دقایقی بعد با حضور ماموران در محل حادثه معلوم شد، زن صاحبخانه با چاقو کشته شده و اموال وی سرقت نشده است. با تشکیل پرونده قضایی در این زمینه و تحقیق از همسایهها و خانواده مقتول معلوم شد وی با کسی اختلاف نداشته و معلوم نیست به چه انگیزهای به قتل رسیده است.
ردپای برادرزاده در جنایت
در حالی که تحقیقات پیرامون این پرونده ادامه داشت، ماموران اطلاعاتی به دست آوردند که نشان میداد برادرزاده مقتول هرازگاهی به خانه مقتول رفت و آمد میکرده؛ اما از روز حادثه به طرز مرموزی ناپدید شده است و خانوادهاش از وی بیخبر هستند. به این ترتیب برادرزاده مقتول به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا اینکه با گذشت یک سال از وقوع حادثه، چند روز پیش وقتی متهم فراری برای دیدار خانوادهاش به شهر بازگشته بود، از سوی ماموران شناسایی و دستگیر شد. با انتقال متهم به پلیس آگاهی، وی به قتل عمهاش اعتراف کرد.
متهم در اظهاراتش گفت: من و عمهام با هم اختلاف داشتیم و چند باری با هم مشاجره کردیم، در پی این اختلاف و درگیریها کینه او را به دل گرفته و درصدد انتقام بودم.
وی اضافه کرد: روز حادثه به عنوان مهمان به خانه عمهام رفتم و بار دیگر میان ما مشاجره درگرفت و من نیز عصبانی شده و با حمله به عمهام، او را با چاقو کشتم و سپس متواری شدم. متهم یادآور شد: در این یک سال آواره شهرهای مختلف بودم و چند بار قصد داشتم خود را تسلیم پلیس کنم، اما ترسی که در وجودم بود، مانع این کار شد تا عاقبت پس از بازگشت به شهرمان دستگیر شدم. بنابراین گزارش، متهم به قتل با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شد تا بزودی صحنه حادثه را بازسازی کند و روانه زندان شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم