دیگر نمیشود مسوولان عالیرتبه را به پاسخ واداشت و خطاهای آنها را زیر ذرهبین برد اما میشود مردم را برای توجه به همنوعانشان برانگیخت و از مدیوم رسانه، تریبونی ساخت برای درد دل کردن کسانی که محتاج توجه و یاری دیگران هستند یا شاید هم این مخاطبان برنامه باشند که نیازمند شنیدن درد دل این عزیزان و همراه شدن با بیمها و امیدهای ایشان هستند.
اما گذشته از این ویژگیهای مضمونی، برنامه ماه عسل از ساختار تلویزیونی مناسبی هم برخوردار است. دکور ماه عسل برخلاف نمونههای فراوان مشابه، به یک دست میز و صندلی خشک و خالی یا حداکثر با پنجرهای پشت سر و اشیای ریز و درشتی روی میز و اطراف دکور محدود نمیشود. دکور این برنامه هم مثل کارکرد رسانهای آن فعال و پویاست. گذشته از اینکه طراحی هنری بسیار خوبی دارد و از نورپردازی و ترکیب رنگ مناسبی هم بهره برده که بهترین نما را از چهره مجری و مهمان در اختیار تصویربردار قرار میدهد، فضای مناسبی نیز فراهم آورده برای راه رفتن مجری و اجرای غیررسمی و خودمانیتر او. سری جدید ماهعسل که رمضان امسال از شبکه 3 روی آنتن رفته، دربردارنده بهترین دکور برنامه تا به امروز است و اگر به این فاکتور مهم، اجرای پیراستهتر و خویشتندارانهتر احسان علیخانی نسبت به سالهای گذشته را هم اضافه کنیم به جرأت میتوان گفت امسال با کمنقصترین سری برنامههای مناسبتی ویژه ماه رمضان مواجهیم و این چه بسا حاصل تجربهای باشد که سازندگان برنامه از ساخت قسمتهای قبل اندوختهاند.
وُلههای میانی برنامه و پلیبکها یا همان کلیپهای آماده شده برای نمایش در فواصل میانی گفتوگو نیز گرافیک بصری بالایی دارند و مدت زمانشان هم به اندازه است. نه آنقدر کم است که برنامه را از حالت ترکیبی بودن خارج کند و به گفتوگوی صرف تقلیل دهد و نه آنقدر طولانی است که مانع از پیگیری درست بحث مطرح شده در گفتوگوها از سوی بیننده شود. به این موارد باید کارگردانی دقیق تلویزیونی برنامه یا همان سوئیچ بهموقع نماهای مختلف را هم اضافه کرد که مزایای آن را بسادگی میتوان از طریق مقایسه با نمونههای مشابه شبکههای دیگر دریافت.
در مجموع، میتوان گفت برنامه ماه عسل امسال همراه خوبی برای لحظات باقی مانده تا افطار است که فارغ از برخی نقصهای جزئی، ویژگیهای مثبتش آنقدر هست که بتواند نیاز مخاطب روزهداری را که چه بسا میانه خوبی هم با برنامههای تلویزیون نداشته باشد، برطرف کرده و چراغ تلویزیون را در آخرین ساعات روزهای ماه مبارک رمضان در اغلب خانهها روشن نگه دارد.
محمد کامیار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: