در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما سوءاستفاده از موفقیت فیلمهای ایرانی آن هم نه تنها با بهرهگیری از شخصیتپردازی و فیلمنامه و قصه و پس و پیش کردن آن بلکه تقلید از نام و نوع تبلیغات فیلمها رسمی است که حالا چند سالی است باب شده است.نمونه تازه آنکه صدای تهیهکننده یک فیلم را درآورد و حتی مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی را به واکنش واداشت اکران فیلمی با عنوان عجیب «ورود زندهها ممنوع» همزمان با فیلم «ورود آقایان ممنوع» است؛ آن هم در حالی که فیلم دوم هم در زمان جشنواره توانست نظر منتقدان را جلب کرده و هم در اکران، روزهای موفقی را پشت سر گذاشته و به باشگاه میلیاردیها بپیوندد. استفاده از لوگوی مشابه برای فیلم، بازیگران و تبلیغات مشابه تنها و تنها این شائبه را ایجاد میکند که اکران این فیلم فقط برای کشاندن بخشی از مخاطبان فیلم موفق اول به سینماهای فیلم تازه اکران شده است. اینکه شورای صنفی نمایش با چه توجیه و ضابطهای تصمیم به اکران این فیلم همزمان با فیلم «ورود آقایان ممنوع» گرفته، خود جای بحث دارد اما با توجه به اینکه فیلم «ورود زندهها ممنوع» به صورت آزاد اکران میشود و از نام و شیوههای تبلیغاتی مشابه استفاده میکند، جای بررسی دارد.این اتفاق تازهای نیست. نوروز 89 اکران فیلم «افراطیها» تنها و تنها برای فریب تماشاگرانی بود که به دیدن فیلم پرفروش آن سال یعنی «اخراجیها» رفته بودند. این بار هم حقه همان حقه قدیمی است که انگار جواب هم داده. استفاده از بازیگران مشابه و نقشهای مشابه یکی از این ترفندهاست مثل بازی اکبر عبدی، ارژنگ امیرفضلی، علی اوسیوند و... در 2 فیلم «افراطیها» و «اخراجیها». در خوشبینانهترین حالت نتیجه این کار چیزی جز بیاعتمادی تماشاگر به سینما نیست. اینکه تماشاگر را با بیاخلاقی به سالن سینمایی بکشانیم که وعده فیلم دیگری به آن داده شده است. اسمش را چه باید گذاشت؟!
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: